جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Mon05212012

Last update12:04:26

Back دیدگاه و تحليل نظام سیاسی فدرال یگانه راه جلوگیری تجزیه کشور

نظام سیاسی فدرال یگانه راه جلوگیری تجزیه کشور

  • PDF

fedralism-afg

ناگفته پیداست که کشور عزیز ما  امروز دچار بحران های جدی بی امنیتی- اجتماعی- اقتصادی وبحران سیاسی میباشد. اگربه این بحران ها بصورت عینی و واقعبینانه نظر اندازیم می بینیم که بحران سیاسی منشا و عامل اساسی ایجاد و تداوم همه بحران ها در جامعه  بوده ومیباشد.موضوع بحران سیاسی را می شود به دو نقطه اساسی یعنی حل مساله ملی و حاکمیت سیاسی متمرکز ساخت.حاکمیت سیاسی  بدون حل مساله ملی بی اساس بوده و پایدار نمی باشد. حل مساله ملی که شامل هویت ملی- ملت سازی و وحدت ملی می باشد در کشور ما  همیشه در ادوار مختلف از طرف حاکمیت های سیاسی  نادیده گرفته شده و به حل اساسی  ان از روی واقعیت های عینی جامعه توجه نگردیده است و به همین علت است که ما امروز نه هویت قابل پذیرش به کثریت داریم نه ملت واحد  نه وحدت ملی واقعی و  نه منافع ملی که به این نقیصه همه از الف تابه ی اعتراف می کنیم و عملا می بینیم که کشور ما  با گذشت حدود بیش از دوصد سال از زمان تائسیس تا به امروز و مهمتر از همه درین دهه اخیربا سرازیر شدن ملیارد ها دالر کمک جامعه جهانی هنوز هم  یکی ازفقیر ترین کشور ها و یکی از فاسد ترین رژیم های سیاسی جهان باقی مانده است.

بی جا و بی مورد نخواهد بود که اگرما کشورخود را به خانه ویا حویلی بزرگ ومشترک بین برادر تنی وبرادران نا تنی(ملیت های با زبان فرهنگ و کلتورهای مختلف) تصور کنیم که بیش از دوصد سال قبل با  تهداب از خشت  خام و دیوار های از مواد  نسبتا پخته تری توسط بابای این برادران  آباد گردیده باشد. دیوارهای  این خانه ویا حویلی به علت موجودیت  تهداب خام ان ( عدم تامین عدالت اجتماعی وحل نبودن مساله ملی ) بار ها به شکست مواجه شده و درز نموده است اما برادر تنی که  خود را هم  صاحب این حویلی وهم تصمیم گیرنده این حویلی می داند بدون در نظر داشت حقوق دیگر برادران  هر بار با نادیده گرفتن و بی توجهی به درزها روی شکستهای دیوار ها را روروپوش کرده وبدون توجه به آبادی حویلی به زندگی ادامه داده است.حالا در سه دهه اخیر به علت باران های شدید و آب خیزی ها(نا رضایتی دیگر برادران در تصمیم گیری روی  سر نوشت- مالکیت - باز سازی  و شیوه زندگی مدرن مطابق به تقاضای روز درین حویلی ) تهداب نم زده و نزدیک به شاریدن رسیده و طبعا درز های دیوارها هم بزرگ شده  و تقریبا حویلی به شکست (تجزیه) مواجه می باشد. اما برادر تنی به علت خود خواهی یکه تازی و تمامیت خواهی با نادیده گرفتن این همه  درز ها و شرایط روز بازهم با ترمیم موقتی آن ها  تلاش دارد به همان شیوه قبلی زندگی قبیلوی  به زور و فشار بالای دیگر برادران زندگی را ادامه دهد.اما تا چه وقت؟

 اگر باز سازی این حویلی نظر به تقاضا و مشوره دیگر برادران و مطابق به شرایط روز بصور ت اساسی و با تهداب پخته ( تغیر کلی سیستم حاکمیت وحل مساله ملی بصورت اساسی مطابق به شرایط عینی جامعه  ) صورت نگیرد  بالاخره دوسال شش سال ویا ده سال  بعد خواهی نخواهی  حویلی شکست کرده و جدائی کلی (تجزیه)  خصمانه(که به قیمت خیلی ها گران برای همه جوانب تمام خواهد شد) را بین برادر تنی ودیگر برادران بوجود می اورد.

شاید یک تعداداز هم میهنان و بخصوص عده از دانشمندان وسیاسیون محترم به این نظر باشند که می شود این اختلافات بوجود امده بین برادران را با جدائی غیر خصمانه و مسالمت امیز حل کرد ولی باید توجه کرد که تقسیم این خانه ویا حویلی به دوقسمت بین برادر تنی و برادران دیگر به علت خود خواهی و تمامیت خواهی برادر تنی و علاوتا  دخالت همسایه های شریر و غرض الود(پاکستان بخاطرحفظ منافع  سیاسی و اقتصادی  و ترس از تجزیه کشورش) زیر نام کمک به برادر تنی و کمک دیگرهمسایه ها به برادران نا تنی تقسیم این حویلی مسالمت امیز تمام نخواهد شد.و کشور یکبار دیگر بعد از خروج جامعه جهانی به میدان جنگ مستقیم وعلنی بین جنا های درگیر مثل گذشته ها  تبدیل خواهد شد که جبران ان خیلی سنگین  خواهد بود. بنا یگانه راه بیرون رفت  کشور از بحران  در شرایط کنونی تغیرکلی سیستم حاکمیت است نه تقسیم آن بدو قسمت. 

انواع سیستم حاکمیت ها در جریان بیش از دو صد سال در ادوار مختلف و به شیوه های مختلف در کشور تجربه گردیده است ولی متاسفانه به علت نقایص درونی سیستم ها در عدم تطابق به شرایط عینی جامعه در تامین حقوق دیگر برادران و علاوتا به علت سرکشی و تمامیت خواهی برادر تنی و همه کاره نتیجه مطلوبی  ببار نیاورده است. بنا تکرار سیستم های قبلی حاکمیت از جمله سیستم پارلمانی که عده از رهبران گرامی در پلان های کاری خود غرض نجات کشور از بحران گنجانیده اند مناسب به شرایط  کنونی نبوده( عامل اصلی بحران که یکه تازی و تمامیت خواهی نا مشروع  برادر تنی بالای دیگر برادران میباشد  در چنین نظام سیاسی از بین نمی رود) و چاره  شاید بصورت موقتی باشد و لی بصورت دایمی و کلی درجلو گیری از تجزیه  نخواهد بود.  

غرض جلوگیری از تجزیه باید گام های اساسی  مطابق به شرایط عینی وخواست اکثریت مردم این سرزمین برداشته شود. گام های اساسی عبارت از حل مساله ملی و تغیر کلی سیستم حاکمیت فعلی  به فدرالی میباشد. نظام سیاسی فدرال  بخش عمده مساله ملی یعنی وحدت ملی واقعی و داوالطلبانه و بوجود امدن ملت واحد و منافع ملی  را  نیز تضمین می نماید.گرچه  بوجود امدن ملت واحد از لحاظ تئیوری به هویت ملی یعنی نام کشور وابستگی دارد زیرا نام کشور تعین کننده هویت ملی و ملت سازی میباشد و هویت ملی زمانی حل می گردد که نام کشور به هیچ یکی از ملیت های ساکن درین سرزمین وابستگی نداشته و افتخارات تاریخی این سر زمین را در بر داشته  باشد. تغیر نام کشوردر شرایط کنونی ضروری نبوده و میشود که در موقع مناسب بعد ازر فع بحران  حاد امروزی دریک ریفرندم ویا نظر خواهی عام از طرف ملت تصمیم گیری صورت گیرد.اما موضوعی که امروز در رفع بحران کنونی و جلوگیری از تجزیه کشور حائیزاهمیت میباشد سیستم حاکمیت سیاسی است تکرارمی کنم  تنها و یگانه سیستمی که میتواند کشور را از بحران فعلی و خانه ویا حویلی مشترک را از شکست کلی و جدائی(تجزیه) خصمانه برادران نجات دهد سیستم سیاسی فدرال  میباشد.

زیرا درین سیستم هم تمامیت واستقلالیت  خانه ویا حویلی در کل حفظ می گردد و هم ابادی ان صورت می گیرد.  یعنی که همه برادران مشترکا  در حفظ استقلال(دفاع از تمامیت ارضی ان) در سیاست خارجی(  روابط شان با همسایه ها و جهان)  و رشد اقتصاد عام(ابادی کلی خانه ویا حویلی ) مطابق به قانون اساسی مرکزی سهم گرفته و هم با داشتن استقلالیت نسبی درونی طرز شیوه زندگی را که خود شان می خواهند مطابق به قانون اساسی ایالتی ویا فدرال ازادانه و دیموکراتیک بدون مداخله برادرتنی ویا کدام  فشار وتبعیض انتخاب کرده و بارقابت درونی در ابادی محوطه خود ومشترکا در باز سازی و ابادی  کل خانه ویا حویلی با علاقه مندی خاص می توانند سهم  بگیرند.

ما با اگاهی از تاریخ می دانیم که اکثر کشور های جهان در رفع چنین بحران ها از ین سیستم استفاده برده و امروز می بینیم که زندگی خیلی پیشرفته داشته اند و تعداد ان ها حتی  قدرت های  اقتصادی جهانی را دارا می باشند.  

نظام سیاسی فدرال یا فدرالیزم بحث وسیعی می باشد. اکثر دانشمندان و قلم بدستان محترم وگرامی در صفحات مختلف به آن  پرداخته اند می توانند دوستان علاقه مند در مورد با مطالعه ان ها آگاهی بیشتر حاصل نمایند.         

گروه های ملیت گرای متعصب تمامیت خواه با وجود درک از نظام سیاسی فدرال منحیث نجات کشور از بحران کنونی بازهم به خاطر ترس شان از ازدست دادن  یکه تازی وتمامیت خواهی حاکمیت مطلقه  شان  سرو صدا های را به راه انداختند که گویا  به جز خود شان (طالبان وحشی حکمتیار و حقانی جنایت کار خائینین ملی و نوکران اجنبی به رهبری افغان ملیتی ها کرزی و تیم نکتای پوش حاکم ارگ نشین شان ) منحیث فرشته های نجات این سر زمین  دیگران همه منحیث جنگ سالاران و به گفته خود شان  خائینین به وطن در تجزیه و بر بادی کشور تلاش می نمایند.خوب گله ازین ها نباید داشت  باید چنین سیاست را پیش گیرند تا بتوانند منافع قومی و قبیلوی خود را بر خلاف منافع ملی مثل همیش حفظ نمایند. اما جا ئی تاثر درین جاست که تعداد از هم میهنان ما از  احساسات  کار گرفته اگاهانهویا نا اگاهانه بدون درک از مفهوم نظام سیاسی فدرال با این گروه ها هم نواشده و نظام سیاسی فدرال را وسیله تجزیه کشور می دانند.

باز هم یاداور می شوم  قبل از اینکه این خانه و یا حویلی مشترک شکست نماید و جدائی خصمانه بین برادران بوجود اید  یگانه راه و چاره اینست که هم برادر تنی و هم دیگر برادران ازعقل سلیم کار گرفته با درک شرایط  و ضروت روزو با درک ان که دیگر ان گشته های تلخ تکرار نخواهد شد خود خواهی ها و تمامیت خواهی ها را کنار گذاشته باهم برادر وار دور یک میز بنشینند و مشترکا با درنظر داشت عدالت اجتماعی که خواست شریعت اسلامی و تقاضای اکثریت  مردم میباشد  غرض باز سازی  کلی خانه ویا حویلی (تغیر سیستم حاکمیت فعلی به سیستم  حاکمیت مردم سالاری فدرال)  تصمیم گیری نمایند در غیر ان تجزیه کشور خواسته ویا نا خواسته آمدنی  است  و مسئولیت خسارات هنگفت غیر قابل باورآن بدوش همین گروه ها و رهبران ملیتگرای تمامیت خواه و رهبران معزز جاه طلب و مقام طلب خواهد بود که هیچگاهی مردم مظلوم و عذاب کشیده این سرزمین ان ها را نخواهند بخشید.     

 

نظرات 

 
0 #1 توده ای ۱۳۹۰-۱۱-۱۵ ۱۲:۱۸
نویسنده محترم حتما دراروپا زندگی میکنید به قوانین اروپا بلد هستید بخاطر تغیر نا م یک طفل چند ماه را در بر میگیرد اقلا یکسال ان هم اگر دلایل مقنع باشد در صورت که شما جناب عالی علاوه بر تغیر نظام تغیر نام افغانستان را هم خوا هان هستید لطفا بگوید چند سال کار است تا همه مردم قناعت کنند تا نام ان به خراسان تبدیل گردد این هم به گمان است که بری یانبری باز چه دردی را تغیر نام افغانستان دوا میکند اصطلاح عام است دل درو گر نمیشود داس را در کلخ تیز میکند اخر این کلخ تیز کردن ها بخاطر چیست بهتر است از بسیار ترح دیزان دادن ها کم کنیم تا مردم به طرف صلح وارامش برود یکی از مفاد پیمان های ستراتیزی با کشور ها همین خواهد بودتا به تزاد تفرقه در اندازی پشتیبانی افراد از این سمت ان گروه خاطمه داده خواهد شد زیرا در کشورهای که با افغا نستان معاهده دوستی می بندند به انسان احترام قایل هستند نه به لسان قوم قبیله اش حتما تاثیر خودرا دارد همه انسان اجتماع وهمه حقوق مساوی داشه باشند قانون ضامن زندگی واسایش دیگران باشد نه اشخا ص افرادی که بنام این ان رهبر بر سر مردم تجارت میکنند واز این را صاحب جاه جلال میگردند بعدا مردم فراموش میشود شکم گرسنه بیکار کنج خیمه ها مغاره کوه ها رهبر دارای شش وظیفه قصر قلعه اخر مردم افغانستان باهم برادر ودر یک خانه زگی میکنند این جفای بزرگ واین تخم نفاق به اشاره دیگران بخاطرتفرقه نفاق بین انها در گزشته ها پاشیده شده حاصل ان همین است که می بینیم بهتر است به طرف زازش مصالحه برویم تا به تفرق وداس به کلخ تیز کردن کام گار باشید-توده ای
 
 
0 #2 عبدالرحیم کوهسار ۱۳۹۰-۱۱-۱۵ ۱۲:۲۸
هم وطن سلامت میدهم بجواب دوست عزیزی در مورد نظام سیاسی کشور ما نظر شخصی خودرا نوشته بودم که در شرایط فعلی نظام ریاستی مناسب میباشد وان هم دلایلی دارد ومن مختصرا یاد اور شده بودم بخاطر اتحاد اتفاق وحدت ملی عدم مداخله دیگران ورفتن کشور ما به مسیر صلح سعادت طرقی پیشرفت ونجات کشتی توفان زده مردم ما از این بحر توفان زا ونجات قافله ازاسیب رهزنان وانهای که چشم طمع به هستی ودارای مردم وکشور ما دارند واز هر طریق ممکن واز کوچک ترین خالیگاه استفاده نموده به تفرقه نفاق در اندازی کینه توزی خشم ورزی در بین هم وطنان باهم برادر ما به همکاری امکاناتی که در بین مردم ما دارند مبادرت می ورزند وهر گز حاضر نخوا هند شد مردم افغانستان خوش بختی سعادت صلح دایمی وحدت ملی را تجربه نمایند این موضع درست است که بی عدالتی بی قا نونی رشوت چور چپا ول دارای عامه ا ستبداد به شکلی از اشکال وجود دارد اما اگر دقیق شویم باز هم ریشه همه نا بسا مانی ها در خارج از افغانستان میباشد باغبان این درخت که ریشه ان در خانه دیگران وتنه شاخه ها میوه تلخ اش در کشورما ونصیب مردم ما میباشد هما ن های هستند که به قدرت ثروت علاقه فرا وان دارند به عناوین مختلف در بین مردما فضای بی اعتمادی را بوجود می اورند از نام سمت قوم قبیله لسان محیط منتقه استفاده نموده هر انچه دل شان خواسته باشد بالا تر از قانون وحفظ حرمت حق دیگران انجام میدهند زمانی این کار را خوبتر میتوانند انجام دهند که در کشورما جنگ تفرقه نفاق باشد هر کس بتواند به اشاره دیگران هر عمل را که خواسته باشد روا یا نا روا با لفازی ودیده درا ای زورگوی وزور گیری انجام دهد وهیچ مرجع نتواند از ان باز پرس قانونی نماید در صورت که فضای صلح بوجود بیاید مداخله در امور کشور ما قطع گردد در ان وقت ودر ان زمان نظام صدارتی یک ضرورت اصلی ونیاز خواست مردم ما خواهد بود قبل از ان زمان نظام پارلمانی نتنها سبب نجات کشور از این حالت نخواهد شد بلکه اوضاع به نفع مداخله دیگران از این بد تر خواهد شد دوستانی هم که کشور های دیگری را مثال می اورند که بعد ازختم جنگ سبب پیشرف انها نظام پارلمانی بوده بلی جناب محترم اما این را هم باید درنظر داشت که سیا سیون ونخبگان رهبران همان کشور ها منافع کشورومردم خود را بالا تر از منافع هم سایه ها ودیگران میبینند وبه همسایه های خو دحرمت واحترام قایل هستند نه اینکه منافع مردم خودرا فدای منافع دیگران بسازند بخاطر بدست اوردن قدرت با استفاده از تفرقه نفاق طرف داری از این وان قوم قبیله وتا زمانیکه وحدت ملی صلح دایمی بوجود نیاید هر گز مردم افغانستان روی سعادت وخوشبختی را نخواهد دید واز این حالت نجات نخواهد یافت اما طوریکه دیده میشود روز به روز به یاری خداوند زحمت شبا روزی هم وطنان وطن دوست ومردم دوست ما امید به صلح سعادت وحدت ملی نظم نظام پیشتر میگردد ارزوی روزی را دارم که کشور ما ومردم مااز این حالت فعلی برای همیش نجا ت یابد با اتحاد اتفاق به دور از همه اسباب تفرقه نفاق برادر وار در سایه نظم نظام قانون مقررات عدل عدالت با خاطر اسوده زندگی نمایند واز حق زندگی صلح امیز که خداوند نصیب شان ساخته مستفید گردند با احترام عبدالرحیم کوهسار
 
 
+1 #3 سید عقیل موسوی ۱۳۹۰-۱۱-۱۵ ۱۷:۰۵
سلام خدمت نویسنده عزیز و هم میهنان گرامی با تکرار این که بحث فدرالی بحث عمیق و مهمی است و با علاوه کردن این که توجه به این بحث به صورت اکادمیک بسیار بسیار کم مبذول داشته شده و داعیان ان خود هم مطالعه بنیادیک و ریشه ای از ان ندارند بنا خوب است که دوستان و نویسندگان تلاش بیشتر برای ذهنیت بخشیدن مردم هر چه بیشتر در این باره بنویسند تشکر
 
 
+1 #4 ahmad ۱۳۹۰-۱۱-۱۶ ۱۱:۴۹
بلی صدفیصد موافق به تغییر نظام میباشم. به علل ذیل.
افغانستان کشورکثیرالمتی بوده و هیچ قومی اکثریت را تشکیل نمیدهد- بنابران بخاطرسهم گیری همه ملیتهادر تعیین سرنوشت شان باید - حکومت از شکل متمرکز که در طول بیش از دوصد و پنجاه سال موفقیت نداشته -به شکل فدرالی باید اداره شده و همچنانکه فرهنگ شمال تاجنوب اززمین تا اسمان فرق داشته و هیچنوع همخوانی وسازش پذیری را باهم ندارند.
بنابرهمین ناسازگاری فرهنگی -یکعده یا یک ملیت این کشور سالها مفت خوری و پادشاهی زیرسلطه بیگانه هارا نموده -درحالیکه این سلطه گرایی نه به نفع ملیت خاص سلطه گرا بوده ونه هم به نفع سلطه جویا ن ویا بهتربگوییم استعمارگران طرفدار ملیت خاص.
بنابران احداقل تعیین سرنوشت ملیتهای کشور نظام فدرالی بوده که مردم میتوانند نماینده خویشرا در ایالات خویش انتخاب نمایند.
بایدخاطرنشان نمودکه نظام ریاستی فعلی خواست اکثریت مردم نبوده -بلکه تحمیل شده نماینده جورج بوش یعنی ظلمی خلیلزاد و همفکران قبیله گرایش که تا امروز هرنوع نظام را غیر از نظام مورد پسند خویش رد مینمایند و آنرا تجزیه اوغانستان وانمود مینمایند وحتی بعضآ نظامهای فدرالی و غیرمتمرکز را باشعارهای ضد دموکراتیک وضد بشری مخالف اتحاد وهمبستگی وضد اسلامی رد مینمایند که کاملآ مردود و خطا است .
 
 
+1 #5 خراسانی ۱۳۹۰-۱۱-۱۶ ۱۱:۵۲
نظام غیر متمرکز در افغانستان یگانه راه حل بیرون رفت از چالش های کنونی هست. با یک نظام غیر متمرکز میتوان جقوق تمام مردم افغانستان را تأمین کرد.
نظام فدرالی یک سیستم حکومتی مدرن بوده که اکثریت کشورهای مترقی جهان مثل امریکا ، هند ، دنبال میکند .
کسانیکه امروز مخالفت شان نسبت به تغیر نظام ابراز میکند و میگویند که تغیر نظام تجزیه افغانستان هست سخت در اشتباه هستند.
و اکثر اینها بیم از این دارند که حکومت فاشیستی شان رو به اختتام است و دیگر نمیتواند حکومت مستبد خاندانی شان ادامه پیدا کنند.
ما امروز به این فکر نباشیم که تغیر نظام توسط که و یا چه کسی پیشنهاد شده است بلکه به اصل و مدیریت نظام باندیشیم که کدام نظام منافع ملی افغانستان را تامین میکند.
سیسم ریاست جمهوری و یا سیستم که تمام اختیارات توسط یک تعداد خاص کانترول گردد اصلا به نفع ما ملت افغانستان نیست طوریکه فعلا همه شاهد ان هستیم.
فساد اداری به اوج رسیده تعصبات قومی در همه ادارات غوغا میکند .
مساوات و انکشاف متوازن اصلا رعایت نمیگردد .
یکی از سیری میترکد دیگری از گرسنگی میمیرد.
یکی از انرژی در همه مسایل زندگی استفاده میکند و دیگری اصلا پول پرداخت تیل را هم ندارد.
و دیگر مثایل زندگی مردم...
بیایید تعصبات و ایده های کور کورانه مان را کنار بکذاریم و مانند نسل جدید ملت های دیکر بسوی پشرفت و ترقی کشورمان کوشا باشیم.
من مطمنم که تغیر نظام به نفع همه هزاره ها، پشتونها، تاجکها، ازبک ها ، و دیکر اقوام افغانستان میباشد چون با تغیر نظام به سیستم ایالتی یک رقابت سالیم در بین ایالت ها بوجود خواهد امد و هرکدام در تلاش ترقی و پیشرفت مردمش کوشا خواهد بود.
امید وارم طرح تغیر از ریاست جمهوری به سیستم فدرالی جامعه عمل بپوشد.
 

اضافه کردن نظر