جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Mon05212012

Last update12:04:26

Back دیدگاه ملی بس شهر کابل

ملی بس شهر کابل

  • PDF

در یکی از روزهای هفتۀ گذشته زمانیکه میخواستم ازشهر نو به تایمنی بروم،  درایستگاه برای بیشتر از ده  دقیقه منتظرماندم ، موترهای تونس همه که درمسیرشهرنو وتایمنی رفت آمد داشتند مملو از سواری بودند، درهمین جریان یک ملی بس شهری رسید. نگران با صدای بلند صدامیکرد:

تایمنی!  تایمنی، تایمنی..

پس از اندک توقف به ملی بس بالاشدم، نگران به صدای بلند و به شوخی و خنده میگفت پیش بروید به آن چوکی ها بنشیند، من هم در فاصلۀ کمی دورتر از چوکی های که خانمها نشسته بودند، چوکی خالی وجود نداشتت ایستاده شدم.

درمسیر راه تعداد دیگری ازهموطنان نیز به ملی بس بالا شدند از آنجائیکه تعداد مسافرین درملی بس زیاد بودند، بالاشدن هرفرد  باعث اذیت دیگران  بخصوص زنان میشد، زیراباید از کنار چوکیهای زنان میگذشت و در اخیر ملی بس هم جائی برای ایستادشدن نبود ولی با این حال نگران ملی بس با صدای مملو از شوخی و مسخره گی به هر کسی میگفت بروید در اخیر در چوکی ها بنشیند.

زنان خیلی ناراحت به نظرمیرسید ولی همه میدانند  که  این نوع برخورد کار یکروزه نیست وهمه روزه مردم شهرکابل به آن مواجه هستند وشاید اکثرا مردم ما به آن عادت کرده باشند.

در کنار چوکی که  من ایستاده بودم یک مرد محسن که شاید سن اش بالاتر از پنجاه سال بود و فکرمیکنم شاید مامور کدام اداره ویاهم معلم بوده باشد. با تکان دادن سرش از وضعیت موجوده در ملی بس ابراز نارضایتی نموده گفت: این حالت تاچه وقت ادامه خواهد داشت. ما فکر میکنیم و خیلی ها دوست داریم که افغانستان آباد میشود ولی زمانیکه برخورد اینها (منظور ازنگران است) به این صورت است و هیچ احترامی به کسی قائیل نیست، میدانید که در موترهای ملی بس اکثرا معلم، مامور و کسانی هستند که از طبقه غریب جامعه هستند، ولی همه دارای شخصیت های علمی و روشن هستند ولی اکثر اینها (نگران ملی بس)  نزاکت های اجتماعی را در نظر نمیگیریند و چیزی را به عنوان احترام اصلا نمیشناسند، این نوع صحبت های که داخل ملی بس میشود برای اکثریت خیلی ناراحت کننده و حتی اهانت است، شوخی های بیجا و..

صحبت های این مرد ادامه داشت ولی سروصدائی که درپیش روی ملی بس جریان داشت مانع آن گردیده وباردیگر توجه همه به آن جلب شد:

این سروصدا با خانمی بود که تازه به ملی بس بالا شده بود  زیرا همرایش طفل خوردسالی بود و نگران میخواست ازوی کرایه اخذکند ولی مادر طفل به اصرار میگفت که ،  از همین طفل هم باید کرایه بدهم!

اما نگران به شوخی ومزاخ میگفت:

 پایان شوید!

 کافی خو نیست!

  بدون کرایه خسرم را هم نمیبرم!

 هرکی میخواهد پایان شود ده روپیه خودرا بگیرد.. 

شنیدن این حرف ها برای همه به خصوص با خانمیکه همرایش دعوا جریان داشت خیلی ناراحت کننده بود ، بیچاره خانم مجبورا دست به کیف پولش برد ومیخواست کرایه آن طفل را بدهد  درهمین حال خانم سالخوردۀ که درعقب چوکی دریور استاده بود برای دریور هشدارداده گفت:  نزدیک به چهارراهی همه پیش ترافیک شکایت میکنیم این چه بی احترامی است!

هشدار این خانم محسن باعث شد که تعداد  دیگری نیز درحمایت از وی نگران ودریور ملی بس را مورد انتقاد قرار دهند بحث ها به همین منوال ادامه داشت وملی بس  در تایمنی رسیده بود از ملی بس پائین شدم ولی با یک خاطرۀ خیلی دردناک و تصویری غم انگیزی که همه روزه مردم ما به آن مواجه است و هیچ نوع مسئولیت پذیری در برابر شان موجود نیست و کسانیکه مسئول خدمت رسانی به مردم هستند خود باعث آزار و اذیت آنان میشوند.

__

نوت: این نوشته را بخاطری جهت نشر روان  کردم که شاید ریاست محترم ملی بس ویاهم ترافیک کابل دراین زمینه کدام اقدامی فرماید.


نظرات 

 
0 #1 رحیل ۱۳۹۰-۰۸-۳۰ ۰۰:۲۲
احساسات این وطن ما قابل قدر است. امید است یک مقدار در نوشته های شان نیز توجه کنند و :"مسن" را "محسن" ننویسند
 
 
0 #2 Shafaq ۱۳۹۰-۱۱-۱۷ ۱۴:۴۲
in problem tranport shahri dar Kabul medadhae tolani ast ke hal nashda ast
 

اضافه کردن نظر