
روز بیست وشش دلو روز خروج نیرو های اشغالگر شوروی سابق از افغانستان است که از آن روز تا حال 22 سال بر تاریخ پر ماجرای افغانستان افزوده شده است، اما متأسفانه این خروج ویا شکست پایان اشغال در افغانستان نبوده است وطی این بیست دو سال افغانستان چندین اشغال وتجاوز دیگر را تجربه کرده است: اینکه این روز ها از لحاظ تاریخی سیاسی واجتماعی چه پیامد برای مردم افغانستان داشنته باید از ابعاد مختلف مورد بر رسی قرار گیرد.
خروج نیرو های اشغالگر و پیامد ها
افغانستان در طول تاریخ بستر و گسترۀ برای خیزش وتاخت وتاز نیرو های خارجی بوده است که بنام اشغال وشکست وخروج وافتخار وغرور در تاریخ رقم خورده است. وپیامد پیروزی ها کمتر از تجاوز خونین ونکبتبار نبوده است. به همین دلیل لازم میدانم تا روی پیامد خروج قدرتهای متجاوز قدری مکث صورت گیرد . اینکه شکست متجاوزین برای ملت افغان مایه غرور وافتخار است قابل انکار نیست واما ملت افغانستان گاهی هم شهد پیروزی نچشیده بلکه بعد از خروج وشکست غالبا طعم تلخ کامیهای اختلاف تفرقه وفقر کام مردم مارا تلخ تر نموده است.
پیامد ها
بلی همانطوریکه تجاوز بر سر زمین ما برای متجاوزین پیامد خوبی نداشته خروج شان نیز عین اثر را بر زندگی مردم ما داشته است. نا گفته پیداست که تجاوز از هر حیث هزینه می طلبد چنانچه شوری وسابق از لحاظ سیاسی در جهان منزوی واز رهگذر إقتصادی ورشکسته واز دید اجتماعی مردمش را به فرش سیاه فقر نشاند واینکه توانست از قعر این نا رسائیها دوباره قامت بر افرازد به دلسوزی ومسئولیت شناسی وخرد ورزی رهبران شان ارتباط دارد که شوروی پارچه پارچه شده امروز دوباره همان حیثیت وإعتبار خودرا ذکمائی نموده است. واما پیامد واثر شکست شوروی سابق برای مردم افغانستان چه بوده است؟
آیا شکست شوروی یک پیروزی بود؟
بلی روز 26 دلو نقطه عطف در تاریخ افغانستان بحساب میرود که شکست یک ابر قدرت را با پیروزی به نام افغانها رقم زدند واما دریغ که این پیروزی برای افغانها پیامد چندان خوش آیند نداشته است. درست است که این پیروزی بیانیه ها وسخنان خطبا وسخنرانان را بخاطر ذکر پیروزی در پشت میز های خطابه ومنابر رنگین تر ساخت ولی این پیروزی از دنیای لفظ وشعار بجهان معنی وحقیقت راه نیافت. با آنکه تجاوز شوروی سابق تلفات وخسارات زیاد بر هموطنان ما وارد ساخت ومردم سر زمین ما را به کشور های بیگانه مهاجر ساخت یک مصیبت واینکه مردم ما من حیث لشکر ملیونی در خدمت استخبارات همسایه های طماع حریص وخود خواه قرار گرفتند مصیبت نهایت بزرگتری بود که تا هنوز اثرات بدی آن را لمس میکنیم که باز هم روسهای متجاوز مسئول آن اند. بلی :افغان ها از روز تاريخي 26 دلو، سالروز خروج نيروهاي ارتش سرخ اتحاد جماهير شوروي سابق از كشور با تعظيم ياد مي كنند. اين روز بدين جهت كه روس ها سرانجام به ناتواني در افغانستان معترف شده و چاره را در خروج از افغانستان ديدند، براي مردم ما غرور انگيز مي باشد اما براي بسياري از افغان ها اين سوال باقي است كه در اين بيست و دو سال پس از خروج روس ها از افغانستان، چه تفاوت هايي در زندگي آنان آمده است تا لذت زندگي در استقلال و خود اراديت را به آنان چشانده باشد. بلی طعم تلخ این پیروزی کمتر از شکست نبود که نیاز بهتکرار نیست اگر کسی ننویسد ویا انکار کند باز هم در ودیوار کابل ویرانه خود شاهدیست بر ویرانیها وتباهی های بعد از شکست روسها وپیروزی افغانها.
تجاوز بعد از تجاوز
26 دلو نقطه پایان تجاوز نبود بلکه این شکست یک تجاوز ویا چندین تجاوز دیگر را در بطن خود آبسته بود چنانچه بعد از خروج شوروی که شکست حکومت تحت الحمایه روسهارا در پی داشت یک حکومت تحت الحمایه کشور های مضر تر در افغانستان بوجود آمد که نمیتوان از استقلال صحبت کرد بلی روسها یک شخص را من حیث رئیس جمهور تعین وبر مردم افغانمستان تحمیل نمودند واما پاکستان یک کابینه مکمل را در پندی واسلام آباد طراحی ووارد افغانستان ساخت یعنی اینبار نه یک فرد که همه تحت الحمایه واز لحاظ ذهنی اشغال شده بودند که جز ذکر مشاعر کشور حامی چیزی دیگربر زبان شان نبود. منظور از نوشته حاضر این است که تجاوز در افغانستان یک امر جا افتاده ونهادینه شده است چنانچه با خروج روسها پاکستانیها وایرانیها بجای شان زانو زدند ورهبرانیکه از پیروزی دم میزدند از کرنیل ها و پاسداران پائین رتبه هدایت میگرفتند تا اینکه با ظهور طالبان دیگر اشغال کاملا علنی شد اینکه اشغال مشترک استخبارات پاکستان وایران چه پیامد برای افغانستان داشت از تحریر بی نیاز است.
اشغال جهانی
شکست روس ها افغانستان را نخست مورد تجاوز منطقه ای وسپس مورد تجاوز جهانی قرار داد وقتی پیکر نحیف افغانستان از پنجه خونین پاکستان رها یافت اتومات در چنگال خونین تری افتاد که نامش را جامعه جهانی نامیدند جهانیکه یازده سال میشود هر گوشه وکنار سر زمین مارا زیر نظر دارند از هوا ذخائر وهستی زیر زمینی را تحت کنترول دارند ودر روی زمین هم اقتصاد وفرهنگ وسیاست واداره کاملا بدست ایشان است. خلاصه افغانستان میدان برای تمرین تجاوز است که بوم وجغد عقاب وشاهین همه یکسان در فضای آن به پرواز میایند. حال که دوازده سال از حضور جامعه جهانی میگذرد آهنگ خروج ویا شکست تجاوز جهانی نیز بگوشها رخنه کرده است واینکه این خروج وشکست چه پیامد خواهد داشت از همین حال لرزه در وجود ساکنان سر زمین ما افتاده است. بلکه خروج ابر قدرتها افغانستان را بچنگال خفاشان بی رحم تری می اندازد.
چرا پیروزی طعم شرین ندارد؟
ملتیکه حاصل زحمات خودرا درو کرده نیمتواند افغانستان است، همان است که شکست وپیروزی این ملت یکسان مورد ارزیابی قرار میگیرد. وقتی که از خروج ابر قدرتها ابراز نگرانی میکنیم منظور ما طرفداری ازادامه اشغال افغانستان نیست ویا اینکه ما ازین وضعیت راضی باشیم بلکه از شرائط بد تری میترسیم که در پی خروج ابر قدرتها دامنگیر مااست. یعنی تجاوز واشغال بد است واما نفاق واختلاف افغانها وجنگ های خونین داخلی به مراتب بد تر از تجاوز خارجی ها است. اگر ما بتوانیم دارائی زبان تفاهم وگفتمان مشترک باشیم ویکدگیر را تحمل کنیم واز کشته پشته نسازیم طبعا آزاد ومستقلیم. واگر بعد از خروج خارجی ها باز دست به گلوی یکدیگر ببریم وخون یکدیگر را بریزانیم بگذارید تا بیگانه این کار را بکند نه ما. ریختن خون برادر بدست برادر پیروزی نیست بلکه مصیبت الهی است. همان است که میگویئم أهمیت روز 26 دلو که شکست روسها پنداشته میشود بمراتب بیشتر از هشت ثور است که پیامد آن جزء تلخکامی چیزی بیش نبوده است. ما خوبی وبدی هر پدیده را از پیامد آن درک میکنیم. هر پدیده که ذلت وخواری را نصیب ما سازد پیروزینه که شکست است. از آنجائیکه مردم افغانستان از لحاظ سیاسی تا هنوز نا بالغ ویتیم اند نیاز دارند تا افراد حکمی وحقیقی بالغ بر امور شان مسلط باشد واین تجاوز ها نتیجه نا رسی سیاسی سیاستمداران ماست.



نظرات
حالا شما خود قضاوت کنید افغانستان با داشتن چنین وطنفروشان و خودخواهان و نوکر صفتان چطور میتواند طعم آزادی را بچشد. مردم درد دیده افغانستان اگر قدرت را هم به این مردم دادند، تاریخ شاهد است که چه ظلمی را بر سر مردم روا نداشتند. همین خصوصیت بی انصافی، خودخواهی و پناه بردن در دامن خارجی- وطنفروشی، این مردم است که موضوع افغانستانرا پیچیده و لا علاج ساخته است. فقط منتظر معجزه خدا از اسمان باشیم و یا منتظر بیدار شدن مردم از خواب زمستانی باشیم تا خودرا از گوسفند صفتی بکشند.