
به گزارش جاودان به نقل از روزنامه ماندگار، در پی مذاکرات صلح باطالبان، حکومت افغانستان حاضر شده است که برخی از ولایات جنوبی افغانستان را به طالبان واگذار کند.
یک عضو شورای عالی صلح گفته است که دولت افغانستان با این طرح موافق است. اما طالبان هنوز با این موضوع موافقت خود را اعلام نکرده اند. با اجرای این طرح طالبان در ده ولایت جنوبی افغانستان به گونة رسمی مستقر خواهند شد و به نحوی امارت اسلامی را در این ولایات برپا میکنند.
اما سخنگوي رياستجمهوري كشور ميگويد كه دولت افغانستان به هيچ صورت آمادۀ واگذاري برخي از ولايتهاي كشور به طالبان نيست؛ اما پيش از هر مذاكرهيي، بايد جنگ و خشونت قطع شود، كه اين خود يك نوع آتشبس است.
نگرانی در اینجاست که اگر این طرح تطبیق شود، چه تبعاتی را میتواند در پی داشته باشد.
نخستین پیآمد منفی این طرح، میتواند این باشد که با استقرار طالبان در جنوب افغانستان، قانون اساسی این کشور را باید به دور انداخت.
آن زمان افغانستان دیگر کشوری نیست که دارای یک نظام و یک قانون اساسی باشد؛ چون طالبان خواستار امارت اسلامی است و بدون شک با پابرجا شدن طالبان در جنوب، دو نظام مشخص در افغانستان مستقر خواهند شد.
دومین پیآمد منفی این طرح، گسترش و انتقال جنگ از جنوب افغانستان به شمال و مرکز این کشور است که آی.اس.آی و طالبان به هر قیمتی که شده، اين كار را انجام خواهند داد.
با توجه به ترکیب قومی در افغانستان، شمال و مرکز این کشور نیز ظرفیتهای بالقوهیی برای ادامة جنگ دارند که بیگمان آی.اس.آی از این ظرفیتها استفاده خواهد کرد. هنگامیکه دامنة جنگ به شمال و مرکز کشور منتقل شود، اقوام دیگر نیز دست زیر الاشه نخواهند نشست و با واکنشهای مسلحانه پاسخ این نیروها را خواهند داد که این مورد نه تنها، امید برپایی صلح را منتفی میکند، بلکه نفس این کار سرآغاز یک جنگ خونین قومی دیگر است.
نکتة سوم، ازهمگسیختهگی روند بازسازی و نوسازی است که با کشاندن جنگ به شمال و مرکز کشور، دیگر هیچ سرمایهگذاری جرأت نخواهد کرد پولش را در یک منطقة جنگی انبار کند. در صورتی که جنوب افغانستان به طالبان واگذار شود، نه تنها پروژههای بازسازی در جنوب راهاندازي نخواهد شد، که در شمال و مرکز نیز به سبب ناامنیها متوقف خواهند شد و دولت مرکزی نیز توان آن را نخواهد داشت که از این امرخطرناک جلوگیری کند.
چهارمین پیآمد منفی دیگر، نفس حضور طالبان در جامعهییست که نزدیک به بیست سال است از این گروه جنایتکار متضرر شدهاند؛ جامعهیی که در برابر این نیروهای دهشتافگن پنج سال مقاومت کردند و ده سال دیگر هم، هر روز در حملات انتحاری آنها جانهای شیرینشان را از دست دادند و از خانه و کاشانةشان آواره شدند.
با واگذاری جنوب به طالبان، روشن است که در حال حاضر دربارة طالبان بزرگنمایی میشود و حلقاتی که در این میانه نفع دارند، تلاش دارند طالبان را یک گروه بزرگ و مردمی و همچنان یک قدرت بنمایانند، در حالی که حقیقت چیز دیگری است.
متأسفانه جامعة جهانی به این موضوع دقت نکرده است که با روش در پيش گرفته، روند دادخواهی و عدالتخواهی به بنبست مواجه خواهد شد و در نهايت امر، دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر و همه چيزهايي که بهخاطر تحقق آن، اینهمه راه و زمان را در افغانستان طی کرده بودند نيز با خاک یکسان خواهد شد.
پنجمین نکتة قابل توجه در این زمینه، حضور پررنگ پاکستان و نهاد آی.اس.آی در کشور خواهد بود. با توجه به حمایت گستردة آن کشور از طالبان، دیگر روشن است که با واگذاری جنوب افغانستان به طالبان، پاکستان جنوب افغانستان را بخشی از خاک خود تلقی خواهد کرد و هرگونه کارروایییی را که دلش بخواهد،
در این مناطق محقق خواهد ساخت. روشن است که گروه طالبان به ایما و اشارة پاکستان فعال اند و اگر این طرح تطبیق گردد، حکومت افغانستان باید از مناطق جنوب دست بشوید.
همچنان قابل یادآوریست که مناطق جنوب پس از تطبیق این طرح، درست مثل نیمة دوم دهة هفتاد خورشیدی، پناهگاه امنی برای طالبان و دیگر گروههای تروریستی خواهد شد که نتیجهاش جز نشستن عرق شرم روی جبین ایالات متحدة امریکا، جامعة جهانی و حکومت افغانستان، چیز دیگری نخواهد بود.
نکتة ششم را میتوان در درازمدت بررسی کرد که پس از تطبیق طرح واگذاری جنوب افغانستان به طالبان، در نفس خودش این طرح میتواند سرآغاز یک تجزیة خونین باشد.
با توجه به معضلة قومی در افغانستان، این حرکت میتواند سایر اقوام ساکن در افغانستان را در برابر این موضوع حساس کند که در مقابل هر نوع فعالیتها و حرکتهای طالبان، آنها نیز واکنشی از خود نشان دهند و در نتیجه، این کشور بدبخت به پارههای گوناگون تقسیم گردد.
این ایده را وضعیت منطقه از جمله بحرانهای قومی و مذهبی در افغانستان و پاکستان بیشتر تقویت میکند که احتمال زیاد میرود پس از تطبیق این طرح، افغانستان و پاکستان به جغرافیای گوناگونی تجزیه شوند و بدون شک خونریزیهای بزرگی را نیز در پی خواهد داشت.
حالا روشن نیست که با اینهمه پیامدهای منفی که در پی این واگذاری وجود دارد، حکومت افغانستان چرا از این طرح حمایت کرده و بر این موضوع پافشاری دارد؛ حکومتی که به ظاهر پاسدار قانون اساسی، حاکمیت ملی و منافع مردمی است که گویا به صندوقهای حامد کرزی برگههای رأی خود را انداخته بودند.



نظرات
برای همه معلوم گروپ طالبان متشکل از هموطنان پشتون نشین ما استند آنها هم حق دارند مطابق به خواسهای اکثریت شان جامعه ی بسازند و در این راه همه روزه قربانی میدهند. چرا حکومت خواست های انها را نادیده گرفته با تفنگ جواب میدهد.امروز همه در افغانستان به بالغیت سیاسی خود رسیده است و میدانند چه کنند. به هیچ وجه نمیتوان هرآنچه طالب میخواهد بر مردم سمت شمال تطبیق کرد و هر آنچه مردم سمت شمال خواهند بر طالبان تطبیق کرد.به گفته وطنی خون آنها را به دیگ انداخته جوش بدهیم یکجا نمی شود.
و به همین اساس ذعیم های بزرگ ملی ما مرحوم (بابه)عبدالعلی مزاری بابای هموطنان هزاره ی ما ، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر ملیتهای ترکیتبار کشور ما همرا با همنظرانشان همچو لطیف پدرام چهره شناخته شده ی کشور ما که هر کدام از جمعت های بزرگی نیز نمایندگی دارند سیستم فدرال را تضمینی برای تمامیت ارضی و تصاوی حقوق ملیتهای کشور ما دانستندو راه برون رفت از بحران موجوده را تنها در حکومت فدرال میدانند. پس باید همه همنظر به راه تشکیل فدرال بی اندیشیم و جامعه آسوده و مرفع را به حواست و خواهش خود بسازیم.
امان معاشر، خبرنگار آزاد
ازینرو در ده سالی که سپری شد :
این گروه جنایت پیشه و تبهکار هر روز در قالب دمکرات و طالب و حزب اسلامی و ، گروه حقانی وهمیاری حکومت غیر مشروع حامد کرزی ظاهر شدند ودر تحکیم حاکمیت قبیله اوغان مشترک فعالیت نمودند .
راه بیرون رفت از سیطره این گروه های بی هویت و دشمن ، فقط سرنگونی آنها است .
یگانه راه برون رفت مسالمت امیز از بحران موجود تشکیل نظام سیاسی فدرال در کشور میباشد و در غیر ان تجزیه کشور با تلفات سنگین و خونین .