
پیروزی دراماتیک ھزاره ھا درانتخابات پارلمانی افغانستان بویژه در ولایت غزنی نه تنھا ھمه را شگفت زده ساخت، بلکه باعث بر انگیختن خشم تمامیت خواھان نیز شد. در نتیجه نتایج انتخابات مورد پذیرش کرزی قرار نگرفته و برای بر رسی نتایج انتخابات دادگاه ویژه تشکیل داد.
با آنکه سر انجام مجلس نماینده گان افغانستان در نتیجۀ فشار ھای زیاد داخلی و خارجی توسط کرزی افتتاح شد ولی پروندۀ تقلبات انتخاباتی توسط دادگاۀ ویژه تا ھنوز پایان نیافته است.
حضور گستردۀھزاره ھا در مجلس نمایندگان افغانستان توجه یی بسیاری ھا را بر نقش و موضع گیری آنھا در بازی ھای قومی درون مجلس به خود جلب نموده است. برخی ھا با بد بینی مجلس نمایندگان افغانستان را مجلس ھزاره ھا می نامند و برخی دیگری مجلس ایران. و حکومت کرزی نگران رای نا کافی پشتونھا در بازی قومی در داخل مجلس است. اما روند انتخاب رییس مجلس نشان داد که برخلاف تصور و نگرانی کرزی کاندید حکومت آقای استاد عبدالرب رسول سیاف رای بیشتر نسبت به رقیب آن آقای محمد یونس قانونی بدست آورد. تا ھنوز مبارزه بخاطر انتخاب رییس مجلس ادامه دارد و دولت در تلاش امتیاز گیری به سود خود است.
در چند ماه گذشته پیروزی بی سابقۀ ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی نھ تنھا در داخل کشور، بلکھ درسطح جھانی بازتاب گستردۀ داشته است.
برخی رسانه ھای معتبر غربی روابط ھزاره ھا با پشتونھا را مورد بررسی و مطالعه قراردادند. در مقالۀ کنونی به بھانۀ پیروزی ھزاره ھا در انتخابات پارلمانی اخیر تلاش صورت گرفته تا خیزشھزاره ھا در انتخابات پارلمانی اخیر و نگرانی ھای ناشی از آن مورد مطالعه قرار گیرد.
افزون بر آنتلاش صورت گرفته به پنج پرسش اساسی پاسخ جستجو شود:
نخست، چرا در برابر دست آورد ھا و موفقیت ھای ھزاره ھا در افغانستان تنگ نظری، حسادت و حساسیت وجود دارد؟
دوم، چرا ھزاره ھا علیرغم ھمه تلاشھا نمی توانند بحیث دوست و متحد استراتیژیک پشتونھا در معادلات قدرت در افغانستان باشند؟
سوم، چرا برخی ھزاره ھا از مظلومیت دیروز به نژاد باوری گرایش پیدا نموده اند؟
چھارم، چرا ھزاره ھا آسیب پذیر ترین قوم در افغانستان ھستند؟
پنجم، ھزاره فوبیا چیست؟
برای مطالعه متن کامل این مطلب به اینجا اشاره کنید (فایل pdf)



نظرات
1. چرا سهمگیری هزاره ها در یک پروسه ی دموکراتیک که در نهایت به نفع همه است را "خیزش" لقب داده اید, تا به گونه ی به آن بار منفی بدهید؟
2. نمایندگان هزاره تعداد شان سی چند نفر بیش نیست. آیا همین را هم تحمل ندارید؟
3. از اشغال شهر ها توسط هزاره ها سخن گفته اید. نفوس بیشتر شهر های افغانستان در سال های اخیر چند برابر شده است. از جمله شهر کابل بیشتر از پنج میلیون نفوس دارد. آیا تمام اینها هزاره اند؟ ایا این میلیون ها نفری غیر هزاره که در این شهر ها مسکن گزین اند همه از مردم سابق این شهر ها اند؟ اگر نیستند, چرا تنها اسکان هزاره ها است که به نظر شما اشغال است و از دیگران هیچ؟ به طور نمونه شهر پلخمری را در نظر بگیرید. این شهر تا چند سال پیش نفوس خیلی کم داشت ولی اکنون شاید چیزی در حدود یک میلیون و یا کمتر از آن نفوس دارد. یک بخش زیاد این نفوس هم از هموطنان تاجیک از ولسوالی غوربند ولایت پروان است. چی دلیلی دارد که این انتقال نفوس "اشغال" نیست ولی مسکن گزینی تعداد هزاره که اکثریت مطلق شان از نواحی اطراف خود پلخمری اند, به نظر شما "اشغال" است؟ اگر این تعصبات را کنار بگذاریم و به این مساله نگاه کنیم, ازدیاد نفوس شهر ها نه به خاطر این است که نفوس افغانستان زیاد شده است؟ زمین در دهات به هیچ وجه کفاف زندگی مردم را نمیدهد, چندین سال است که اقلیم افغانستان شدیدن به خشکی گراییده است. میلیون ها نفر از ایران و پاکستان برگشته است که هیچ راهی به جز اقامت در شهر ها ندارند و ...
4. از "هزاره فوبیا" گفته اید و اینکه علت آن جنایات هزاره ها در سال های نود است. به حیث کسی که خود را محقق میخواند, چند تا سند در اثبات این مدعای خود ارایه کرده اید؟ اگر نکرده اید, چقدر به بیطرفی علمی تان میشود باور کرد؟
5. در مورد مردم تاجیک گفته اید که حساب شان از عملکرد گروه های سیاسی و نظامی شان جدا است. گپ خوب است. اما چرا همین معیار را در مورد هزاره ها رعایت نکرده اید؟ عملکرد هر فرد و دسته ی که به مذاق تان جور نمیامده را به حساب تمام هزاره ها گذاشته اید.
6. در مورد ترکتباری و یا ناترکتباری هزاره ها گفته اید وبه گونه ی اغراق آمیز به آن شاخ و برگ نژادپرستانه داده اید. ایا راستی هم همنطور است؟ چند و کدام سند؟ برای یک لحظه سر در گریبان خود کنید و بگویید که راستی بحث ترکتباری هزاره ها بیشتر از آن هیاهوی "آریاییی گری" است؟ آیا بار راسیستی آن بیشتر از "نژاد برتر آریا" است؟
7. گفته اید که هزاره و اوزبیک ها سهم اصلی در به قدرت رسیدن دوباره پشتون ها داشته اند؟ آیا راستی همینطور است؟ بیا یک سوال کنم از شما. بعد از سقوط طالبان و تشکیل حکومت نو, قدرت در دست کی بود؟ اگر در دست هزاره ها و اوزبیک ها بود, میشود که ادعای شما محتمل شود. یعنی قدرت در دست هزاره و اوزبیک بود, آنها آن را به پشتون تحویل دادند. اما, اگر قدرت در دست این ها نبود, چطور میشود که پشتون قدرت را از این ها تحویل گرفته باشد؟ چرا به این مساله, حد اقل برای یکبار هم که شده, از این زاویه نمنگرید که قدرت در دست رهبری سیاسی نظامی تاجیک بود. ولی آنا ترجیح دادند که قدرت را به پشتون تحویل داده خود در موقعیت درجه دومی قرار بگییرند, ولی حاضر نشدند که هزاره و اوزبیک را در پهلوی خود داشته باشند. و این علت اصلی دوری میان این ملت ها گردیده است.
در این شکی نیست که پیروزی دراماتیک ھزاره ھا درانتخابات پارلمانی افغانستان بویژه در ولایت غزنی بسیاری را شگفت زده ساخته است اما یک چیز را نباید فراموش کرد و آن اینکه هزاره های امروز دیگر آن قوم سرکوب شده و خاموش نیستند که در گذشته بودند. این ادعا درست خواهد بود که بگوییم هزاره ها یگانه ملیت در افغانستان پسا طالبان میباشند که از روند دموکراتیزه شدن جامعه (با آنکه پروسهء دموکراتیزه شدن در افغانستان با نواقص بنیادین همراه است) بزرگترین دست آورد داشته اند و از این پروسه استفادهء اعظمی را نمودند بر خلاف تاجک ها (که در بن رهبران خود را در بدل چند چوکی موقتی فروختند،) هزاره ها به رهبران خود احترام قایل شدند و به آرمان های آنها متعهد ماندند. اتحاد و همبستگی اقوام هزاره میان همه اقشار جامعه هزاره (سکولار و غیر سکولار یعنی جهادی و یا هم روحانی) راز اساسی موفقیت برادران هزاره در افغانستان امروزی میباشد.
تبیین این وحدت و یک پارچگی برادران هزاره سال گذشته در درگیری هزاره های بهسود و کوچی ها آشکار بود. ما همه شاهد اعتراض و به تحصن نشستن همه وکلاء هزاره در کشمکش های کوچی ها و هزاره ها در بهسود بودیم. همه دیدیم که تمام وکلاء هزاره بدون در نظر گرفتن تمایلات مشخص سیاسی شان در یک صف برای دفاع از حقوق مردم خود ایستادند و تا آخرین دقیقه کوچکترین عقب نشینی را نپذیرفتند و حتا آقای خلیلی به منطقهء بهسود رفت و در آنجا اقامت گزین شد، بدون در نظر گرفتن اینکه وی معاون رییس جمهور و نماینده تمام افغانها است نه نمایندهء یک قوم خاص.
دلیل دیگری موفقیت برادران هزاره ریشه در تعالیم مذهبی شیعیان نهفته است (من با در نظر گرفتن این اصل که سیاست بازی قدرت که در آن حیله گری، تدلیس و زرنگی شرط اساسی میباشد) این نکته را آگاهانه بیان میدارم. آگر دیده شود در انتخابات گذشته آقای محقق تا آخرین روز با داکتر عبدالله وعده کرد که از وی حمایت میکند ولی درست در آخرین دقایق موقف خود را تغییر و به نفع آقای کرزی، آقای عبدالله را تنها گذاشت. سرکوب و اختناق که در طول قرن ها بالای مردم هزاره صورت گرفته انها را آگاه و متحد ساخته است. ولی بحث مطرح شدن هزاره ها بحیث متحد ستراتیژیک از اینکه مذهب اهل تشیع در افغانستان عمومیت ندارد به مشکل به نظر میرسد که هیچ یکی از اقوام افغانستان آنها را بحیث متحد استراتیژیک بپذیرند. یگانه برد برادران هزاره در بازی های سیاسی همان استراتیژی "هر کس که در قدرت است با آن معآمله کن" بهترین سیاستی برای حضور آنها در قدرت خواهد بود. ولی این را نباید فراموش کرد که این وضیعیت تغییر کردنی است و ما شاهد آن روزی خواهیم بود که به دلیل حضور هزاره ها در تمام عرصه از سیست گرفته تا صحافت و از تجارت تا سپورت آنها بشدت خود مطرح خواهند کرد و بحیث بازی گر عمده در سیاست و قدرت خضور قوی خواهند داشت.
و در انتخابات پارلمان هزاره ها را ایران کمک مالی گرد. وپشتون ها که از هیچ جهت کمک مالی نشدن و تقلب هم نگردن
هزاره ها تقلب گردن و از خانه ملت خانه ایران چور گردن این سک ها اشپش خورا یک وقت این هزاره را ما مزدور خود نمیگرفتیم حالا این امده است نمانیدگی از ما کنند ...................
در تاریخ ثابت شده است که کی ها در قتل های عام کشور دست داشتن . و برای مردم ما . جهان هم معلوم است که قهرمان ملی کشور چنین سخن نگفته است . این گپ خود ساخته خود شما است .
رقص مرده . سینه ها زن بوریدن . میخ کوبیدن . روغن داغ گردن ...............................................................................
مربوط به حزب وحدت در رهبر اش مزاری بود که مزاری را حتا انرا خاک قبول هم نگرده بود
حالا خوب یک رستورانچی را امریکا ریس جهمورافغانستان ساخته و در این هیچ جای شک نیست که هزاره ها را به پارلمان نرسانند
مردم افغانستان به این تماشا بی تفاوت نه نشسته خیر باشد !
وشما خائنانه و دروع از ایر مرد تاریخ این مرز وبوم نقل قول میکنید که گویا میل به مداکره با هزاره ها نداشت. حال آنکه تاریخ شاهد که او در همبستگی میان ملیتهای برادراعم از ازبکها، تاجکها، پشتونها و هزاره ها تاحد آخر کوشیده است. اگر تعصب نداشته باشید و مریض نباشید، میدانید که این مرد بزرک بهترین کادر ها بخاطر مذاکره به بامیان فرستاد که همه شان در اثر سانحه هوائ در بامیان به شمول محترم شهید غفور زی و مراد ...وغیره به شهادت رسیدند.
اسلام عليکم!
من مقاله ای طويل و وزين شما را تا آخر بدون وقفه با علاقه و دقت خوب خواندم. نخواستم مانند خيلي ها با عجله و سرسری جواب بدهم. منحيث يک هزاره تحصيلکرده از اينکه وقت گران بهايي خود صرف نوشتن اين مقاله در مورد هزاره کرديد، از شما ممنون و سپاسگزارم. بر خلاف چند تني که در اينجا نوشتند شما به شخصيت شهيد مزاری توهين کرديد، من چون چيزی را در مقاله ای شما نيافتم. برعکس در مورد جنرال دوستم از کلمات تند و تاجای غير ادبي استفاده کرديد. من با کمال احترام به نوشته های شما نظر موافق و متفاوت خود بطور خلاصه مي نويسم: در افغانستان شعارها ملي و دموکراتيک و ...، است، اما عملکردها قومي است. هيچ استثنای هم وجود ندارد. برخي هزاره ها مزاری دوست دارند و همانطور برخي از تاجکان احمد شاه مسعود را. از شما مزاری پرستي نامبرديد، فکر کنم اين کلمه را نابجا بکار برديد و يا روی مفهموم آن دقت لازم را نکرديد، هيچ هزاره ای مزاری پرستش نمي کند؛ از شما بحيث يک محقق بعيد است که چنين سطحي بنويسيد. شما از بديهای پشتون و ظلمهای آنها بر هزاره و ديگر اقوام افغانستان نام برديد، اما حتي جمله از ظلمهای تاجکها در جنگهای کابل و بخصوص شخص احمد شاه مسعود ننوشتيد؛ آيا بنظر شما احمد شاه مسعود در حق هزاره در کابل ظلم نکرد؟ شما از توازن قدرت نوشتيد، بر همه معلوم است که جمعيت واقعي اقوام افغانستان معلوم نيست و اين کار با نفوس شماری بيطرفانه حل مي شود. اگر حکومت دموکراتيک بوجود آيد همه به حقوق خود مي رسيم. ضمنا" اقوام افغانستان در دايره کلانتر ملي و تثبيت حقوق فردی حل مي شود و آنگاه نه ضرورتي به فلان تکه دار قوم و يا به اصلاح مد امروزی رهبر است و نه به کدام حمايت کشور خارجي در نزاعهای داخلي؛ ما قشر تحصيلکرده افغانستان کوشش کنيم که بجای قوميت کلمه انسانيت و اختلافات مذهبي اشتراکات انساني را بکار بريم، البته اينها تا سطح دانش عمومي بالانرود و روشنفکران افغانستان مسئوليت انساني و ملي خود را بجا نياورند دشوار است، مخصوص اينکه کشورهای بيگانه از هر ابزاری برای تفرقه و سو استفاده بهره مي گيرند. من با شما در بخش اعظم نوشته ای شما موافقم. از نظر من هزاره ها مشترکات خيلي نزديکتر از هرقومي با تاجيکها دارند. ما هويت مشترک داريم، منظورم زبان، تاريخ و گذشته ای مشترک است. حتي من باور دارم که هم هزاره ها و هم تاجيکها و ازبکها بنحوی با هم پيوندهای قومي دارند. حتي هيچ قوم افغانستان را با اطمينان کسي خالص گفته نمي تواند، همه در خراسان بزرگ و قبل از آن باهم از راه خويشاوندی ترکيب شدند. از طرف ديگر نه هزاره بودن افتخار است و نه تاجيک بودن و يا پشتون و ازبک بودن، همه انسانيم و شهروند همان ديار مظلوم و متعلق به يک ملت مظلوم که همه قرباني جهل و فقر و دلاتهای بيگانه گان شده ايم؛ من مطئنم که اگر يک نظام عادلانه و دموکراتيک بوجود آيد و دموکراسي نهادينه شود، همه از قومگرايي و مذهبگرايي و نوکری بيگانگان دست مي کشند و افغانستان کشور دوست داشتني مي شود، اما نياز به زمان و تلاشهای پيگير روشنفکران دارد. آن نگراني های که شما از برهم خوردن توازن قدرت و ترکيب شهرهای تاجيک داريد، نيز از بين خواهد رفت، چون هدف تخاصم و به حاشيه راندن ديگری نيست بلکه همزيستي مسالمت آميز تحت نام يک ملت و يک کشور با هويت انساني و ملي است. در ضمن بايد گفت که نيم از جمعيت ولايت هرات را پشتونها تشکيل ميدهند و نمي توان هرات را خالص يک ولايت تاجيک نام برد. از طرف ديگر شهر نشيني بخشي از روند تحولات اجتماعي در هر کشور است. هزاره ای ده نشين ديروز پس از مهاجرت و سالها زندگي در شهرهای ايران و تحصيل پس به دهات خود برنمي گردند بلکه در شهرهای بزرگ افغانستان مقيم خواهند شد و اين کدام برنامه ای پيش پلان شده نيست، بلکه يک روند طبيعي اجتماعي است. اين را شما منحيث يک محقق و استاد خوب مي فهميد. در اتحاد اقوام غير پشتون رهبران تاجيک مي توانند با گذشت و ترميم نواقص گذشته نقش کليدی بازی کنند. از طرف ديگر روشنفکران هر سه قوم هزاره و تاجيک و ازبک بايد باهم روابط و همکاری و تفاهم داشته باشند و آنهم نه به منظور قرار گرفتن در برابر پشتون بلکه برای جلوگيری از صلح و عدالت و وحدت ملي.
هندوکوه
نوشته تحقیقی و علمی شمارا خواندم. همه بر بنای واقعیتها نوشته شده است. قلم توانای شمارا تواناتر آرزومیکنم. به آرزو موفقیتهای مزید تان در امر روشنگری و حقیقت نویسی.
هارون وهمفکرانش باید بمیرند وبشرمند بااین نظرات گند ومزخرف شان، این کور دلان سیه اندیش تاشما هستید این وطن آباد نخواهد شد.
ومعنوی با این کارش که عدالت را پیشه نمود وهزاره هارا وارد پارلمان ساخت مخالفم .
خوب رهبرا ن هزاره به ساز ایران به قبیله پیوسته نه به هوشیاری و ارزش انسانیت.
ببنید ګلبدین و مزاری ویا دوستم در کدام قالب انسانی جز مزدوری جور میایند؟
ویا همین حال سیاف و محقق را بنګرید؟
ببنید کوچی و هزاره یکجا به سیاف رای میدهند؟ این کجایش استقلالیت و دانش است؟
شماره به خداوند سوګند میدهم هزاره ها ایا شما مانع سرنګونی قدرت طالبی و قبیلوی نیستید؟
من سوګند میخورم هرانکسیکه از رهبران هزاره پشتیبانی میکند یا نادان است و یا خاین به منافع هزاره.
اولتر از همه برادرانیکه مثبت ویامنفی نظر میدهند، بهتر است که خود را زحمت داده مقاله علمی داکتر صاحب را مطالعه نموده بعدأ داخل جوکات نه بازاری، نظر بدهند.
هیچ کلمۀ توهین آمیز به آدرس قوم محترم هزاره در مقاله داکتر صاحب وجود ندارد، به جز از تحلیل واقعیت های چند دهۀ آخر.یاآوری از اشتباهات رهبران اقوام در افغاستان نباید به مثابع دشمنی با یک قوم قلمداد شود.با
احترام
تحلیل خوب بود اما سایت جمهوری سکوت جوابیه این مقاله رانشر کرده دوستان مان میتواند به آنجاهم سربزنند ونظربدهند.
www.urozgan.org
این جواب با شما
ولی یک نکته را مخواهم صادقانه بگویم که هیچ تاجیکی از اشتباهات بی شمار احمد شاه مسعود در غرب کابل صحبت نکرد همه هزاره ها از تمام اشتباهاتشان در تمام تاریخ افغانستان سخن گفتن از همه کارهای کرده و نکرده ولی نمی دان م که این از سر بی اصصلاعی هست یا .... که هرگز اشتباهات شورای نظار را بازگو نکردن و جبر رفتن مزاری با طالبان و همراه شدن او بار گلبدین حکمتیار را به حساب خامی او میگدارند.
اما یک نکته در تاریخ برای هز اره ها هست که اگر احمد شاه مسعود کمی از خود خواهی دست بر میداشت امروز نه طالب بود ونه مافیای پشتونی .
اگر شورای نظار در همان ابتدای شکست طالبان فدرت را کمی با دیگران تقسیم می کرد و یکی از چهار وزارت کلیدی را به دیگر اقوام میداد الان اعتماد کامل بین هزاره ازبک و تاجیک بود .پس تاجیک ها یک بار در دورا ن جهاد امتحان خود را پس دادن در سهیم نکردن هزاره ها در کابل و یک بار در آغاز حکومت کرزی که تمام قدرت در دست تاجیک ها بود . سوال برای رهبران هزاه حل هست تاجیک ها هم که به قدرت برسند مانند پشتونها عمل م ی کنند .تاجیک ها باید ابتکار عمل را در دست بگیرند تا هزاره ها را همراه کنند با خود در مسله کوچی ها د ر پارلمان هیچ تاجیکی با هزاره ها همراه نشد اگر تاجیک ها ابتکار عمل را در دست بگیرند و در حسن نیت از خود نشان دهند این را یقین بدارید که هزاره ها در طول تاریخ دنبال همین اعتماد نبوده بودن و الان هم هست ن که باید ایجاد شود .
موفق باشید
حالا برای اقوام غیرپشتون خیلی عاقلانه خواهد بود که عوض گلایه بازی و نوحه سرایی، آینده نگر بوده و به تغیر نوعیت نظامی اصرار ورزند تا ضامن عدالت و حقوق آیندۀ شان باشد.
پشتونها خیلی دوست دارند که عوض قانونمداری، ما را مصروف جنگ زرگری، سیاست های مقطعی و معامله روی چند وزارت کرده از نهادینه شدن یک نظام عادلانه جلوگیری کنند.
لطفأ با چنین گلایه ها آّب به آسیاب افغان ملت نریزید.
حسن غزنوی
مرحبا خیلی عاقلانه فرمودید!
گذشته از این هاهم ولایتی عزیز ما می باشید
آنهایاهزاره نیستندویااینکه هستنداما ازروی احساسات نظرمیدهنددردوره حکومت اسلامی به رهبری استاربانی وفرماندهی شهیداحمدشاه مسعودتمام اقوام کشورسهم فعال داشتندبجزازآنان یکه وابسطه به ایران وپاکستان بودند.
بعدازسلطان احمدکشتمندکه اونیزدردوره شاه شجاع ثانی به بلندترین مقام یعنی صدراعظم رسیده بود.
مگراین محقق نبوددردوره استادربانی به حیث وزیرداخله مقررشد اینهابجای شکایت بایدازقوم تاجک درلابلای نوشته های خودقدردانی نمایند.
باورودطالبان اگرمقاومت میتوانستنداطفال شان دریکاولنگ تیرباران نمی گردید.
نا ن پخته راهرکس دوست داردبخورداماشرط این است که خودپخته نموده بخورید تابدانیدمزه دست پزخودتان ترش است یاشیرین
اکنون ازخلیلی خوداستفاده نمائیدکه ماببینیم که شماواقعاًمبارزه ستیدوهمینطورماه اازفهیم خان خود.
شماببینیددردور اول انتخابات ریاست پارلمان محقق ازکاندیدای استادسیا ف حمایت نمودوخودشماعلیه اومظاهره نمودیدچرامظاهره نمودید.
مگراین اشتباه شمانیست که ازحق خودبه نفع به گفتن خودتان بزرگترین دشمن تان استفاده کردید.
واستاده گی فضل احمدمعنوی وجنجا ل تیم حاکم بخاطرچیست آیاتنهابه خاطرمنا فع شخصی خودش است یااینکه خبرنداریدکه گویارئیس جمهورموردنظرتان حتی ازهمایل بخاطر شنیدن نتیجه آراولایت غزنی حتی دوشب خواب نرفته است.
پس به تاریخ صحیح تر دقت کنید و کمی هم از زیر و زبر شدن شهر های ما و قتل 3 میلیون قوم ما توسط چنگیز خان و لشکر او هم سخن زنید.
اگر واقعی عدالتخواه هستید.
شورای عالی رهبری ،که بزرګترین نهاد تصمیم ګیرنده بود و صلاحیتشنسبت به معاونین فعلی رییس جمهور بیشتربود.
از هزاره ها
۱-عبدالعلی مزاری ۲- محمداکبری ۳- شیخ اصف محسنی
اعضای کابینه و پستهای کلیدی
کریم خلیلی وزیرمالیه / محمد محقق وزیرداخله در مزارشریف/ یعقوب لعلی انجینر وزیرمعادن/حسنیار وزیر زراعت /وزیر ترانسپورت/ دیګرانش را بیاد ندارم.