یکی از رسانه هاي تصويري كشور شبکه آشنا صداي امريكا میباشد که وابسته به ایالات متحده امریکا بوده و مديريت آنرا زني وابسته به گروه "افغان ملت" مينمايد و روزانه یک ساعت با دو زبان از امواج شبکه تلویزیون ملی نشرات دارد. آنچنانيکه از نشرات آن هویداست در بخش فارسی روی صحنه گویندگانی چون "لینا روزبه"، "احمدفواد لامع" و "داوود صدیقی" بوده، که در مورد "لینا روزبه" اندکی معلومات از صفحه انترنتی او که خود را نویسنده و شاعر هم معرفی کرده گرفتم، مگر آقای لامع دانشجوی دانشگاه پزشکی کابل بود و نمیدانم آنرا به پایان رسانیده و یاهم نه و آقای صدیقی هم معلوم میشود که دانش عالی رسانه یی نداشته فقط بنابرداشتن تجربه کاری چند روزه شبکه طلوع و روابطی که میان او و گویندگانی چون "سید سلیمان آشنا" و "لامع" که شروع آن تلویزیون طلوع بود در شبکه تلویزیونی آشنا با هم یکجا شده و خود را گویندگان فارسی زبان معرفی نموده و با سخنان فارسی گونه خود نام زبان را نیز به دری تغیر داده و روزانه نیم ساعت چهره خود و دانش خود را به نمایش میگذارند.
نخست در مورد این دو گوینده (لامع و صدیقی) باید بگویم که در پهلوی نداشتن آموزش های عالی رسانه یی این ها فارسی زبان هم نیستند. این را میپذیرم که هر که میتواند به هر زبانی خواسته باشد حرف بزند، مگر زمانیکه حرف از رسانه در میان باشد وآن هم رسانه ی که به سطح جهان نشرات نماید باید معیارهای بلندتر، دقیق ترو و با ارزشتر را در بکارگزینی کارمندان خود مدنظر بگیرد چون آنها تمثیل کننده فرهنگ یک تباری هستند که باید آنرا با راستکاری تمام به نمایش بگذارند ورنه تیشه ی به ریشه آن فرهنگ خواهد بودند.
آن معیارها میتواند آموزشهای عالی در همان زبان باشد و یا اینکه پیروی از اساسات و معیار های پذیرفته شده همان زبان که این دو گوینده گرامی یکی آنرا ندارند و دیگری را هم نمیکنند. مگر دردناکتر این است که این دو گوینده دوزبانی سالهایی را در شبکه تلویزیونی طلوع سپری نموده و اندک آشنایی در برگرداندن موضوع از یک زبان به زبان دیگر را دارندمگر از روی کم دانشی آنرا نمیکنند و زبانی را که آنها به نام دری در نیم ساعت به نمایش میگذارند یک مجموعه ی از زبان فارسی ، انگلیسی، عربی و چند واژه ی هم پشتو میباشد که این به هیچ صورت برای فرهنگیان فارسی زبان پذیرفتنی نیست.
اگر این گرامی ها بگویند که همین طرزگفتار در میان مردم ما رواج دارد و ما آنرا دنبال میکنیم پاسخ آنها کودکانه بوده چون درین دو سده گذشته در هیچ عرصه ی در کشور ما نه اینکه پیشرفت نشده است بلکه بستر های پیشرفت نیزاز میان برداشته شده است. این روند در برابر زبان فارسی بیشتر به چشم میخوردکه نمونه های آن برگردان دسته ی از نام ها به زبان پشتو مانند سپین غر، تورغندی، گل غندی، شین دند بوده که برگردان واژه های سیاه کوه ، سیاه تپه ، گل تپه و سبزه وار میاشدو یااین که پذیرفتن واژه های پوهنتون ، پوهنحی ، پیژنتون، شاروالی ، ولسوالی، لوی درستیز، ستره محکمه، حارنوالی، لویه جرگه، مشرانوجرگه و مانند آن به نام مصطلحات ملی و یاهم گفتار و نوشتار واژه های تازی (عربی) مانند فوق الذکر، اسم ، ولد ، اناث، ذکور، بنت، عریضه ومانند آن و یاهم گرفتن واژه های لیسه، کمیسیون، کمیته،کنفرانس، ورکشاپ، بوکسنگ و هزاران دیگر از زبان های مانند انگلیسی، فرانسوی، ترکی و ... و یا بدتر از همه تغیر نام زبان به دری که خود صفتی برای واژه فارسی است نمونه ی از تیشه زدن به ریشه زبان فارسی بوده که حالا هم ادامه دارد.
آیا این نکته را بزرگواران پشتون ما میدانند که بزرگترین داشته های زبان شان پر از واژه های فارسی است و سرایندگان آن کتابهازبان فارسی را( زبان مادر) پنداشته و از آن شیرینترین واژه هارا به وام گرفته وپشتوانه ی زبان امروز شما ساخته اند. آن مردمان نیک پندار و نیک کردار به دنبال نیرومند شدن زبان شمابودند نه خوار کردن زبان دیگران. یکی از پیکسوتان و ستون های استوار زبان پشتو رحمان بابا میباشد که صاحب دیوان با ارزش و گرانبهایست که هیچ پشتونی آنرا رد نمیکند. دیوان وی پرازواژه های ناب فارسی بوده که من درین نوشته تنهاواژه های فارسی نخستین غزل او را مینویسم.
کردگار، همگی، بزرگواران، بزرگوار، بار، نیستی، هستی، پیدا، رنگ، پروردگار، هر، گفتار، خواننده، نانویس، داننده، پوشیده، پادشاهی، شهریار، بسیار، یاری، یار، همکنار، برقرار، هیچ و بی.
واژه های بالا مشت نمونه خروار از دیوان رحمان بابا میباشد. شما میتوانید نابترین واژهای فارسی راکه اگر شما آنهارا روزمره به کاربرید برچسپ ایرانی بودن را به شما میزنند در دیوان او دریابید.
ازين بزرگواران ياد شده ميپرسم كه آيا زبان بخشي از پيكر فرهنگ است و يا سياست؟
آيا به بزرگان زبان خود احترام داريد و يا نه؟
اگر احترام داريد برويد به آثار آنها كه امروز پشتوانه زبان تان است سربزنيد هم ارزشهاي زبان خود را و هم ارزشهاي زبان ديگران را پاسداري كنيد.
در پايان من به شما فردهاي از غزلها و يا هم ديگر اشعار خوشحال خان خټک را مينويسم كه او از نام زبان ما پارسي و فارسي ياد كرده و شيرينتر از آن كه خود نيز به فارسي چندين غزل دارد.
غزل حرف (ل):
بد زحمت شي په بازونو يو، يو كال==نوم یی څه دي ؟ په پارسي سیه پیخال
غزل حرف (ی):
زه خوشال پښتون چی په پښتوپه پارسي طاق یم==لامي په پښتو ژبه کي ژبه درغليږی
غزل حرف (ی):
چی خوشال خټک يي وايي په پشتو ژبه خبری ==په پارسی ژبه به نه وي که پوهیږی سخن هسی
غزل حرف (ی):
ماساده پښتانه څه زده چي يي وايي==په پارسۍ پارسۍ خبرومغولګی
چهاربیتی حرف (ه):
که تازی ژبه هرګوره ښه ده==فارسي هم دیره په خوند خوږه ده
چايي پلود جمال وانه خیست==پښــــــــــتو لاهسی بکره پرته ده
درستايش شعر خود مينويسد
په پارسي ژبه مي هم ژبه ګویا ده==په پشتوژبه مي خلک بهرمند کړ
شعرحیض الرجال دی.
په فارسی ژبه که نورترما بهتر دی==په پښتوژبه مي مه غواړه مثال
مشران ځان او کورني.
دی له هر څه ورته وايي== ورسره شي پارسی خوان
دپښتو شعر.
پارسی شعر مي هم زده سلیقه لرم دواړو==پښتو شعر مي خوښ هر څوک خپل ګڼی ښاغلي
په وزن په مضمون په نزاکت هم په تشبیه==پشــــــــــتو ویل می عین تر پارسي دي رسولي
حسب حال
په پښتو ژبه کي طاق یم ===په فارسی ژبه هم چاق یم
بازنامه
په فارسي مي بازنامه ده ورته کښلي== په پښتو مي ورته و کښه نظم کښلی
دارو دګنده داني
په هندکوا آپټ ګنده دی== فارسي خاره واژګونه دي
خوشال خان خټک كسي بود كه زبان شمارا با پشتوانه ساخت. میدانم او نمیتوانست که این زبان را به فارسي و دري پارچه بسازد چون اورا ناداني و بي خردي همچون شما مهار نكرده بود.
پرسش اينجا است كه كدام رويداد مهم و كارا پارسي و يا هم فارسي را دري ساخت؟
پاسخ بجا اين خواهد بود كه فارسي را ناداني و سياست پليد فرمانروايان اين سرزمين دري ساخت، چون اين پليد انديشان براي پايايي خود همه پديده را سياسي ساختند.
شبكه بي بي سي با اينكه از طرف انگيس كه او هم بيگانه است نشر ميشود مگر باز هم اين پستي را كه شبكه صداي آشناي امريكا كرده است تا هنوز نكرده و نخواهد كرد.
در پايان از آن گويندگان ميخواهم تا از خرد و دانش خود كارگرفته و بالهاي هماي فرهنگ اين سرزمين را نبسته و بگذارند تا اين فرهنگ مولانا، حافظ، سعدي، عاصي ، فردوسي و سنايي ديگري به جهان پيشكش نمايد.



نظرات
دیگر اینکه نام رسمی زبان را قبیله سالاران در زمان ظاهر غدار از فارسی به دری تغییر دادند تا ما را از باقی همزبان های ما در جهان دور کنند.
شما اکثریت تان مانند ناظر و ملکی استید که یکدیگر را با بلی صاحب: شما راست می گویید- حمایت می کردند. یک تان که هرچیز پف می کند دیگر تان دست به سینه می زند که بلی صاحب راست می گویید.
تو در غم چه هستی میخواهید که خود را ایرانی جلوه دهید ؟
حتما شکم ات سیر است از یک چینل - من و صلوا - برایت می اید !
افسوس به این سایت جاودان که با پخش همچو مقالات خود را به بی جاودانی میسپارد .
من هرگز به کلمه ای افغان بودن افتخار نمی کنم چون این کلمه معادل تروریست، دزد،ادم کش و قاچاقچی در سطح جهان شناخته شده است، شما به هر کشوری بروید وقتی دیدند که روی پاسپورت شما افغان نوشته است، به چشم دیگر به شما نگاه می کنند و سر تا پای آدم را بازرسی می کنند، هیچ کشوری به آسانی به ما ویزا نمی دهد به جز پاکستان که آن هم علت اش مشخص و وضح است.
شما هر چه میخواهید بگوئید ولی تمام جهان میداند که زبان ما فارسی است! ها ها ها ، دل فاشیست های بی خرد بسوزد، به چیز های پیش پاافتاده ناراحت می شوند، از بس که احمق هستند، وگرنه به شما چه کار است که ما زبان خود را چه می گوئیم.
Now, you have a choice, if you do not want to watch the Dari VOA programs,you can watch the Farsi version of VOA.
واما بعد برادران عزیز از اینکه سنم نثبت به شما شاید کوجک باشد اما یک سخن را نباید فراموش کنیم که زبان ماوشما ( فارسی ) نه بلکه (پارسی ) است وبرادر عزیز جهان شیر وقتیکه شما از کشور خود متنفر هستین این از بی خردی شما است ما نباید از کشور خود فرار کنیم ما باید بمانیم تا بسازیم وحس وطن دوستی پیداکنیم آیا شما به این فکر هستین که امریکا وغربی ها کشور مارا میسازند وبه این یهودای که قرن ها قبل حضرت محمد ص گفته بود که یهود هیجگاه دوست مسلمان نمیشود عتبار کنیم وهمچنان اینها روز به روز فرهنگ مارا به از بین برده ومردم مارا ضعیف میسازند قسمیکه ما شاهید هستیم از طریق رسانه های خودما مافرهنگ مارا نیست ونابود میکند
همین ماهستیم که زبان خود را هم تقویه میتوانیم وهم با این کار ضربه زده میتوانیم پس خواهشم از همه مردم خودما به خصوص قشر دانشگاهی اینست که این کلمات وسایر کلمات ملی فارسی را به کثرت استعمال کنند . واز گفتن ان نترسند ونه شرمند.
افغان و افغانستان هویت جعلی اند..................................................................
افغانستان که جعل بود.......اما بازهم پسوند فارسی (ستان) داشت.
حالا روبا ه های مکار قبیله فریبی دیگری را شروع کرده اند. که حتی پسوند فارسی را هم خذف کرده نام کشوررا بیش از پیش به خاک سیه نشانده اند.
اگر متوجه باشید در متون پشتو کلا بحای ذکرافغانستان میگویند افغان ملی پولیس/ یا افغان ملی اردو / افغان حکومت / که واقعا معنی اش درست است .یعنی حکومت اوغان ها....حالا در فارسی هم میگویند پولیس ملی افغان ....خیانت بزرک وظلم که درین قرن 21 بالای ما میشه قابل تاسف است در حقیقت ما مردمان این عصر خیلی مردمان ضعیف سست ومطلوم استیم . تذکره های ما را درین روذها عصرحاکمیت کرزی فهیم خلیلی به (اوغان )دور دادند.تا حال در تذکره ها ملیت تاجیک هزاره ازبیک نوشته بود. حتی خکومت های مطلقه چنین جریت را نکردند.اما از ضعف ما درین دوره کرزی این خیانت راکرد .دیکر اینکه هموطنان عزیز این دولیت فاسد قصد دارد نام های تاریخی کابل را هم پشتو بسازد.چنانچه کریم خرم قصد داشت این کار را بکند اما موفق نشسد . خالا درخبرها اکر بشنووید نام پل چرخی را در تویزیون ملی میگویند سرخی پله/ باغ بابر را بابر بن / نوی شار....درینمورد هیچ کس حق ندارد اسم خاص را ترجمه کند.چیخاص که نام قدیمی و تاریخی هم باشد .
هموطنان عزیز:
ازین گفتن گفتن خسته هم شدیم کل ما گپ راهم میفهمیم ومیدانیم عانل چیست ...بیایید یک کار کنیم یک اقدم کنینم خودرا در کار بیاندازیم ووجدان خویش را هم ارام سازیسم. هر برادر که به فکرش چیزی می رسد از ظریق همین سایت وزین جاویدان نظریه را شریک بسازه تا کاری کرده بتوانیم. میشود یک روز جمع شده برویم به دیدن وزرای مربوطه یا پارلمان یا هرجایی دیگر .......واین مسولیت ایمانی وجدانی وتاریخی همه ماست... ..گفتار کاوه عزیز خوشم امد:
.....................................................................................................
ساربان مردمیدان باشد آنکه فارسی یادری ویا تاجیکی میپسندد باید لهجه وآواز منطقۀ زیست خودرا مد نظر داشته باشد ورنه انتقاد کنندگان جرآت حمله را ندارند بله ماخود زمینۀ
حمله را هموار کرده ایم احترام به لهجۀ خودرا ازدست دادهایم
شما عزیزان یک موضوع را به وضاحت بدانید و آن اینکه زبان دری و زبان پشتو منشاء مشترک دارند و از تحول زبان پهلوی اشکانی و با مایه گرفتن از زبانهای سغدی خوارزمی و تخاری بوجود آمده است و همزمان با تشکیل این زبان ها زبان دری بنا به وجه تسمیه که ذکر آن وقت گیر است نام دری را به خود کسب کرده است چنانکه در اشعار ناصر خسرو و غیره شاعران لفظ در دری را به وضاحت میتوان دید که در آن زمان نه مشکلات زبانی به اینحد بود و نه فرقه پرستی اما زبان فارسی بقایای زبان فارس باستان بوده که تقریبا در هم مرزی زبان پهلوی اشکانی میزیسته است و کوینده گان این زبان هم بیشتر مربوط دولت فارس (ایران امروزی) می شود . این ساختار اصلی زبان ماست و اگر در اشعار بزرگان لفظ فارسی آمده است به این خاطر است که آنها تضاد های امروزی را با خود نداشته اند و برای زبان مرز های سیاسی را مدنظر نمی گرفتند.
من بیت کوتاه از نزدیکی و پیوند زبان دری و پشتو که در قرن اول هجری سروده شده خدمت شما می نویسم و شما میتوانید در مورد آن از تاریخ ادبیات معلومات بدست بیاورید:
سمرقند کند مند به زینت کی افگند
از چاچ ته بهی از همه ته خهی