
طوریکه همگان میدانند زبان عزیز فارسی طی قرون و زمانه های طولانی فراز ونشیب های مختلف را پیموده است، گاهی مورد تاخت و تاز اعراب طوری قرار گرفته که از وحشت و تعصب انها کسی جرئت سرودن شعری به زبان فارسی را نداشته و زبان عربی را زبان دربار و زبان دین طوری بالای مردم تحمیل نمودند که هرگاه دانشمندی ویا شاعری به زبان عربی اثر خویش را بیان نمیکرد ان اثر فاقد کدام ارزش علمی پنداشته میشد.
زمانی هم در عصر غزنویان و سامانیان زبان فارسی از قلمرو جغرافیای خویش یعنی خراسان بزرک پا فراتر نهاده حتی در عصر مغل ها برای تقریبآ هزار سال زبان رسمی نیم قاره هند شناخته شده است ، تا انکه پای انگلیها به سرزمین پهناور هند رسیده و اولین تهاجم انها بالای زبان فارسی بود تا با نا بودی این زبان در حقیقت پیوند زبانی و فرهنگی هند را با خراسان بزرگ قطع نموده و زبان انگلیسی را جانشین ان نمودند.
در این جای شک نیست که 250 سال قبل عشایر اوغان در قندهار بعد از کشته شدن نادرشاه افشار به قدرت رسیدند و انها بر خلاف اعراب و انگلیس ها بنا به دو دلیل ذیل برای محو سازی زبان فارسی عجله نکردند:
1- چون در انزمان زبان اوغانی (پشتو) زبان نوشتاری نبوده و یک زبان ناقص نمیتواست جاگزین زبان فارسی شود بنآ سران و امیران اوغانستان مجبور بودند تا بخاطر بقای خود زبان فارسی را زبان رسمی ،ملی و درباری قبول نمایند و از ان در امور قلمرو خویش استفاده نمایند.
2- زبان فارسی نتنها درساحه قلمرو اوغانها بلکه به مثابه زبان تجارت ،زبان علم ،طبابت وغیره در منطقه حکمفرما و از اهمیت خاصی برخورداربود حتی در مکالمات روزمره در بین خود اوغانها( پشتونها) از زبان فارسی استفاده میشد که باز هم عجالتآ نبود بدیل دیگری در برابراین زبان باعث جلو گیری تهاجم فوری امیران اوغان بر زبان فارسی گردید.
به عبارت دیگر اینکه امیران اوغان تا دوره امان الله به زبان فارسی یورش برده نتوانستند به این معنی نیست که انها عاشق زبان فارسی بودند انها در اغازین روزهای قدرت شان میخواستند کمبود زبان اوغانی را جبران نمایند و هرکدام به نوبه خود در ترویج زبان اوغانی کوشیدند و در این راه از هیچ نوع فریب و جعلکاری دریغ نورزیدند، چنانچه میتوان از جعل کاری در نوشتن پته خزانه و یا جعل کاری در تاریخ پیدایش زبان وادبیات و اثار چند شاعر تخیلی و غیره ذکرکرد.
اما سوال در این است که ایا از محمود طرزی که خودش پشتون و پدرش پشتون و در یک اداره یکه در راس ان پشتون قرار داشت و در قدرت شریک بوده بخاطر رشدو تقویت زبان خودش گلایه نمود ؟ و یا از او انتظار داشت که زبان فارسی را تقویت نماید ؟ فکر میکنم هر کسی دیگری که در چنین موقف قرار میگرفت چنین کار را میکرد .البته این بدین مفهوم نیست که من از محمودطرزی دفاع نمایم بلکه موضوع بحث اصلی ما در این است که : محمود طرزی و یا هر پشتون تبار دیگری که فارسی ستیزی کرده ودررشد زبان اوغانی هر جعل کاری که یادداشت نموده ما فارسی زبانان در برابر انها چه کردیم ؟
ایا ما فارسی زبانان بخصوص یک تعداد دانشمندان زبان فارسی که همیشه بخاطرداشتن دانش انها در زبان فارسی از طرف فارسی زبانان مورد احترام قرار گرفته اند و ازهمان مدرک امرار حیات میکردند چه کرده اند ؟ وقتیکه محمود طرزی اعلام نمود که زبان اوغانی (پشتو) اجداد زبانهاو قوم اوغان (پشتون ) اجداد دیگر اقوام است واکنش ما فارسی زبانان چه بود ؟ایا سکوت علامه رضایت و تائید پنداشته نشد؟ ایا ما مکلفیت وجدانی خود را انجام داده ایم ؟
اگر اندکی به عقب برگردیم در زمانیکه دانشگاه کابل افتتاح شد و نام انرا پوهنتون گذاشتند و ده ها لغاتی چون : پوهنزی،پوهاند،پوهنمل،پوهیالی،قانونپو،دگرمن ،دگروال ، بریدمن،جگرن،ساروال .....را بنام به اطلاح مصطلحات ملی شامل زبان فارسی نمودند (که تا امروز گناه برزگ است هرگاه کسی انرا به زبان فارسی بیان کند) تعدادی از دانشمندان سکوت و تعداد از دانشمندان زبون ،بزدل و بی خاصیت ما فارسی زبان ها نتنها انرا تائید کردند بلکه به دل وجان در ترویج ورشد ان سعی و تلاش ورزیده و ممد واقع شدند . حتی این بیخاصیتی ها و سست عنصری ها سبب تشویق دستگاه حاکم و دارو دسته پشتو تولنه شد تا نام فارسی را به دری تبدیل نمایند .چنانچه در این مورد دانشمند گرانمایه و استاد بزرگوار جناب واصف باختری به کرات از طریق تلویزیونها ،مقالات،سایت های انترنتی به وضاحت روشنی انداخته و توصیه نموده که تغیر نام زبان فارسی به دری ویا تاجکی جز ایجاد تفرقه چیزی دیگر شده نمیتواند و از همه فارسی زبانان به کرات خواهش نموده تا نام اصل زبان که فارسی است را استعمال نمایند نه دری اما کجاست شعور و کجاست غیرت و همت؟
اگر بحث روی یک جامعه دوزبانه است این خود نمایانگر زور گویی ،یکه تازی ،قبیله سالاری یک مشت اقلیت کوچک برسر اقتتدار بوده زیرا زبان اکثریت مطلق مردم افغانستان فارسی است نه پشتو بنآ تحمیل مصطلحات از سوی یک اقلیت مطلق بالا اکثریت مردم به هیچ وجه قابل قبول نبوده به زودی حق به حقدار خواهد رسید.
فارسی زبانان عزیز همین حالا که این خامه را مینویسم مصاحبه یک انسان پلید ،کثیف و ذلیل دیگری بنام وحید مژده را میشنوم که میگوید: در کنفرانس بن اول تناسب قومی در نظر گرفته نشده و نماینده طالبان در ان کنفرانس دعوت نشده بود.... او ادامه میدهد :حاجی قدیر بخاطر اینکه حق پشتونها در این کنفرانس تلف شده بود کنفرانس را پایکات کرد.در حالیکه همه مردم دنیا میدانند که در همان کنفرانس بن قدرت از فارسی زبانها گرفته شد و به پشتون ها سپرده شد .اما این موجود کثیف همیشه بلند گوی پاکستان،گلبدین و طالبان بود و در اداره طالبان در وزارت خارجه کار میکرد سوال در این است که : ایا این موجود خود فروخته شده که خود فارسی زبان شیعه مذهب بوده و در زمان طالبان هزاره ها و شیعه ها را کافر خوانده بودند چرا و برای چه اینقدر ذلالت را متقبل میشود؟
یک مثال دیگر: همین حالا پشتونها بخاطر ادامه راه و روش محمود طرزی در کابل بنیاد محمود طرزی را ایجاد نموده اند ایا یکی از اعضای فعال و بلند گوی این نهاد یک فارسی زبان مرتجع ،ابنالوقت و ذلیل دیگری بنام جاوید کوهستانی نیست؟ وقتیکه جاوید فارسی زبان کهدامنی چنین خود فروشی نماید از محمود طرزی چه گله میتوانیم کرد؟
از این گونه مثالهای متاسفانه بسیار دامن گیر ماست بیجا نخواهد بود اگر در مورد تلویزیون احسان بیات اندکی مکث نمود.احسان بیات که مالک تلویزیون جهانی اریانا میباشد یک افغانملتی معلوم الحالی را بنام احسان ارین زی رییس ان تلویزیون مقرر نموده این افغان ملتی متعصب،کثیف که از یکطرف با دشمنان مردم افغانستان (طالبان وپاکستانی ها) روابط نیک داشته و از سوی دیگر با پیروی از پالیسی های افغانملتی خویش تلویزیون متذکره را به یک دستگاه تبلیغاتی پشتوننیزم تبدیل نموده که با پخش برنامه های خیلی دقیق و سنجیده شده در ترویج و تبلیغ زبان پشتو و عنعنات پشتونیزم وحتی تبلیغ لباس ،موسیقی وغیره قبایلی ها از قبیل دعوت هنر مندان پاکستانی های قبایلی ،مصاحبه های مستقیم با سخنگوهای طالبان ، روی صحنه اوردن گلبدینی های کثیف و قاتل مردم ،زمینه سازی پروگرام به اصطلاح درس اسلامی توسط نماینده گروه مذدور بنام ملا ضعیف و غیره بطور بسیار زیرکانه به اندازیکه بعضآ کارکنان فارسی زبان ان دستگاه را اخراج وتهدید نموده است .تا بلاخره در این اواخر بوی این گند و کثافت کاری او به اندازه ی بالا گرفت که انرا از ریاست به مشاوریت توظیف نمودند . پس حالا کی ملامت است ؟ احسان بیات که خود یک فارسی زبان کودن،سست عنصر ومرتجع است ویا ارین زی که برای قوم خود خدمت میکند ؟
طوریکه شما فارسی زبانان محترم اطلاع دارید بعد از داکتر عبدالله ، داکتر رنگین دادفر سپنتا یک سیاست مدار ،به اصطلاح دانشمند ،فارسی زبان بصفت وزیر خارجه حکومت کرزی مقرر شد این موجود فرومایه در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود بدون اینکه کسی از او سوال کرده باشد چنین نشخوار کرد: در وزارت خارجه تناسب قومی پامال شده و حضور پشتونها در این وزارت کمرنگ است او که به هیچ معیاری پابند نیست این و امثال این خوش خدمتی ها را صرف بخاطرکسب شهرت و عقده گشایی مینماید و در این را از هیچ نوع اب ریزی در اسیاب دشمن دریغ نمینماید از محمود طرزی و امثالهم چه گله باید کرد؟
احمد شاه مسعود بزرگ آخرین ساعات زندگانی پرافتخار خود را با خواند و شنیدن اشعار فارسی سپری نمود او بیش از سی سال عمر عزیز خود را بخاطر آستقلال،ازادی و عدالت اجتماعی در سخت ترین و داغ ترین سنگر مبارزه سپری نمود او با وجود اینکه بخاطر ایجاد صلح با دشمن خود هم مذاکره مینمود اما در دفاع از هویت خود،در دفاع از فرهنگ خود ،در دفاع از نوامیس ملی خود ،در دفاع از زبان خود و لو به قیت جان مبارکش هم اکر تمام میشد یک بلست عقبنشینی نمیکرد و حقا که نکرد اینکه بعد از شهادت او جانشین های او چه کردند بحث مفصلی است که تاریخ قضاوت مینماید اما به هیچ وجه راه او تعقیب نشد.
وقتیکه اسمعیل خان، مارشال فهیم، خلیلی، محقق، دوستم، قانونی.. و غیره که بعضآ خود را پیرو مسعود بزرگ میخوانند، در انتخابات در کنار کرزی ایستادند و در استمرار حیات سیاسی و جنایات ضد فرهنگی و ضد ملی دارو دسته متعصب و قبیله گراو فارسی ستیز پشتونیزم یاری رسانند از محمود طرزی پشتون تبار چه انتظار باید داشت؟
مردم شریف و غیور فارسی زبان ما در هر مرحله ء از تاریخ قربانی داده اند و حماسه افریده اند اما دردا و حسرتا که در اثر فقدان رهبری سالم تیشه را به پای خود کوبیده اند.
با تقدیم کلام ناصر خسرو بلخی شما را بخداوند میسپارم:
روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست
چون نیک نگهکرد و پرخویش به او دید
گفتا ز کی ناليم که از ماست که بر ماست




نظرات
1-تامین عدالت اجتماعی
2-اگر طرح اول نامکن است باید طرح دوم که فدرالی است جای گزین شود
3-اگر طرح اول .و دوم ناممک است طرح سومی باید بزور تامین شود که همانا تجزیه است.
چشتون ها قسم خورده در جنوب و سه قوم دیگر در شمال حکومت انتخابی مورد نظر خویش را اشکیل دهند.
ای سه قوم بزرگ ازبک، هزاره، تاجک موجودیت شما ها و مطرح بودن شما ها در اتحاد شما است و ذلت و ناکامی شما در بی اتفاقی شما ها است. بس اتفاق کنید و نسل های بعدی خویش را خوشبخت سازید. زنده باد عدالت. مرگ به ستمگران و مزدوران آی-اس-آی (کرزی، فاروق وردگ، خرم، داود زی این دشمنان علنی فارسی زبان ها)
چی درته یوه روز زه په وطن ناس گیژیدولو او تاسو سره یوه ملا راتلونکی او ووایه چی چرا ناس خپلی کشیدولی؟زه جواب ورکلوم چی برای صلح وآبادی کشورم ناس میکشم.
ته هم راغلی او اوس سره ناس با من کشیدولی.
در باره ژبه ی ما خپل سره خوب گپ زدن کری. وگرنه خودم را انتحار کری.
قندهاری