جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back انتخابات خیزش ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی افغانستان و ھزاره فوبیا

خیزش ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی افغانستان و ھزاره فوبیا

  • PDF

hazara_parliament

 

پیروزی دراماتیک ھزاره ھا درانتخابات پارلمانی افغانستان بویژه در ولایت غزنی نه تنھا ھمه را شگفت زده ساخت، بلکه باعث بر انگیختن خشم تمامیت خواھان نیز شد. در نتیجه نتایج انتخابات مورد پذیرش کرزی قرار نگرفته و برای بر رسی نتایج انتخابات دادگاه ویژه تشکیل داد.

با آنکه سر انجام مجلس نماینده گان افغانستان در نتیجۀ فشار ھای زیاد داخلی و خارجی توسط کرزی افتتاح شد ولی پروندۀ تقلبات انتخاباتی توسط دادگاۀ ویژه تا ھنوز پایان نیافته است.

حضور گستردۀھزاره ھا در مجلس نمایندگان افغانستان توجه یی بسیاری ھا را بر نقش و موضع گیری آنھا در بازی ھای قومی درون مجلس به خود جلب نموده است. برخی ھا با بد بینی مجلس نمایندگان افغانستان را مجلس ھزاره ھا می نامند و برخی دیگری مجلس ایران. و حکومت کرزی نگران رای نا کافی پشتونھا در بازی قومی در داخل مجلس است. اما روند انتخاب رییس مجلس نشان داد که برخلاف تصور و نگرانی کرزی کاندید حکومت آقای استاد عبدالرب رسول سیاف رای بیشتر نسبت به رقیب آن آقای محمد یونس قانونی بدست آورد. تا ھنوز مبارزه بخاطر انتخاب رییس مجلس ادامه دارد و دولت در تلاش امتیاز گیری به سود خود است.

در چند ماه گذشته پیروزی بی سابقۀ ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی نھ تنھا در داخل کشور، بلکھ درسطح جھانی بازتاب گستردۀ داشته است.

برخی رسانه ھای معتبر غربی روابط ھزاره ھا با پشتونھا را مورد بررسی و مطالعه قراردادند. در مقالۀ کنونی به بھانۀ پیروزی ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی اخیر تلاش صورت گرفته تا خیزشھزاره ھا در انتخابات پارلمانی اخیر و نگرانی ھای ناشی از آن مورد مطالعه قرار گیرد.

افزون بر آنتلاش صورت گرفته به پنج پرسش اساسی پاسخ جستجو شود:

نخست، چرا در برابر دست آورد ھا و موفقیت ھای ھزاره ھا در افغانستان تنگ نظری، حسادت و حساسیت وجود دارد؟

دوم، چرا ھزاره ھا علیرغم ھمه تلاشھا نمی توانند بحیث دوست و متحد استراتیژیک پشتونھا در معادلات قدرت در افغانستان باشند؟

سوم، چرا برخی ھزاره ھا از مظلومیت دیروز به نژاد باوری گرایش پیدا نموده اند؟

چھارم، چرا ھزاره ھا آسیب پذیر ترین قوم در افغانستان ھستند؟

پنجم، ھزاره فوبیا چیست؟

 

برای مطالعه متن کامل این مطلب به اینجا اشاره کنید (فایل pdf)

 


نظرات 

 
+1 #1 نظر ۱۳۸۹-۱۲-۰۱ ۱۸:۵۱
اول از همه از اینکه آقای امیرزاده در مورد هزاره ها نوشته و تحلیل کرده اند, استقبال میکنم. فکر میکنم گفتن چیز های که در دل داریم, بهتر از نگفتن اش است. بلاخره باید فهمید که ملیت های که در گذشته ی نه چندان دور "متحدین طبیعی" همدیگر پنداشته میشدند, چرا این همه از هم دور افتاده اند و غبار شک و تردید بر روابط سرد شان سایه افگنده است. با این مقدمه, باید بگویم که سوال های زیادی در رابطه به آنچه که آقای امیرزاده ادعا کرده اند, پیدا شد که چند تای آن را اینجا میاورم:

1. چرا سهمگیری هزاره ها در یک پروسه ی دموکراتیک که در نهایت به نفع همه است را "خیزش" لقب داده اید, تا به گونه ی به آن بار منفی بدهید؟
2. نمایندگان هزاره تعداد شان سی چند نفر بیش نیست. آیا همین را هم تحمل ندارید؟
3. از اشغال شهر ها توسط هزاره ها سخن گفته اید. نفوس بیشتر شهر های افغانستان در سال های اخیر چند برابر شده است. از جمله شهر کابل بیشتر از پنج میلیون نفوس دارد. آیا تمام اینها هزاره اند؟ ایا این میلیون ها نفری غیر هزاره که در این شهر ها مسکن گزین اند همه از مردم سابق این شهر ها اند؟ اگر نیستند, چرا تنها اسکان هزاره ها است که به نظر شما اشغال است و از دیگران هیچ؟ به طور نمونه شهر پلخمری را در نظر بگیرید. این شهر تا چند سال پیش نفوس خیلی کم داشت ولی اکنون شاید چیزی در حدود یک میلیون و یا کمتر از آن نفوس دارد. یک بخش زیاد این نفوس هم از هموطنان تاجیک از ولسوالی غوربند ولایت پروان است. چی دلیلی دارد که این انتقال نفوس "اشغال" نیست ولی مسکن گزینی تعداد هزاره که اکثریت مطلق شان از نواحی اطراف خود پلخمری اند, به نظر شما "اشغال" است؟ اگر این تعصبات را کنار بگذاریم و به این مساله نگاه کنیم, ازدیاد نفوس شهر ها نه به خاطر این است که نفوس افغانستان زیاد شده است؟ زمین در دهات به هیچ وجه کفاف زندگی مردم را نمیدهد, چندین سال است که اقلیم افغانستان شدیدن به خشکی گراییده است. میلیون ها نفر از ایران و پاکستان برگشته است که هیچ راهی به جز اقامت در شهر ها ندارند و ...
4. از "هزاره فوبیا" گفته اید و اینکه علت آن جنایات هزاره ها در سال های نود است. به حیث کسی که خود را محقق میخواند, چند تا سند در اثبات این مدعای خود ارایه کرده اید؟ اگر نکرده اید, چقدر به بیطرفی علمی تان میشود باور کرد؟
5. در مورد مردم تاجیک گفته اید که حساب شان از عملکرد گروه های سیاسی و نظامی شان جدا است. گپ خوب است. اما چرا همین معیار را در مورد هزاره ها رعایت نکرده اید؟ عملکرد هر فرد و دسته ی که به مذاق تان جور نمیامده را به حساب تمام هزاره ها گذاشته اید.
6. در مورد ترکتباری و یا ناترکتباری هزاره ها گفته اید وبه گونه ی اغراق آمیز به آن شاخ و برگ نژادپرستانه داده اید. ایا راستی هم همنطور است؟ چند و کدام سند؟ برای یک لحظه سر در گریبان خود کنید و بگویید که راستی بحث ترکتباری هزاره ها بیشتر از آن هیاهوی "آریاییی گری" است؟ آیا بار راسیستی آن بیشتر از "نژاد برتر آریا" است؟
7. گفته اید که هزاره و اوزبیک ها سهم اصلی در به قدرت رسیدن دوباره پشتون ها داشته اند؟ آیا راستی همینطور است؟ بیا یک سوال کنم از شما. بعد از سقوط طالبان و تشکیل حکومت نو, قدرت در دست کی بود؟ اگر در دست هزاره ها و اوزبیک ها بود, میشود که ادعای شما محتمل شود. یعنی قدرت در دست هزاره و اوزبیک بود, آنها آن را به پشتون تحویل دادند. اما, اگر قدرت در دست این ها نبود, چطور میشود که پشتون قدرت را از این ها تحویل گرفته باشد؟ چرا به این مساله, حد اقل برای یکبار هم که شده, از این زاویه نمنگرید که قدرت در دست رهبری سیاسی نظامی تاجیک بود. ولی آنا ترجیح دادند که قدرت را به پشتون تحویل داده خود در موقعیت درجه دومی قرار بگییرند, ولی حاضر نشدند که هزاره و اوزبیک را در پهلوی خود داشته باشند. و این علت اصلی دوری میان این ملت ها گردیده است.
 
 
0 #2 سروش ۱۳۸۹-۱۲-۰۱ ۲۰:۲۴
من خودم از قوم تا جیک هستم با پیروزی بردران هزاره در غزنی خوشحا ل شدم چون برادران فارسی زبان ما هستند لذا ما به هزاره ها احترام داریم وقوم هزاره با تا جیک ها متحد شوند این خیلی به نفع شان است گر چه اقای محقق بسیار به کرزی خوش خدمتی کرد ودر سخنرانی های خود در با میان وغور گفت که شما به کرزی رای بدهند تمام سرک های با میان وغور اسفالت میشه وچند وزارت برای ما میدهند وسرک بامیان وغور الی هرا ت نیز اسفالت میشه وشایعات هم وجود دارد که پول بسیار زیادی هم از کرزی گرفته مگر کرزی هیچ کاری برای این قوم نکرد واز جانب دیگر زمانیکه من در دانشگاه کا بل دانشجو بودم پشتون ها ی تحصیل یا فته ومردم عادی قوم پشتون از هزاره ها خیلی بد میبرند وحتی مقا مات این قوم مظلوم را تمسخر میکنند ،طالب وحزب اسلامی هزاره هارا در مسیر جاده ها پیاده ونا جوانمردانه ا یشان را اذیت ومی کشند لذا چون پشتون ها ازین قوم بد میبر ند کرزی نمی تواند برای شان کاری انجام بدهد
 
 
0 #3 داکتر فیض محمد فاضل زاده ۱۳۸۹-۱۲-۰۱ ۲۲:۰۵
محترم داکترامیرزاده صاحب،
در این شکی نیست که پیروزی دراماتیک ھزاره ھا درانتخابات پارلمانی افغانستان بویژه در ولایت غزنی بسیاری را شگفت زده ساخته است اما یک چیز را نباید فراموش کرد و آن اینکه هزاره های امروز دیگر آن قوم سرکوب شده و خاموش نیستند که در گذشته بودند. این ادعا درست خواهد بود که بگوییم هزاره ها یگانه ملیت در افغانستان پسا طالبان میباشند که از روند دموکراتیزه شدن جامعه (با آنکه پروسهء دموکراتیزه شدن در افغانستان با نواقص بنیادین همراه است) بزرگترین دست آورد داشته اند و از این پروسه استفادهء اعظمی را نمودند بر خلاف تاجک ها (که در بن رهبران خود را در بدل چند چوکی موقتی فروختند،) هزاره ها به رهبران خود احترام قایل شدند و به آرمان های آنها متعهد ماندند. اتحاد و همبستگی اقوام هزاره میان همه اقشار جامعه هزاره (سکولار و غیر سکولار یعنی جهادی و یا هم روحانی) راز اساسی موفقیت برادران هزاره در افغانستان امروزی میباشد.
تبیین این وحدت و یک پارچگی برادران هزاره سال گذشته در درگیری هزاره های بهسود و کوچی ها آشکار بود. ما همه شاهد اعتراض و به تحصن نشستن همه وکلاء هزاره در کشمکش های کوچی ها و هزاره ها در بهسود بودیم. همه دیدیم که تمام وکلاء هزاره بدون در نظر گرفتن تمایلات مشخص سیاسی شان در یک صف برای دفاع از حقوق مردم خود ایستادند و تا آخرین دقیقه کوچکترین عقب نشینی را نپذیرفتند و حتا آقای خلیلی به منطقهء بهسود رفت و در آنجا اقامت گزین شد، بدون در نظر گرفتن اینکه وی معاون رییس جمهور و نماینده تمام افغانها است نه نمایندهء یک قوم خاص.
دلیل دیگری موفقیت برادران هزاره ریشه در تعالیم مذهبی شیعیان نهفته است (من با در نظر گرفتن این اصل که سیاست بازی قدرت که در آن حیله گری، تدلیس و زرنگی شرط اساسی میباشد) این نکته را آگاهانه بیان میدارم. آگر دیده شود در انتخابات گذشته آقای محقق تا آخرین روز با داکتر عبدالله وعده کرد که از وی حمایت میکند ولی درست در آخرین دقایق موقف خود را تغییر و به نفع آقای کرزی، آقای عبدالله را تنها گذاشت. سرکوب و اختناق که در طول قرن ها بالای مردم هزاره صورت گرفته انها را آگاه و متحد ساخته است. ولی بحث مطرح شدن هزاره ها بحیث متحد ستراتیژیک از اینکه مذهب اهل تشیع در افغانستان عمومیت ندارد به مشکل به نظر میرسد که هیچ یکی از اقوام افغانستان آنها را بحیث متحد استراتیژیک بپذیرند. یگانه برد برادران هزاره در بازی های سیاسی همان استراتیژی "هر کس که در قدرت است با آن معآمله کن" بهترین سیاستی برای حضور آنها در قدرت خواهد بود. ولی این را نباید فراموش کرد که این وضیعیت تغییر کردنی است و ما شاهد آن روزی خواهیم بود که به دلیل حضور هزاره ها در تمام عرصه از سیست گرفته تا صحافت و از تجارت تا سپورت آنها بشدت خود مطرح خواهند کرد و بحیث بازی گر عمده در سیاست و قدرت خضور قوی خواهند داشت.
 
 
0 #4 محمد ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۰۸:۱۴
آقای حسین جعفری گفته اید:" مسعود میگفت با روسها مصالحه کرده میتوانم اما به هزاره ها هیچگاه نمیتوانم کنار بیایم - محض برای منافع ملت ومذهبم" این را از شکم خود در آوریده اید. مسعود تنها رهبر سنی مذهب بود که برای هزاره ها خواهان سهم در قدرت بود. قبل از اینکه کابل سقوط کند حکمتیار در مخابره به مسعود می گوید که بیا ما یعنی حزب اسلامی و جمعیت قدرت را مشترک بگیریم و دوبت تشکیل دهیم، اما مسعود می گو.ید نی، باید دیگران هم در قدرت مشارکت داشته باشند و همه برای افغانستان زحمت کشیده اند. صدای این گفتگو و متن آن نیز موجود است و مننتشر شده است). حالا شما از دل خودت به مسعود سخن دروغ نسبت می دهی. خداوند عاقبت آدمهای بی اطلاع مثل شما را به خیر کند که عامل تفرقه بیشتر در کشور هستید.
 
 
0 #5 توریالی از بامیان ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۰۸:۲۰
هزاره ها مزدور ایران هستن و همیشه مزدوری ایران را گردن .
و در انتخابات پارلمان هزاره ها را ایران کمک مالی گرد. وپشتون ها که از هیچ جهت کمک مالی نشدن و تقلب هم نگردن
هزاره ها تقلب گردن و از خانه ملت خانه ایران چور گردن این سک ها اشپش خورا یک وقت این هزاره را ما مزدور خود نمیگرفتیم حالا این امده است نمانیدگی از ما کنند ...................
 
 
0 #6 هوشمند کوهپایه ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۰۸:۴۵
هزاره ها آنچه که بودند وهستند ، چه قوم محکوم بودند و یا هستند چه قوم مظلوم بودند و یا هستند دیده میشود امروز کوسفند وار دنبال رهبران خود را کرفته اند که با برداخت چند پول حرام توسط کرزی، از همان قوم ظالم و حاکم دفاع میکنندو منحیث کاغز تشناب حاکمان ظالم استعمال شان میکنند محقق و خلیلی پول و چوکی میخواهند که کروه کرزی در اختیار رهبران شان قرار میدهند و باقی قوم هزاره بدنبال رهبران بیهمت خود صف بسته اند تا آنکه مطلب حکومت داران مرفوع کردد تا آنوقت بهار و تابستان میشود فصل حرکت اَوغو های کوچی میشود باز در خدمت هزاره ها میرسند، باز همان تجاوز بحریم شان آتش زدن خانه های شان و کوچ دادن چون سالهای کزشته وقتل نمودن شان در هر کوشه و بیشه و وسعت دادن چراکاه های کوچی چیز دیکری نخواهد بود و دلسوزی مامردم پاکدل بیهوده است
 
 
0 #7 گل اغا ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۰۹:۲۸
ما كاملا موضع اختلاف هزاره ها را با ساير اقوام محكوم ميكنم بخصوص با برادران تاجك و اذبك مقاله فوق داراي نواقص نيست
 
 
0 #8 آ.آ ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۱۱:۲۴
برادرم حسین موضوع شیعه و سنی هیج ربطی به موضوع انتخاب ریس پارلمان ندارد،،، اصلاً حقیقت اینست که برادر های هزاره فراموش کرده اند که به اثر پافشاری و کوشش بی نهایت آقامی معنوی و همقطارانش بود که تعداد کثیری از هزاره ها در پارلمان راه یافتند،، کامیابی اکثریت وکلای غیر پشتون در پارلمان یک امیدواری بزرگی به مردم بود، اما متاسفانه حرکات برادرهای هزاره در داخل پارلمان باعث یاس و نا امیدی مردم شده، این موضع گیری در مقابل دیگران برای هزاره ها چیزی به ارمغان نمی آورد به جز دست بینی و بیچاره گی (چنانکه سالهای دراز دچار همچو حالات بوده اند). یگانه راه حل اینست تا برادران هزاره با دیگران پیوسته تا رژیم خونخوار و ظالم طالبانی و قبیلوی را از بین ببرند. وسلام.
 
 
0 #9 کابلی ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۱۱:۳۳
در غوغو سک دریا جتله نمیشود . قهرمان ملی کشور برای همگی معلوم است این گپ خود شما است معاوم میشود .
در تاریخ ثابت شده است که کی ها در قتل های عام کشور دست داشتن . و برای مردم ما . جهان هم معلوم است که قهرمان ملی کشور چنین سخن نگفته است . این گپ خود ساخته خود شما است .
رقص مرده . سینه ها زن بوریدن . میخ کوبیدن . روغن داغ گردن ...............................................................................
مربوط به حزب وحدت در رهبر اش مزاری بود که مزاری را حتا انرا خاک قبول هم نگرده بود
 
 
0 #10 عاشور ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۱۲:۲۴
در زیر سایه قدرت امریکا هرکی چند روز به یک مقام وقدرت می رسد ورسیده اینکه این رسیدن به کمک مالی و نظامی کی ها است روزی معلوم می شود ، که قوای خارجی این سرزمین را ترک کند
حالا خوب یک رستورانچی را امریکا ریس جهمورافغانستان ساخته و در این هیچ جای شک نیست که هزاره ها را به پارلمان نرسانند
مردم افغانستان به این تماشا بی تفاوت نه نشسته خیر باشد !
 
 
0 #11 صمد ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۱۲:۴۶
آغای حسین جعفری بدون اینکه شرم و حیا داشته باشد در مورد سنییان پیشداوری غلط نموده گویا اینکه سنی ها متعصب اند. در حالیکه سنی ها در مورد مذاهب و ادیان دید خیلی وسیع داشته و اینرا در عمل به اثبات رسانده اند. اینکه شما در این مورد معلومات ندارید و یا تعصب چشم شمارا کور کرده باشد، مربوط به خود تان میشود.
وشما خائنانه و دروع از ایر مرد تاریخ این مرز وبوم نقل قول میکنید که گویا میل به مداکره با هزاره ها نداشت. حال آنکه تاریخ شاهد که او در همبستگی میان ملیتهای برادراعم از ازبکها، تاجکها، پشتونها و هزاره ها تاحد آخر کوشیده است. اگر تعصب نداشته باشید و مریض نباشید، میدانید که این مرد بزرک بهترین کادر ها بخاطر مذاکره به بامیان فرستاد که همه شان در اثر سانحه هوائ در بامیان به شمول محترم شهید غفور زی و مراد ...وغیره به شهادت رسیدند.
 
 
0 #12 هندوکوه ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۲۲:۰۹
داکتر صاحب اميرزاده؛
اسلام عليکم!
من مقاله ای طويل و وزين شما را تا آخر بدون وقفه با علاقه و دقت خوب خواندم. نخواستم مانند خيلي ها با عجله و سرسری جواب بدهم. منحيث يک هزاره تحصيلکرده از اينکه وقت گران بهايي خود صرف نوشتن اين مقاله در مورد هزاره کرديد، از شما ممنون و سپاسگزارم. بر خلاف چند تني که در اينجا نوشتند شما به شخصيت شهيد مزاری توهين کرديد، من چون چيزی را در مقاله ای شما نيافتم. برعکس در مورد جنرال دوستم از کلمات تند و تاجای غير ادبي استفاده کرديد. من با کمال احترام به نوشته های شما نظر موافق و متفاوت خود بطور خلاصه مي نويسم: در افغانستان شعارها ملي و دموکراتيک و ...، است، اما عملکردها قومي است. هيچ استثنای هم وجود ندارد. برخي هزاره ها مزاری دوست دارند و همانطور برخي از تاجکان احمد شاه مسعود را. از شما مزاری پرستي نامبرديد، فکر کنم اين کلمه را نابجا بکار برديد و يا روی مفهموم آن دقت لازم را نکرديد، هيچ هزاره ای مزاری پرستش نمي کند؛ از شما بحيث يک محقق بعيد است که چنين سطحي بنويسيد. شما از بديهای پشتون و ظلمهای آنها بر هزاره و ديگر اقوام افغانستان نام برديد، اما حتي جمله از ظلمهای تاجکها در جنگهای کابل و بخصوص شخص احمد شاه مسعود ننوشتيد؛ آيا بنظر شما احمد شاه مسعود در حق هزاره در کابل ظلم نکرد؟ شما از توازن قدرت نوشتيد، بر همه معلوم است که جمعيت واقعي اقوام افغانستان معلوم نيست و اين کار با نفوس شماری بيطرفانه حل مي شود. اگر حکومت دموکراتيک بوجود آيد همه به حقوق خود مي رسيم. ضمنا" اقوام افغانستان در دايره کلانتر ملي و تثبيت حقوق فردی حل مي شود و آنگاه نه ضرورتي به فلان تکه دار قوم و يا به اصلاح مد امروزی رهبر است و نه به کدام حمايت کشور خارجي در نزاعهای داخلي؛ ما قشر تحصيلکرده افغانستان کوشش کنيم که بجای قوميت کلمه انسانيت و اختلافات مذهبي اشتراکات انساني را بکار بريم، البته اينها تا سطح دانش عمومي بالانرود و روشنفکران افغانستان مسئوليت انساني و ملي خود را بجا نياورند دشوار است، مخصوص اينکه کشورهای بيگانه از هر ابزاری برای تفرقه و سو استفاده بهره مي گيرند. من با شما در بخش اعظم نوشته ای شما موافقم. از نظر من هزاره ها مشترکات خيلي نزديکتر از هرقومي با تاجيکها دارند. ما هويت مشترک داريم، منظورم زبان، تاريخ و گذشته ای مشترک است. حتي من باور دارم که هم هزاره ها و هم تاجيکها و ازبکها بنحوی با هم پيوندهای قومي دارند. حتي هيچ قوم افغانستان را با اطمينان کسي خالص گفته نمي تواند، همه در خراسان بزرگ و قبل از آن باهم از راه خويشاوندی ترکيب شدند. از طرف ديگر نه هزاره بودن افتخار است و نه تاجيک بودن و يا پشتون و ازبک بودن، همه انسانيم و شهروند همان ديار مظلوم و متعلق به يک ملت مظلوم که همه قرباني جهل و فقر و دلاتهای بيگانه گان شده ايم؛ من مطئنم که اگر يک نظام عادلانه و دموکراتيک بوجود آيد و دموکراسي نهادينه شود، همه از قومگرايي و مذهبگرايي و نوکری بيگانگان دست مي کشند و افغانستان کشور دوست داشتني مي شود، اما نياز به زمان و تلاشهای پيگير روشنفکران دارد. آن نگراني های که شما از برهم خوردن توازن قدرت و ترکيب شهرهای تاجيک داريد، نيز از بين خواهد رفت، چون هدف تخاصم و به حاشيه راندن ديگری نيست بلکه همزيستي مسالمت آميز تحت نام يک ملت و يک کشور با هويت انساني و ملي است. در ضمن بايد گفت که نيم از جمعيت ولايت هرات را پشتونها تشکيل ميدهند و نمي توان هرات را خالص يک ولايت تاجيک نام برد. از طرف ديگر شهر نشيني بخشي از روند تحولات اجتماعي در هر کشور است. هزاره ای ده نشين ديروز پس از مهاجرت و سالها زندگي در شهرهای ايران و تحصيل پس به دهات خود برنمي گردند بلکه در شهرهای بزرگ افغانستان مقيم خواهند شد و اين کدام برنامه ای پيش پلان شده نيست، بلکه يک روند طبيعي اجتماعي است. اين را شما منحيث يک محقق و استاد خوب مي فهميد. در اتحاد اقوام غير پشتون رهبران تاجيک مي توانند با گذشت و ترميم نواقص گذشته نقش کليدی بازی کنند. از طرف ديگر روشنفکران هر سه قوم هزاره و تاجيک و ازبک بايد باهم روابط و همکاری و تفاهم داشته باشند و آنهم نه به منظور قرار گرفتن در برابر پشتون بلکه برای جلوگيری از صلح و عدالت و وحدت ملي.
هندوکوه
 
 
0 #13 الیاس رحیمی ۱۳۸۹-۱۲-۰۲ ۲۳:۱۲
متاسفانه بدلیل اینکه مقاله خیلی طولانی بود نمیشود آنرا خواند یا اینکه نیازمند وقت زیاد است ! ولی بنظر من خیزش هزاره ها باید یک دست آورد پنداشته شود و این میتواند هم به نفع هزاره ها و هم به نفع تاجیک ها و هم به نفع ازبک ها باشد! واقعیت افغانستان اینست که ما همه در افغانستان حکومت های را تجربه کرده ایم که نباید میکردیم_ یعنی حکومت های استبدادی از جانب متاسفانه پشتون های افغانستان ! بنظر من اگر قرار شود اینگونه هزاره ها و تاجیک ها برعلیه همدیگر شعار دهند زمینه سوء استفاده برای دیگران مساعد خواهد شد و این قطعآ به نفع هر دو جانب یعنی هم هزاره ها و هم تاجیک ها نخواهد بود ! درست است که در جریان جنگ های داخلی اشتباهاتی صورت گرفته است و فکر میکنم درست نیست هیچ یک از رهبران جهادی را پیغمبر معرفی کرد و به همه آشکار و واضح است اما بهتر است گذشته را فراموش کرد و تلاش کنیم بالای حال تمرکز کنیم و کار های کنیم که برای امروز و آینده افغانستان و مردم ما مفید واقع شود ! برداشت من اینست که هزاره ها و تاجیک ها و ازبک ها تا حدی مسئولیت های مشابه و منافع مشترک دارند و بهتر است اختلافات و تفاوت های شان را کنار بگذارند و با هم به اعتماد سازی بپردازند و زمینه را برای این مساعد سازند تا نقش بهتر و مهمتر را در سیاست افغانستان بازی کنند ! هر چقدر به این تفاوت ها و اختلافات دامن زده شود به همان اندازه به ضرر هر دو جانب خواهد بود و هر انسان طبیعتآ توانایی دفاع از خودش را دارد و اگر اینرا کسی نمی پذیرد پس او اشتباه میکند ! مهم اینست که چگونه میشود با مشکلات موجود مقابله کرد و آنها را برطرف کرد ! چگونه میشود در افغانستان کاری کرد که افغانستان دیگر به حکومت های استبدادی یا به گذشته یا به دوران جنگ باز نگردد ! چگونه میشود افغانستان داشت که هم برای تاجیک ها، هم برای هزاره ها و هم برای ازبک ها و هم برای تمام اتباع افغانستان جایی بهتری برای زنده گی کردن باشد ! برداشت من اینست که خیلی مهم است همه این اقوام به مقدار کافی در قدرت در افغانستان سهم داشته باشند و دیگر حکومت تنها مربوط پشتونهای افغانستان نباشد یا نگردد ! اگر چه تا حدی در گذشته نیز تنها مربوط پشتونها نبوده است ولی بهتر است این اقوام نقش مهمتر بازی کنند ! بنظر من دامن زدن به اختلافات و تفاوت ها میان تاجیک ها و هزاره ها و ازبک ها نمیتواند مشکل افغانستان را حل کند و اصلآ هم نمیتواند قابل قبول باشد ! بلکه حتی میتواند مشکل افغانستان را بیشتر کند ! من فکر میکنم یکبار ما در گذشته این اشتباه را مرتکب شده ایم و بهتر است درس ما را گرفته باشیم و دوباره نباید تکرار شود ! بهتر است کار های صورت بگیرد که در افغانستان تغییرات مثبت بوجود آید نه برعکس آن یعنی تغییرات منفی ! ولی در اینکه فاصله میان تاجیک ها و هزاره ها و ازبک ها وجود دارد بنظر من سیاست مداران هر دو جانب تا حدی مقصر اند و باید زمینه را برای دیالوگ و گفتگو مساعد سازند و صادقانه با هم به گفتگو بپردازند ! و اینکه آنها از هم دور میایستند و بالاخره در تیجه افغانستان به گذشته بر گردد اصلآ برای هیچ کدام ما نمیتواند قابل قبول باشد ! در افغانستان لازم است تغییراتی زیادی بوجود آید و همه ما مطمئن شویم دیگر افغانستان جایی برای زورگویی و جنگ نخواهد بود و اینکه به گذشته بر نمیگردد و اینکه همه میتوانیم زنده گی بهتر داشته باشیم ! متاسفانه پشتون های افغانستان منافع خود را در حکومت های استبدادی میبینند و این چیزی است که برای دیگر اقوام افغانستان نمیتواند قابل قبول باشد و اصلآ هم به نفع افغانستان نیست و سبب عقب مانده گی بیشتر افغانستان میگردد ! پس شاید این مسئولیت دیگر اقوام افغانستان باشد تا زمینه را برای رشد و شکوفایی افغانستان مساعد سازند و از افغانستان جایی بسازند که برای همه قابل قبول باشد !
 
 
0 #14 کاکا ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۰۲:۴۸
زور کاکا ست که انګور در تاکهاست امریکا براید معلوم میشود هزاره ها چقدر خیزش میګنند. باز در پنجشیر رهبران هزاره نګریزند
 
 
0 #15 کمال ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۱۰:۵۴
محترم داکتر هارون امیرزاده!
نوشته تحقیقی و علمی شمارا خواندم. همه بر بنای واقعیتها نوشته شده است. قلم توانای شمارا تواناتر آرزومیکنم. به آرزو موفقیتهای مزید تان در امر روشنگری و حقیقت نویسی.
 
 
0 #16 رهگذر ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۱۲:۲۶
آقای هارون امیر زاده بااین نوشته ای خود ثابت کرده که سخت بی سواد است وسخت متعصب چی ربطی دارد که شما سهم گیری هزاره ها را در یگ پروسه دموکراتیک خیزیش بخوانی وتعجب بکنی که چرا اینها در پارلمان را ه یافته؟ خوب مردمش در انتخابات سهم گرفته مرد مردانه نماینده های خویش را انتخاب کرده اند شاید در انتخابات های اینده حضور شان پررنگ تر شوند چشم حسود کور! وعده ی هم مثل سگ های هار عف میزنند که هزاره ها مزدور ایرانند شاید خودشان به غلامی ومزدوری عادت دارند ودر مورد دیگران هم شایعه پراکنی میکنند مثل است که از چل چل سگ آب دریا کثیف نمیشود.
هارون وهمفکرانش باید بمیرند وبشرمند بااین نظرات گند ومزخرف شان، این کور دلان سیه اندیش تاشما هستید این وطن آباد نخواهد شد.
 
 
0 #17 ضمیر ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۱۵:۲۰
من با این سخن که هزاره ها مدافع تیم قبیله و احیاګر دولت قبیلوی بعد از شګست حکومت نجیب بودند و تا حال هستند صد فیصد موافقم و همین حالا این هزاره ها است که بخاطر استحکام قبیله در پارلمان علیه تاجیکها در جبهه کرزی وسیاف قرار دارند.
ومعنوی با این کارش که عدالت را پیشه نمود وهزاره هارا وارد پارلمان ساخت مخالفم .
خوب رهبرا ن هزاره به ساز ایران به قبیله پیوسته نه به هوشیاری و ارزش انسانیت.
ببنید ګلبدین و مزاری ویا دوستم در کدام قالب انسانی جز مزدوری جور میایند؟
ویا همین حال سیاف و محقق را بنګرید؟
ببنید کوچی و هزاره یکجا به سیاف رای میدهند؟ این کجایش استقلالیت و دانش است؟
شماره به خداوند سوګند میدهم هزاره ها ایا شما مانع سرنګونی قدرت طالبی و قبیلوی نیستید؟
من سوګند میخورم هرانکسیکه از رهبران هزاره پشتیبانی میکند یا نادان است و یا خاین به منافع هزاره.
 
 
0 #18 هروی ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۱۸:۰۱
تحلیل واقعبینانۀ آغای امیرزاه بیشتر در تعریف برادران هزاره است تا انتقاد. آنهاییکه با تعریف در جامه نمیگنجند ولی با اندکی انتقاد عقلمندی از دست میدهند، تاریک فکر و احساساتی اند. جوانان هزاره، تاجیک و ازبک باید عوض جوش از هوش کار گرفته و از گزشته ها برای بهبود آینده شان عبرت بگیرند.

 
 
0 #19 پیغام از آلمان ۱۳۸۹-۱۲-۰۳ ۱۹:۳۷
عرض سلام خدمت داکتر صاحب هارون امیرزاده،
اولتر از همه برادرانیکه مثبت ویامنفی نظر میدهند، بهتر است که خود را زحمت داده مقاله علمی داکتر صاحب را مطالعه نموده بعدأ داخل جوکات نه بازاری، نظر بدهند.
هیچ کلمۀ توهین آمیز به آدرس قوم محترم هزاره در مقاله داکتر صاحب وجود ندارد، به جز از تحلیل واقعیت های چند دهۀ آخر.یاآوری از اشتباهات رهبران اقوام در افغاستان نباید به مثابع دشمنی با یک قوم قلمداد شود.با
احترام
 
 
0 #20 پرویز ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۰۵:۰۲
سلام به آقای امیرزاده!
تحلیل خوب بود اما سایت جمهوری سکوت جوابیه این مقاله رانشر کرده دوستان مان میتواند به آنجاهم سربزنند ونظربدهند.
www.urozgan.org
 
 
0 #21 امیر ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۰۹:۵۳
جناب اقای امیر زاده دست مریزا بسیار مقاله جالب بود من این مقاله را بدون وقفه کامل خواندم وشاید یکی ا ز شفاف ترین مقالاتی بود که از زبان یک غیر هزاره نقل شده بود . کار شما قابل قدر هست . اما در افغانستان نداشتن تعصب بسیار سخت هست هرجند که قبای روشن فکر ی بر تن کنیم و عینک جهان بینی بر چشم . این یک مقاله فنی هست با ادرس و جزیات کامل و بدون قیل و قال. امایک نکته هست که همیشه همه ما هزاره ه ا را رنج داده و ان اینکه چرا تاجیک ها میخواهند مثل پشتونها با هزار ه ها معامله کنن؟ چرا در انتخابات ریاست جمهوری داکتر عبدالله نتوانست که محقق را که تازه از اعتصاب غذای رها شده بود را باخود کند ؟ چرا نتوانست هزازه ها را که زخم بهسود هنوز خونش میچکید را با خود همراه کند ؟
این جواب با شما
ولی یک نکته را مخواهم صادقانه بگویم که هیچ تاجیکی از اشتباهات بی شمار احمد شاه مسعود در غرب کابل صحبت نکرد همه هزاره ها از تمام اشتباهاتشان در تمام تاریخ افغانستان سخن گفتن از همه کارهای کرده و نکرده ولی نمی دان م که این از سر بی اصصلاعی هست یا .... که هرگز اشتباهات شورای نظار را بازگو نکردن و جبر رفتن مزاری با طالبان و همراه شدن او بار گلبدین حکمتیار را به حساب خامی او میگدارند.
اما یک نکته در تاریخ برای هز اره ها هست که اگر احمد شاه مسعود کمی از خود خواهی دست بر میداشت امروز نه طالب بود ونه مافیای پشتونی .
اگر شورای نظار در همان ابتدای شکست طالبان فدرت را کمی با دیگران تقسیم می کرد و یکی از چهار وزارت کلیدی را به دیگر اقوام میداد الان اعتماد کامل بین هزاره ازبک و تاجیک بود .پس تاجیک ها یک بار در دورا ن جهاد امتحان خود را پس دادن در سهیم نکردن هزاره ها در کابل و یک بار در آغاز حکومت کرزی که تمام قدرت در دست تاجیک ها بود . سوال برای رهبران هزاه حل هست تاجیک ها هم که به قدرت برسند مانند پشتونها عمل م ی کنند .تاجیک ها باید ابتکار عمل را در دست بگیرند تا هزاره ها را همراه کنند با خود در مسله کوچی ها د ر پارلمان هیچ تاجیکی با هزاره ها همراه نشد اگر تاجیک ها ابتکار عمل را در دست بگیرند و در حسن نیت از خود نشان دهند این را یقین بدارید که هزاره ها در طول تاریخ دنبال همین اعتماد نبوده بودن و الان هم هست ن که باید ایجاد شود .
موفق باشید
 
 
0 #22 حسن غزنوی ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۱۱:۴۰
همانگونه که "انحصارطلبی" پشتون و تاجیک غیر عادلانه بوده، به همان اندازه "زیاده خواهی" هزاره ها مشکل آفرین بوده است. به همین سبب، نه مزاری بیگناه بود و نه هم مسعود. بلکه هر دو قربانی شرایط بودند و از نا پختگی سیاسی رنج میبردند.

حالا برای اقوام غیرپشتون خیلی عاقلانه خواهد بود که عوض گلایه بازی و نوحه سرایی، آینده نگر بوده و به تغیر نوعیت نظامی اصرار ورزند تا ضامن عدالت و حقوق آیندۀ شان باشد.

پشتونها خیلی دوست دارند که عوض قانونمداری، ما را مصروف جنگ زرگری، سیاست های مقطعی و معامله روی چند وزارت کرده از نهادینه شدن یک نظام عادلانه جلوگیری کنند.

لطفأ با چنین گلایه ها آّب به آسیاب افغان ملت نریزید.
حسن غزنوی
 
 
0 #23 هم ولایتی ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۱۳:۱۹
محترم حسن غزنوی
مرحبا خیلی عاقلانه فرمودید!
گذشته از این هاهم ولایتی عزیز ما می باشید
 
 
0 #24 ولیزاده پنجشیری ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۱۷:۰۹
درچنددهه که گذشت نه تنهاهزاره بلکه تمام ا قوام کشورزهروشیرینی آنراچشیدندومانم توانیم ازقوم هزاره به عنوان ستم دیده ترین قوم یادنمایم واکنون مامیبینیم چندبرادردرفوق خودراهزاره معرفی نموده ازتاجکهاشکایت جدی دارند.
آنهایاهزاره نیستندویااینکه هستنداما ازروی احساسات نظرمیدهنددردوره حکومت اسلامی به رهبری استاربانی وفرماندهی شهیداحمدشاه مسعودتمام اقوام کشورسهم فعال داشتندبجزازآنان یکه وابسطه به ایران وپاکستان بودند.
بعدازسلطان احمدکشتمندکه اونیزدردوره شاه شجاع ثانی به بلندترین مقام یعنی صدراعظم رسیده بود.
مگراین محقق نبوددردوره استادربانی به حیث وزیرداخله مقررشد اینهابجای شکایت بایدازقوم تاجک درلابلای نوشته های خودقدردانی نمایند.
باورودطالبان اگرمقاومت میتوانستنداطفال شان دریکاولنگ تیرباران نمی گردید.
نا ن پخته راهرکس دوست داردبخورداماشرط این است که خودپخته نموده بخورید تابدانیدمزه دست پزخودتان ترش است یاشیرین
اکنون ازخلیلی خوداستفاده نمائیدکه ماببینیم که شماواقعاًمبارزه ستیدوهمینطورماه اازفهیم خان خود.
شماببینیددردور اول انتخابات ریاست پارلمان محقق ازکاندیدای استادسیا ف حمایت نمودوخودشماعلیه اومظاهره نمودیدچرامظاهره نمودید.
مگراین اشتباه شمانیست که ازحق خودبه نفع به گفتن خودتان بزرگترین دشمن تان استفاده کردید.
واستاده گی فضل احمدمعنوی وجنجا ل تیم حاکم بخاطرچیست آیاتنهابه خاطرمنا فع شخصی خودش است یااینکه خبرنداریدکه گویارئیس جمهورموردنظرتان حتی ازهمایل بخاطر شنیدن نتیجه آراولایت غزنی حتی دوشب خواب نرفته است.
 
 
0 #25 jalal ۱۳۸۹-۱۲-۰۴ ۲۲:۰۸
اگر از کشتار عبدالرحمن خان سخن میزنیدء که یک تاریخ است.


پس به تاریخ صحیح تر دقت کنید و کمی هم از زیر و زبر شدن شهر های ما و قتل 3 میلیون قوم ما توسط چنگیز خان و لشکر او هم سخن زنید.

اگر واقعی عدالتخواه هستید.
 
 
0 #26 غیراوغان ۱۳۸۹-۱۲-۰۵ ۱۱:۳۳
درزمان دولت مجاهدین به رهبری ربانی.
شورای عالی رهبری ،که بزرګترین نهاد تصمیم ګیرنده بود و صلاحیتشنسبت به معاونین فعلی رییس جمهور بیشتربود.
از هزاره ها
۱-عبدالعلی مزاری ۲- محمداکبری ۳- شیخ اصف محسنی
اعضای کابینه و پستهای کلیدی
کریم خلیلی وزیرمالیه / محمد محقق وزیرداخله در مزارشریف/ یعقوب لعلی انجینر وزیرمعادن/حسنیار وزیر زراعت /وزیر ترانسپورت/ دیګرانش را بیاد ندارم.
 
 
0 #27 نجئب ۱۳۸۹-۱۲-۱۳ ۱۰:۴۹
هزاره ئ..قومئ ماجئر است ميگان از پي سگي روپا سري پام پرامد
 
 
0 #28 هزاره از اتاليا ۱۳۸۹-۱۲-۱۳ ۱۰:۵۴
زنده باد سياف چند بار محقيقي ماراه بازيداده است
 
 
0 #29 گلنزر ۱۳۸۹-۱۲-۲۵ ۱۹:۵۰
اقاي جالال اول كشتن چنگيز كار هزاره نبوده دوم وقتي چنگيز در افغانيستان حمله كرده شماها در افغانيستان و جود نداشتيد عزيز تشكر
 
 
0 #30 الیکوزی ۱۳۸۹-۱۲-۲۶ ۱۰:۴۰
چنگیزهرچه کشت تاجیک هاراکشت درآنوقت درکشورخراسان نه هزاره بودنه اوزبیک بود ونه هم اوغون.عبالرحمن خان هرچه کشت هزاره کشت وهزاره هرچه میخ کوبیددرسراوغون کوبید.
 

اضافه کردن نظر