جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Mon05212012

Last update12:04:26

Back اقتصاد چرا کابل بانک به سقوط مواجه است؟

چرا کابل بانک به سقوط مواجه است؟

  • PDF

kabulbank

 

برای نظم بهتر و انکشاف اقتصادی جوامع، وجود بانک ها و سایر نهاد های مالی ضروری پنداشته می شوند. لذا جهت تاسیس و فعالیت موثر آنها در تمام جوامع با نظرداشت شرایط و اوضاع حاکم و با توجه به اصول اقتصادی و رفاهی، قوانین و طرز العمل های تنظیم می شوند.

افغانستان نیز از دیر زمانی که در آن یک نوعی  بخصوص بانکداری دولتی وجود داشت، جهت رشد اقتصادی و رفع نیازمندی های مردم بایست اقداماتی را انجام می داد. بدین سبب بانک مرکزی افغانستان منحیث تنظیم کننده این امور، گام های را درین عرصه برداشت که از ایجاد یک سلسله قوانین و مقررات, حذف و مدغم سازی چند بانک دولتی گذشته و جوازدهی به یک تعداد از بانک های خصوصی و نمایندگی های بانک های خصوصی کشور های خارجی, می توان نام برد. اينک تعداد مجموعی این بانکها اعم از دولتی, خصوصی و خارجی به 17 بانک می رسند.

درین میان کابل بانک از تابستان سال 1383 به فعالیت آغاز نمود و به یکی از بزرگترین بانکهای کشور تبدیل گردید. در اوج رونقش کابل بانک, دارائی مجموعی معادل به 1300 میلیون دالر را داشت. معادل به 1200 میلیون دالر سپرده ها یا امانات مردم را به نحوه های مختلف جمع آوری نموده و سرمایه سهم داران بانک بالغ به 100 میلیون دالر می رسید. کابل بانک با داشتن حدوداً 3000 کارمند و نزدیک به 80 نمایندگی در سراسر افغانستان مشغول فعالیت بوده و از چند سال بدینسو, توزیع معاشات اکثریت کارمندان ادارات دولتی و خصوصی را نیز در سراسر کشور انجام میداد؛ اما از ماه نومبر سال گذشته میلادی گزارشهای مبنی بر خسارات هنگفت این بانک بزرگ به نشر میرسد. این گزارشها باعث شد که بانک مرکزی افغانستان دست به عمل زده و امور اداری کابل بانک را بر عهده بگیرد. با آنکه د افغانستان بانک می گوید که کابل بانک با کدام خطر جدی روبرو نیست؛ اما مشتریان کابل بانک حالا آن اطمینان قبلی را ندارند.

موضوع کابل بانک نگرانی های را در مورد سیستم بانکداری در افغانستان به وجود آورده و در مورد ثبات این نظام سوالاتی به میان آورد. مانند اینکه با وجود یک سلسله قوانین و مقررات و انکشاف ادارات حکومتی وخصوصی، نظام بانکی ثبات خود را نداشته و شکنندهگی آن مشهود است. آنگونه که چند سال قبل بانک انکشافی افغانستان ورشکست شده و حذف گردید، امروز کابل بانک بیمار در بستر است. اینکه چرا کابل بانک با این حالت روبروست و در کارهایش سکتگی به میان آمده میتوان به چند عاملی اشاره کرد:

  •  افراد زور گوی با نفوذ سیاسی، با سرمایه های از منابع غیر مشروع و غیر قانونی, با اخذ جواز بانکی وارد نظام بانکی شده و به داشته های خود شکل قانونی بخشیدند.
  •  جهت جمع آوری پس انداز های کوچک مردم با ایجاد و اعلان برنامه های چون بخت حساب و با نمایش دروغین جوایز میلیونی و اپارتمان های رهایشی وغیره، میلیون ها دالر پول مردم را جمع آوری نموده و از آن در پخش ابتذال سهم بزرگی گرفتند که از تمویل نشر و پخش برنامه های زشت تلویزیونی تا تدویر محافل رقص و بی حیائی می توان یاد کرد.
  •  از این پول های مردم در موارد شخصی و سیاسی استفاده کرده و سهم داران این بانک با آن سرمایه گذاری های خارجی نیز نمودند که خریداری قصر های در دبی نمونه های آن است. بدین ترتیب اکثریت آن پروژه ها ضرر نهایت بلند داشت و مبالغ مصرف شده بعداً غیر قابل حصول گردیدند.
  •  سهم داران بانک که حتی سواد کافی بانکداری را نداشتن، سالها در راس مدیریت این بانک بودند که این عمل هم خلاف قانون بانکداری افغانستان و غیر قابل قبول در سراسر جهان است.
  •  اکثر قرضه های این بانک بر خلاف معیار ها به اقارب و نزدیکان سهم داران و گروه های سیاسی شامل در دولت و خارج از دولت پرداخت شده بود که هیچ نوع تضمین کافی از به دست آوردن آنها وجود نداشت.

درین میان نهاد های مسوول حکومتی خاصتاً د افغانستان بانک منحیث تنظیم کننده و ناظر نظام بانکی, نقش زیرین را ایفا نمود.

  •  با آنکه باید مستقلانه و خردمندانه اقدامات لازمه یی را اتخاذ می نمود, با سیاست زده گی، توجه کمتری به موارد چون شخصیت سهم داران, منابع پولی، محتوا پالیسی ها و نحوه برنامه های کاری آنها نموده و با استفاده از فرصت خلای قانون و مقررات محدود کننده، جواز بانکی را به این گروه ارائه نمود.
  •  عدم اقدام جدی در قبال اینکه یکی از سهم داران کابل بانک برای سالها در راس مدیریت بانک قرار داشت، در عین حال با نداشتن دانش بانکی و حس مسئولیت در قبال جامعه، یک نهاد بزرگ مالی را هدایت می نمود.
  •  یکی از وظایف اساسی بانک مرکزی نظارت بر نظام بانکی کشور است؛ اما اکنون نحوه نظارت غیر موثر بوده و جوابگوی پیچیدگی های معاملات بانکی و فعالیت های غیر قانونی کنونی نیست و حتی در موارد بررسی برنامه های کمپیوتری و امنیتی آنها کاملاً عاجز است.
  •  با این وجود، در جریان نظارت های مدید از کابل بانک, مواردی چون بزرگی و پیچیدگی معاملات و ارائه نداشتن اسناد و مدارک درست از معاملات, عدم همکاری درست مسئولین کابل بانک در هنگام نظارت و بلآخره فشار های سیاسی و غیره باعث شده که در نظارت های قبلی موارد مشکل زا را ناظرین نه یابند. حتی کابل بانک هفته ها بعد از اتمام پروسه نظارت, اسناد مربوط به قرضه های خود را به بانک مرکزی فرستاده است.
  •  با آنکه شیوه های برسی موثر نیست، گفته می شود که راپور های نظارتی ماه ها در داخل بانک مرکزی منتظر به امضا است و بعد از قناعت گروه های فشار, نحوه درجه بندی فعالیت و وضعیت بانک تعدیل می گردد و حتی بعد از 3 و 4 ماه نتیجه بررسی به بانک فرستاده می شود. که این عمل به معنی چشم پوشی از واقعیت ها و رها نمودن بانک به سوی آینده تاریک است.
  •  نحوه گزارش گیری از بانکها به گونه است که خود بانکها ارقام و اعداد را در صفحات پیشنهاد شده د افغانستان بانک پر نموده و آنرا با دستکاری به بانک فرستاده و خود را با آن حسابده و موفق می نمایانند، در حالیکه اکثریت آنها بی اساس و با نیرنگ های کارمندان خارجی شان ترتیب شده، چنانچه تا این اواخر کابل بانک را درمفاد نشان می دادند در حالیکه بانک در اکثر دوره های گزارش دهی, ضرر را متقبل گردیده بود.
  •  فرصت دهی به کابل بانک و به سایر بانک ها برای اجرآ برنامه های چون بخت، قسمت و غیره که تماماً مملو از خطر و خلاف نورم های فعالیت های بانکیست.

اینها و سایر موارد دیگر, دست به دست هم داده و کابل بانک را به عدم سیالیت و ضرر مواجه نمودند و در نتیجه بانک مرکزی ناگزیر, مدیریت کابل بانک را در اختیار خود گرفت و پول هنگفتی را جهت بقای آن به مصرف می رساند؛ اما به اصطلاح عام: "مرده را به تکیه گرفتن نمی شه". حالا بانک مرکزی ناگزیر است که اقدام به فروش یا تغییر ساختاری و یا نام آن کند.

موضوع کابل بانک یک بار دیگر به ادارات مسوول بانکداری چون د افغانستان بانک نشان داد که نظام بانکداری در افغانستان آغشته بامشکلات و نقایص کافی است که باید به آنها توجه شود. د افغانستان بانک در این مورد راه ها و گزینه های متعددی دارد که با اختیار کردن آنها میتوان سیستم بانکداری کشور را اصلاح و منظم تر بسازد. که درین راستا از گزینه های زیر می توان نام برد:

  •  اصل مستقل بودن خود را در تمام موارد حفظ نموده خاصتاً در جهت تنظیم و نظارت امور بانکی، تا بتواند موثرانه بر روند کنترول داشته و در جهت شگوفائی آنها موفق گردد.
  •  زمینه سازی سریع در جهت جاگزینی بانکداری اسلامی به جای بانکداری کلیشه یی فعلی. این اقدام ضمن حصول اطمینان مردم باعث افزایش پس انداز های بانکی از منابع داخلی شده و هم چنان درجه خطر را کاهش میدهد.
  •  منابع پولی و پیشنهاد برای ایجاد بانک از طرف اشخاص باید دقیقاً برسی و اهداف شان نیز مورد توجه قرار بگیرد.
  •  از وضعیت و عملکرد نظام بانکی به شیوه های موثرتر نظارت صورت گیرد و به ناظرین در ضمن آماده گی های بیشتر مسلکی, صلاحیت بیشتر داده شده و با حمایت از آنها این روند تقویت داده شود.
  •  گزارش گیری و گزارش دهی نظارتی به گونه سریع صورت گرفته و اقدامات لازمه جهت بهتر سازی فعالیت بانک ها به اسرع وقت صورت گیرد. که می توان از برنامه های کمپیوتری جهت شریک سازی فوری اعداد و ارقام مربوط به معاملات استفاده صورت گرفت.
  •  نظارت بانکها نه با اعلان قبلی بلکه به طور ناگهانی صورت گرفته تا خلاف ورزان نتوانند فرصت کتمان حقایق را یابند. در عین حال این کار راه را به فعالیت سالم بانکها باز مینماید.
  •  مسئولین دولتی باید گفته ها و عملکرد های بانکها را به دقت بررسی و از دروغ گوئی که بی اعتمادی را به نظام بانکی تزئید می بخشد آنها را بر حزر دارند. چنانچه با نام بانکداری اسلامی پول های مردم را جمع می کنند اما در عمل هیچ معامله اسلامی صورت نمی گیرد.

اگر مسئولین دولت افغانستان در اصلاح تمام امور خصوصاً نظام مالی و بانکی اقدام نه نمایند، مشکلات را که کابل بانک دامنگیر آن است، سایر بانک ها و موسسات مالی کشور تجربه خواهد نمود و سد بزرگی برای ثبات اقتصادی کشور ایجاد خواهد شد. ضمناً روند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور را به مشکل مواجه کرده و سالهای سال در همین بی ثباتی و فقر خواهیم ماند.

 


نظرات 

 
0 #1 ذبیح الله یوسفزی ۱۳۸۹-۱۱-۱۶ ۰۷:۴۲
تاجایکه قضیه هویداست، کابل بانک یگانه بانکی بود که در کمترین مدت به سطح جهانی معروف گردید و اینکه چرا متزلزل شد دلیل این شکستگی ها فقط وفقط پول نامشروع سهام داران و طبلیعات دوروغین و پوچ ایشان که پول ها مردوم را به امید اینکه میلونر شوند گرفتند. من هم یکی از همین مشتریهای حساب بخت بودم که تا حالا چهار سال شده مبلغ یکهزار دالر امریکای ان هم به چیگونه مشکلات بدست اوردم و بحساب بخت واریزکردم تا فردا پولی تصادفی دریافت کنم .
میگند که پول آب در آب است و پول شیر درشیر. از جای که معلوم است سهامداران این بانک فقط قبل از حکومت کرزی که اصلآ هیچ سرمایه ای هم نداشتند یکبار به این مقدار پول از کجاشد
این پول های پول های همه غریبان معلولین و بی سرپرست و شهیدان است که بیگناه جانهای خود را از دست داده اند و اینها از آن پول استفاده میکنند
من تا حالا یک برنده بخت حساب را ندیدم که گفته باشد من برنده فلان اپارتمان هستم پس دروغ برای چه ، مثله دوم سود خوری هم دراوج خود رسیده که این یک هم مشکل اساسی این ورشکستگی میباشد.
 
 
0 #2 موشگاف ۱۳۸۹-۱۱-۱۶ ۱۵:۲۰
به نظر من بانک ها همه و همه اش باید دولتی باشد به دلابل زیر:
1- کسی صلاحیت آنرا نخواهد داشت که صندوق را باز و صد ها هزار را برداشت نموده و در جای دیگر بدون اطلاع سهم داران بانک سرمایه گذاری نمایند که البته در همه موارد آن سرمایه گذاری های (مخفی) منفعتی حاصل نمی کنند زیرا مدیر بانک ویا شخص با صلاحیت کلیدی ، به اصطلاح سر مال مردم قمار می زنند و نه از جیب خود شان!
2- آن چه را در چند سال اخیر در بانکداری های امریکا و اروپا مشاهده کردیم و دیدیم که بانک های خصوصی بدون توجه چندانی به خطرات سرمایه گذاری های شان مبالغ هنگفتی را در بازار های آشفته ریختند که هیچ ضمانتی در آن وجود نداشت و وقتی هم کیسه آن بانک ها تهی شدند ، باز هم همین دولت ها با پول های بیت المال به کمک شان شتافتند و صد ها ملیون به هر کدام شان کمک نمودند تا که باشد از سرایت بحران به سایر ساحات جلوگیری به عمل آید.
و.....
و.....
جای آن دارد تا بانک مرکزی به جای به اصطلاح از کیسه خلیفه بخشیدن ها و زیر قرض گور کردن افغانستان، قوانین و مقررات بانکداری را در کشور اصلاح نموده و ضمانت های برای صاحبان حسابات امانت و پس انداز ها از خود این بانک ها بگیرند ، البته قبل ازا ینکه این به اصطلاح تمساح های خون آشام دست شان به اندوخته های کوچک که در واقع حاصل یک عمر زحمت مشتریا ن برسد!
 
 
0 #3 ... ۱۳۸۹-۱۱-۱۶ ۱۸:۲۹
خداوند همیشه با راست کاران و راست گویان است کابل بانک یکی از پیشتاز ترین بانکهای افغانستان بود خوب بنظر بنده دولت هم در بی صبات ساختن کابل بانک دست داشت چون بسیار گپیهای دیگر هم بود که مردم عامه از آن با خبر نبودن و نیستن
 
 
0 #4 سروش ۱۳۸۹-۱۱-۱۶ ۲۱:۲۲
کسا نیکه در مسکو تحصیل ویا زند گی کردند شیر خان را خوب می شناسند شیر خان در حالیکه افغان بود معاون باند ما فیا روسیه شهر مسکو نیز بود ویکی از اهداف ما فیا کار وفعا لیت در میان کار مندان ارشد دولت است ودادن رشوت برای شان ، و اسنا دیکه در مورد زاخیل وال وزیر ما لیه افغا نستان افشا ه شده است حقیقت دارد وشیر خان جیلی درین کار تجربه دارد شیرخان در مسکو در زمان یلسن بیشتر وزیران یلسن را خریداری کرده بود لذا این یک حقیقت است که انور الحق احدی وزیر اسبق وزاخیل وال وزیر بر حا ل مالیه میلیو ن ها دالررا درین وزارت وهمچنان کا بل بانک سو استفاده کردند هردوتن بطور علنی دریک دادگاه تحت نظر سازمان ملل محا کمه شوند وپول ملت را ،از حلقوم شان بکشد
 
 
0 #5 ح دادی ۱۳۸۹-۱۱-۱۷ ۰۳:۵۸
سلام
باید بین دو اصطلاح حقوقی اقتصادی ( افلاس و ورشکست ) تقاوت قایل شد. کابل بانک به افلاس مواجه است نه، ورشکست. بخاطریکه در افلاس اراده رهبری و سهامداران دخیل است.
ازینکه فحشا و منکرات تمامی رهبری حتی کارمندان کابل بانک را فرا گرفته بود، خداوند ج بیشتر چانس برای گناه نداد و بلاخره به این جنایت در سر زمین اش پایان داد.
 
 
0 #6 Honestlaier ۱۳۸۹-۱۱-۱۷ ۰۹:۵۲
اين ره كه شما ميرويند به تركستان است عاقلانه بينديشيم !جرا بانك مركزي افغانستان اجازه نميدهد تا جناب شيرخان با مطبوعات سخن بكويد ، كاسه هاي زير نيم كاسه وجود دارد !!!!!
 
 
0 #7 عبدالحسین باعث ۱۳۸۹-۱۱-۱۸ ۱۴:۰۵
متصدیان امور بانکداری حرفوی بین المللی به این باور اند که بانکها که سرمایه دولت و مردم است در یک روند سالم و اججتناب پذیر از تقلب و ریا کاری فعالیتهای خود را مبنی بر فورمولبندیهای اقتصادی مدرن جهانی تنظیم نماید . لذا دذ بانکی که فعالیت مینماید یک پالیسی عملیاتی که از طرف موسسات حقوقی اقتصادی تنظیم میگردد همیشه در دستورالعمل تمام انفعالات و گردش پول و سرمایه ها کار گرفته می شود از آنجائیکه این دستورات از طریق برنامه های منظم رایانه ئی برنامه ریزی میشود هیچ معامله خلاف دستورالعمل های برنامه ریزی شده نمیتواند در بانک دستور اجرائی یابد و از جانب دیگر کسانیکه منسجم کنندگان امور بانکداری هستند سوا از سرمایه داران سهیم در بانک دارای شخصیت حقوقی با صلاحیتی می باشند که در طول سال مطابق به داده های قانونی کلیه امور بانکی را کنترول و اداره و اجرأ مینمایند بدون انکه در اجرای هزاران معامله ای که در طول سال جاری در بانکها رخ میدهد اشتباه یا غلطی ای رخ داده باشد . از جانب دیگر در پایان هر روز کاری و هر بیست و چهار ساعت که تقویم روز گذشته بسته می شود این حسابات توسط ماشین های صرافی جمع و جور و بعد بیانس به اطلاع هیأات عامل بانک که مدیران انسجام دهنده در بخش های کلی بانک میباشد بصورت خود کار رسانده میشود . این مهاملات روز مره در هر فصل مالی و در پایان هر سال مالی جمع و بیلانس گردیه از نحوه مفاد ویا ضرر های احتمالی و اندازه مفادیه در فی واحد اسهام بدست می آید تمام سهم داران را کتباً اطلاع و پولهای مفاد میعادی البته بعد از موافقه سهمدار و صاحبان سرمایه در میزان معاملات قرار میگیرد در غیر آن اندازه مفاد ویا ضرر هر سهم دار در حساب خصوصی شان جمع میگردد و از جرینات این فعالیتها در هر فصل مالی اداره بنک مرکزی یا موسسه پولی آن کشور نیز اطلاع می یابد . پس در حقیقت در چنین مواردی صاحبان سهام در بانکها هیچکاره بوده وصرفاً در پایان سال مالی یا پایان معامله پولی آنها به مفاد سرمایه شان میرسند باقی تمام فعل و انغعالات بانکداری و مسئولیت صد فیصد آن از رهگذر قانون بدوش همین مدیران وانسجام دهندگان بانکها می باشد . علاوه بر این این بان ها از طریق موسسات حقوقی کشوری یک کرسی مستقل مشاور حقوقی میباشد که معاملات حقوقی پولی از دید او نیز میگذرد و در بسا موارد بانک را از رهگذر قانونی و حقوقی کمک و یاری می رساند و یک شکل متعادل بین سهمدار و بانکدار ها ایجاد میکنند.که این کار ها امید وارم در آینده در بانک های افغانی مرعی الاجرا قرار گیرد
 
 
0 #8 Shrif Hakim ۱۳۸۹-۱۲-۰۸ ۱۳:۴۰
"واعتصمو یا اولل ابصار"
از قرآن مجید
اگر برادران کرزی و ملاء قسیم, وخود این دو خاین ,این دزدان مشهور در راس این بانک قرار نمی داشتند آیا سرنوشت این بانک به همین جا میرسید؟
 
 
0 #9 ضمیر ۱۳۸۹-۱۲-۱۴ ۱۱:۴۹
بنظر من تمامی پولهای کابل بانک در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری توسط کرزی وباند مافیایی برادرش بطور مستقیم و نقده توضیع شده که چیزی عیان است و همه مردم از توضیع پول نقد توسط هواداران کرزی در انتخابات دور اول توسط اشرفغنی و در دور دوم توسط دیګر هوادارانش باخبر اند.
کرزی در مصاحبه اش در تلویزیون اریانا در هنګام انتخابات، خودش اظهار نمود که سرمایه داران برایم پولهای انګفتی جهت تبلیغات انتخاباتی یم اورده اند و میګویند که این سرمایه از برکت حکومت تو بر ما رسیده اګر تو نباشی ما دیګر نمیتوانیم اینقدر سرمایه دار شویم.
 

اضافه کردن نظر