
شماری از جوانانی که تازه به مباحث مرتبط به حقوق زن و اندیشههای فیمینسیتی آشنایی یافته اند و در مواردی خیلی هم فیمینیست تشریف دارند! ادعا می کنند که واژه "نامرد" در زبان پارسی، واژه ای است مشتمل بر تبعیض جنسیتی و واژه ای ضد زن است. این شمار از جوانان شاید تعصبی برضد زبان پارسی نداشته باشند، اما از بس شیفته بحث های جنسیتی هستند همه چیز را مردانه- زنانه می بینند.
البته گروه دیگری هم هستند که فارسی ستیز اند و برای بدنام سازی فرهنگ ما می خواهند چنین وانمود کنند که فرهنگ فارسی، فرهنگی زن ستیز است و خویشاوندی نزدیکی با اندیشه های طالبانی! دارد.
این در حالی است که با مراجعه به واژهنامههای فارسی در می یابیم که واژه "نامرد" اسم نیست بلکه صفت است که بر هر دو جنسِ مرد و زن – به طور مساویانه- اطلاق می شود. مردی و نامردی به جنسیت نیست. می توانید در این زمینه به لغت نامه دهخدا مراجعه کنید.
لغت نامه دهخدا: نامرد. [ م َ ] (ص مرکب ) بی مروت. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). || ناکس . بی غیرت . (ناظم الاطباء). بی حمیت . بی عار و ننگ . بی تعصب . بی رگ . بی درد. بی عار. که مردانگی وشجاعت و دلیری ندارد. دشنام گونه ای است:
دمان طوس نامرد ناهوشیار
چرا برد لشکر به سوی حصار
(فردوسی)
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست
( ناصرخسرو)
جالب است بدانید که در دستور زبان فارسی برخلاف بسیاری از زبان های دیگر، واژه ها به واژه های مذکر و مونث تقسیم نشده اند. یعنی این که نیاکان ما از دیرباز بدینسو، تفاوتی میان زن و مرد قایل نبوده اند. پس متهم کردن زبان و فرهنگ فارسی به تبعیض جنسیتی سخنی است نابجا و بی خردانه و ناشی از غرض ها و مرض های خاص یا بیدانشی و ناآگاهی.
کافی است برای این که بدانید زن در فرهنگ ما از چه جایگاهی برخوردار بوده نگاهی به داستان های شاهنامه ابوالقاسم فردوسی بیندازید. در این داستان ها زنان و مردان به طور مساویانه، سرگرم نقش آفرینی هستند و دوشادوشِ هم با چالش های زندگی، دست و پنجه نرم می کنند.




نظرات
ز هر مو احتیاجت گر کند فریاد لب مگشا
دوست گرامی با فرموده های شما موافقم ، بعضی دوستان به این بیت ابولمعانی انگشت انتقاد گرفته بودند ، اما هدف ابولمعانی بیدل در اشارت این بیت همان جنسیت نیست بلکه مخاطب ادم های خراب و زشت و مکار و مفسد و قاتل و دو رویه وووو غیره است.. چون به مرور زمان واژه زن را به طبقه اناث اطلاق دادند و واژه مرد را به طبقه ذکور از روی این مصطلحه ابولمعانی چنین بیان کرده است...
این مسئله مرد بودن مربوط به یک خانم نیز میشود یعنی اصلاً مرد بودن واژه جدا است و ان تفویض میشود به شجاعان و دلیران و پاکان که یک خانم میز شده میتواند یعنی یک خانم شجاع و دلیر و پاک و با شهامت و پر قوت را نیز مرد گویند... بدرود