جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back دیدگاه و تحليل افغانستان در کام استبداد قبیلوی و استخبارات پاکستان

افغانستان در کام استبداد قبیلوی و استخبارات پاکستان

  • PDF

karzai_turben

در هفتۀ جاری مقاله ای را تحت عنوان "انحصار و تک گرايی در حاکميت" در یکی از سايتها از قلم شخصی به نام  عبدالباری عارض خواندم؛ سپس با خود فکر کردم که اين روشنفکران قبيله گرای کشورما با وصف غصب قدرت 250 سالۀ خويش، چقدر متعصب و تنگ نظر هستند که نه تنها واقعيت های زندۀ تلخ حاکم برسرنوشت مردم ما را به زاويۀ 180 درجه معکوس معرفی و غلط جلوه ميدهند؛ بلکه يک نشست سه تن از رهبران اقوام ديگر را دريک کشور و موجوديت يک وزير از قوم ديگر را در يکی ازدهها پست کليدی که همه را غصب نموده اند، هم تحمل کرده نميتوانند.

بنابران برخود واجب دانستم تا قلم را بردارم و حقايق تلخ زندگی مردم بدبخت کشورم را، آنچه که خودم بچشم درداخل کشور می بينم و به گوشت و پوست خود لمس ميکنم، کماحقه به پيشگاه هم ميهنان عزيزم درداخل و خارج کشور تقديم نمايم:

 طوری که برای همگان روشن وهويداست که ایا لات متحده امریکا وجمع دیگری از کشور های قدرتمند غربی، تحت عنوان نابودی القاعده، تروریریزم ومبارزه علیه زرع وقاچاق مواد مخدر در کشور ما حضور نظامی یافتند.

مردم ما که ازاستبداد طالبان سیاه دل به ستوه آمده بودند، از دولت موقت وانتقالی ناگزير استقبال وپشتیبانی نمودند.ولی متأسفانه قبیله سالاران آهسته آهسته با استحکام مواضع شان در جهت اشغال پست های حساس وکلیدی در تبانی با مافیای گوناگون دولت را بطرف فساد اداری، اخلاقی، بی امنیتی، ترور، اختناق، آدمربایی، سرقت های مسلحانه، ترویج تعصبات قومی، لسانی، سمتی وغیره مظاهر منفی وتباه کن جامعه سوق  ودولت را مشاورین ارگ به بیراهه وقانون گریزی کشانیدند.

در انتخابات اول ریاست جمهوری داشتن کارت شهروندی(تذکره تابعت) ضرور دانسته نمیشد اشخاص مجهو ا لهویه  رااز آنطرف دیورند جوقه جوقه آورده کارت رایدهی را بدست آوردند. دور اول از برکت 27 فيصد کارتهای جعلی  به خیریت سپری شد . ولی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری موضوع تقلب گسترده را همه جهانیان با چشم باز مشاهده وبا گوش های شنوا شنیدند ومشاورین ریاست جمهوری دولت را تدریجا به طرف خود کامه گی ومطلق العنانی سوق دادند.

 بعداز افتتاح پارلمان و تعيين هيأت اداری، چندین ماه طور نورمال فعالیت قوه مقننه جریان داشت، ولی حلقات معین اراده گرا تثبیت وتشخیص نمودند که در وجود این اشخاص شاید تحمیل اراده نتوانسته مشوره دادند تا دادگاه ویژه تشکیل وهدف داده شد که کدام اشخاص باید حذف وکیها شامل شوند که در آنهم چندان موفقیت مطلوب و نتیجه قابل ملاحظه دریافت ننمودند تا اينکه متوصل به سلاح گردیده و دروازه خانه ملت را به زور سلاح به شیوه کودتایی مسدودنمودندوصرف نماینده گان انتسابی شان داخل پارلمان شدند که آنها در اقلیت بوده هرنوع فیصله شان مشروعیت نداشته، وليک خودبه خود کشور را بطرف بحران سوق میدهند ودوران سیاه استبداد امیرعبد الرحمان خان ومحمدنادر خان را احیاء وتکرار خواهندنمود. زیرا یک تعداد از شؤونیست ها وقبیله گرایان مشوره ونظر میدهند که به این کشور دیموکراسی ضرور نیست وپارلمان منحل شود.قوم گرایی در دستور ریاست جمهوری، مشاورین ارگ و تیم حلقات فاشیستی است :بطور مثال از سال 2008 بدین سو هزاران نفر از قوم پشتون  از موسسات تحصیلات عالی وثانوی اسناد تحصیلی جعلی با مهر های جعلی به قونسل گری های افغانستان در کویه پاکستان تصادیق جعلی مذکور را تایید ومهر نموده بدون کدام مشکل در وزارت های معارف وتحصیلات عالی ارزیابی  رییس ووزیر ویا در صد ها پست دیگر مقرر میشوند. با یکی ازین اشخاص صاحب اسناد تحصیلی جعلی مواجه شدم و علت آنرا پرسیدم که از طرف کدام مقام با این اسناد جعلی حمایه میشوید؟ زمری اچکزی از کندهار  گفت: به سران قوم  از مقامات ریاست جمهوری ومشاورین آن مقام پیام رسیده است که ازین فرصت استفاده نموده  تا در ادارات دولتی مقرر شوید.تمام شاه رگ های اقتصادی، گمرکات، اتاق های تجارت، چوکیهای پردر آمد اقتصادی، زمین های زراعتی سمت شمال، بورسیه های تحصیلی بخارج از کشور، لیلیه های پاکستان، وزارت های دفاع ملی، معارف، امنیت ملی، مشاورین ریاست جمهوری ترجمان های انگلیسی وامریکایی مقامات، ریاست های ستره محکمه و لوی ثارنوالی،   واعضای کمیسیون باصطلاح مستقل  انتخابات همه به  این حلقات قبیله گرایان داده شده است.اگر سیستم پارلمانی میبود اینطور نمیشد. در شرایط فعلی قبیله گرایان بخاطر حفظ وبقای  حکمروایی همه اعم از طالب، افغان ملت، تیم جناب آقای کرزی، تکنوکرات های غربی پشتون ها، اعضای سابقه  احزاب مطرقی (پشتون).ملاهای آنها دریک موضوع نا مقدس قرار گرفته اند که سیستم پارلمانی وهم سیستم فدرالی را به زعم خویش به مفهوم تجزیه افغانستان تلقی نموده وجاهلین را تحریک مینمایند.در حالیکه به وضوح کامل دانسته ومیدانند که مفهوم پارلمانی وفدرالی واقعا حکومت مردم سالاری است.اما اعلامیه های طالبان،   افغان ملیتی ها، ملاهای آنها وتیم کاری دولت همه یکسان است.

 با تسلط این تک قومی ها روز بروز ناامنی درکشور گراف صعودی خودرا می پیماید وفساد اداری وزور گویی به اوج خود رسیده، در شهر کابل چهار ملیون جریب زمین دولتی، کوها، تپه ها به زور غصب وبا قیمت گزاف به فروش میرسد واکثریت  مردم اعم از مامورین، معلمین، افسران ودیگرکارمندان دولتی فاقد سرپناه میباشند وهیچ کس به داد شان رسیده گی کرده نمیتواند.بیش از 80% بلند منزل ها در شهر کابل طور غیرقانونی با زور اعمار گردیده هیچ ارگانی  کسی را چیزی گفته نمیتواند.وشار والی کابل از ممانعت آن ناتوانی خودرا اعلان کرد.

بگونه مثال ملا تره خیل کوچی در شرق محبس پلچرخی 80000 جریب زمین را غصب و ادعا نموده که گویا رییس صاحب جمهور برایش داده است وهم قرار اظهارات شاروال کابل رییس ناحیه 12 کابل توسط زور مندان آنقدر مورد لت وکوب قرار گرفته که به کوما رفته بود حتی زورمندان اجازه نمیدادند تا جهت تداوی ومعاینه به شفاخانه انتقال گرددوناحیه توسط این زور مندان در محاصره قرار داشت.

 هم چنان در ولایات ننگرهار، خوست، پکتیا، کندهار، هلمند، بلخ وغیره ولایات کشور غصب زمین ها، فساد اداری واخلاقی بیداد میکند وبه اوج خود رسیده است در مرکز و ولایات ارتشاء، اختلاس به بخشی از اخلاق مامورین وافسران نظامی وپولیس، سارنوالی ها، ارگان های قضایی وعدلی مبدل شده در وزارت های مالیه، زراعت، دفاع، داخله، معارف، خارجه، انکشاف دهات، تجارت،   ترانسپورت و نهادهای عدلی وقضایی ... ودیگر جاها بورس های تحصیلی به اساس روابط طور غیر عادلانه تنهابرای قبیله گرایان توزیع میگردد.

 در تعینات ومقرری ها  اصل شایستگی، درجه تحصیل  ولیاقت قطعاً در نظر گرفته نمیشود  هرکس مربی داشت ویا پول داد در بست بالاتر خلاف مسلک ودرجه تحصیل مقرر میشود ونام آنرا اصلاحات اداری میگذارند در بست داکتر، فارمسست، دربست معاون داکتر، کارمند اداری، نرس دیپلومه مسلکی در بست خلاف مسلکش به اساس سلیقه ها وملحوظات منفی قومی  وندادن ارتشاء...(در وزارت دفاع ملی خصوصا با تقرر لوی درستیز جنرال کریمی  و عدۀ ديگر درپستهای رهبری اين وزارت ) چوکی ها فروخته میشوند در پیژنتون دفاتر ذاتی یک تعداد افسران را پنهان نموده، ميگويند که مفقود گردیده، دفتر جدیدا ترتیب میشود؛ اما مصرف  دارد. یک هفته بعد وقتی با  پول مراجعه شود کار جور ميشود وهم عکس بعضی هارا از سجل ترفیعات قبلی کنده وپاره نموده افسر را سر گردان میسازند تا ملحوظات خود را بدست بیاورند.

 افسران وطن پرست در قطعات اطرف توسط یک عده سربازان وابسته به قبیله گرایان عمدا به دستور باداران شان شهید ساخته میشوند، يعنی از عقب مورد هدف مرمی قرار میگیرند . اين پلان توسط آ.ی اس آی واحزاب افراطی ساخته پاکستان در افغانستان طراحی میگردد. در وزارت دفاع ملی چوکی ها به پول ونرخ های معین فروخته میشوند:ق.ت 50000 افغانی ق ک 300000 افغانی ق ل 500000 افغانی. آنهم طوریکه نفر سوم در بین شان واسطه میشود.تبدیلیها هم همین طور هست.بگونه مثال تبدیلی  بست تورنی از گردیز به کابل 1500دالر امریکایی، از قندهار به کابل اضافه تر از آن.

 در تقرر، تبديلی، ترفيع و تقاعد کادرهای ملکی و نظامی، روابط را بالاتر ازضوابط قبول نموده اند.   داکتر دربست معاون داکتر یا دربست انجینر، افسر تخنیک وپیاده دربست داکتر طب مقرر شده است.درتعینات سال 1390 با تعصب خصومت آمیز سهم ساير اقوام و مليت ها را محدود نموده اکثرا از يک قوم برسر اقتدار بدون در نظر داشت ترکیب ملیتی که خود شان تصویب نموده بودند جابجانموده، اهلیت و شایستگی وترکیب ملی را هیچ مدنظر نگرفته اند.

بطور مثال: در ترکیب شورای علمی اکادمی علوم طبی 9نفر پشتون، 4 نفر تاجک ویک نفر ازبک جدیدا انتصاب گردید که کاملا غیر عادلانه بوده وفساد آشکارارا تبلور میبخشد. زیرا 9 نفر اکثریت تمام بورس های تحصیلی وانتخاب متخصصین و شاملین پروگرام تخصص، تعین استادان طب نظامی وترفیعات علمی دوکتوران به صلاحیت واراده همین 9 نفر میباشد وحق دیگران تلف میشود. جواسیس پاکستانی ووابستگان طالبان  در مورد نقش خوبتری را بازی خواهند نمود . نوجوانانی که صرف کمپیوتر ولسان انگلیسی را میدانند با معاشات گزاف به اساس روابط وپول مقرر میشوند. حلقات تنگ نظر وقبیله گرا همه امکانات را به اختیار گرفته اند تمام ادارات دولتی ولایات بین چند نفر تقسیم شده است.

در امتحانات  نام نهاد( کانکور نا متوازن)  کانکور طرز وشیوه امتحان نامتوازن است مثلا به  مکاتب  کندهار 30 نمره در مجموعه کمک شده که چانس بیشتر شمولیت را در دانشگاها وموسسات تحصیلات عالی پیداکنند. در ننگرهار به متعلمین شامل کانکور تیلفون های موبایل ومذاکره وصحبت آزاد بود تا سوالات را خوب تر حل نمایند؛ ولی برعکس در دیگر ولایات وضع طور سخت گیرانه بود.

 (معارف نامتوازن) مافیای معارف در ولایت بامیان یک باند کوچک خیلی خطر ناک متشکل از رییس معارف، رییس دانشگاه ووالی بامیان در اختلاس، ارتشا، اشغال پست های دولتی بدون تحصیل ولیاقت دست زده که  کمیسیون مستقل اصلاحات اداری هم  درین مورد اظهار عجز نموده است.رییس معارف بامیان از سواد کافی محروم بوده  سند تحصیلی جعلی از فاکولته تعلیم وتربیه درست نموده است.  پول محروقات  زمستان معارف حیف ومیل میشود ماهانه یک موتر نمد، برک، قروت، روغن ودیگر پیداوار محلی از معلمین طور رشوه جمع آوری گردیده توسط یکی از اقارب رییس معارف آنجا به کابل به وزارت معارف  تحویل مقامات  این وزارت میشود در غیر آن به معلمین اخطار داده میشود که به جاهای دور تبدیل میشوید.

 در ماه قبل از فارغین صنف 12 لیسه های شمال برای معاون داکتری در اردوی ملی امتحان کانکور اخذ گردید که اکثریت  کامیابان ازملیت های دیگر بود؛ ولی در مرکز این امتحان ملغی قرار گرفته از طرف مقامات وزارت دفاع امر شد که امتحان دوباره اخذ گردد؛ ازریاست صحیه مسؤول مربوطه با سوالات بتاریخ 28 میزان 1390 جهت اخذ دوباره امتحان تشریف بردند؛ ولی یاور لوی درستیز (جنرال مولا جان) خودش سوالات دیگر ساخته بود ومیگفت که داکتران حق ندارند که امتحان اخذ نمایند  خودش میخواست امتحان بگیرد (شخص غیر مسلکی دربخش صحیه) تا افراد مطلوب خودرا شامل سازد؛ اما معطل قرار داده شد.

 در دستگاه دولت خصوصا بخش های نظامی هرگاه حلقات فاشیستی بخواهند شخصی  را از مقام و چوکی آن برطرف و عوض آن شخص مورد نظر خود را جابجا سازند به اندک توطئه جعلی اولآ او را از وظیفه سبکدوش بعدا در مورد تحقیق و بازرسی صورت میگیرد با اينکه بیگناه ثابت میشود، اما شخص چوکی خود را از دست داده است. برعکس از افراد و اشخاص خود شان هر قدر مرتکب ارتشاء و اختلاس میشود آنرا برطرف نکرده؛ بلکه در قسمت باقی ماندنش در چوکی رهنمائی های میشود و دوسیه آن حفظ میگردد. این یک بر خورد دوگانه در مقابل ملیت های ساکن در افغانستان است.

از تمام حقایقی که در وطن جریان دارد این نتیجه گرفته میشود که مشاورین رییس جمهور کرزی، یک عده عناصر تنگ نظر وقبیله گرا بوده مشوره های نادرست به وی  ميدهند تا دولت به شیوه سابق قبیلوی وتک قومی باشد واز واقعیت های جامعه درد مند وزخمی ما او را دور نگهداشته اند .در حالیکه فقر، بیکاری ، ناامنی سرقت های مسلحانه، بیخانه گی، فساد اداری واخلاقی، نبود امکانات صحی وامراض گوناگون مردم را به ستوه آورده ومردم از دولت  فاصله گرفته ودولت عملا از پشتیبانی مردم محروم شده است.

 مشاورین مقام ریاست جمهوری باین باور اندکه طور میراثی جمهوری به قبیله شان تداوم داشته باشد ووارث بالاستحقاق قدرت خودرا میدانند وهیچگاه نمیخواهند درانتخابات هم دیگران به پست های کلیدی دولت برسند. دردرون اين مشاورين استخبارات پاکستان رول عمده دارد.

 درحالیکه افغانستان یک کشور کثیر الملیت است به تنهایی هیچ کدام اکثریت نبوده افغانستان از اقلیت ها ی ملی تشکیل شده همه ملیت ها دارای حقوق مساوی اندو حق دارند که درحاکمیت دولت سهم فعال داشته باشندومیتوانند رییس جمهور شوند.به صورت تک قومی هیچکدام نمیتواند حکومت کند این مافیاهای مختلف وقبیله گرایان که ملت را به کام خود فروبرده اند دیگر نمیتوانند که دوران گذشته را تکرارنمایند. امروز مردم بیدار شده در قرن 21 که استبداد قبیلوی را لمس کرده اند دیگر نمیخواهند به شیوه سابق بالایشان حکومت شود.اتحاد وهمبستگی ملیت های برادر ساکن در افغانستان ضامن پیروزی وارمغان آور صلح، ترقی وطن، انکشاف، احیای مجدد ویرانیهای سه دهه جنگ شده میتواند.

پس بیايید وحدت واقعی ملی در تساوی قدرت را تحکیم وتامین نموده در مبارزه علیه انواع فساد موجود مبارزه بی امان وخستگی نا پذیر نماییم تا در وطن عزیز ما  بجای این پدیده های منفی"تفرقه بانداز وحکومت کن" صلح، وحدت، برادری و آبادی کشور را به ارمغان بیاوریم. بايست  کشور پاکستان رايکبار ديگر ازنو بشناسیم و معتقد شويم که تمام محافل حاکم در اين کشور دشمنان صلح، آزادی، مردم ما و آبادی و ترقی سرزمين ما افغانستان می باشند.

 این وظیفه همه جوانان واشخاص رسالت مند تاریخ وطن است تا درین راستا دین ایمانی ووجدانی خودرا ادا ء وافتخارراکمایی نمایند.

 به جناب جلالتمآب رییس جمهور افغانستان پیشنهاد من این است که در تقرر تعدادی از وزراء و مشاورین خود تجدید نظر نموده از تعداد قبيله گراها، بخصوص از يک ولايت که عامل اصلی نفاق ونژاد پرستی اند در پستهای حساس  کاهش بعمل آورند. در کابینه وزرای دو تابعیته را جاندهند. زیرا توجه بیشتر شان به آنطرف بوده پول های کمک شده را انتقال میدهند .

از آقایایان بوش واوباما هم یک سوال را حق دارم بپرسم که آیا لشکر کشی شما بخاطر حفظ  منافع یک قبیله نژاد پرست وضد دیموکراسی در افغانستان بود ویا به تمام مردم ملیت های ساکن در کشورما؟ در کشور شما یک سیاه پوست توانست که به کرسی ریاست جمهوری برسد .کشور شماهم کثیر الملیت است  پس ملیت های برادر ساکن افغانستان  هم حق زنده گی  را مثل برادر های پشتون دارند .شما امریکایی ها نباید به پشتیبانی یک ملیت قبیله گرا  حقوق دیگران را پامال نمایید. درست است که  پشتون ها دوصد سال حکومت شاهی نموده اند، ولی امروز رژیم شاهی از افغانستان مخلوع گردیده  دیموکراسی وجمهوری انتخابی است. در قانون اساسی باوجودیکه حل عادلانه مسأله حقوق ملیت ها تسجیل نگردیده، ولی پشتونها هم  بطور میراثی  وارث باالاستحقاق  دایمی سلطنت شناخته نشده اند.سلاطین آنها، طالبان، و حزب فاشیستی افغان ملتی ها هیچ گاه در فکر آبا دی وطن وترقی کشور نبوده همیشه در تلاش آن بوده اند که بر اریکه قدرت تکیه زنند ودر عقب مانی فرهنگی کشور را حفظ کنند وتجربه دوصد ساله حاکمیت قبیله گرایان نمونه بارز آن است. بطور مثال امروز تعداد زیادی از برادران پشتون ما که در اروپا ودیگر کشور های غربی زنده گی دارند اولاد شان در آنجاها تحصیل نموده فرهنگ غربی را قبول، ولی پدران شان مقیم آنجاها در مباحثات  از فرهنگ فاشیستی طالبانی وافغان ملتی دفاع وصحبت مینمایند ودرین عصر هم همان تعصب قرون وسطایی خودرا فراموش نکرده اند. نزد اولاد  ونسل آینده هم محکوم بوده  ودر آینده نزد اولاد خود هم  شرمسار مانده واز  جواب معقول به آنها  عاجز خواهند ماند.

 آی اس آی پاکستان امروز برادران پشتون را استعمال می نماید چنانچه در شهر کابل ودیگر ولایات افغانستان میبینیم که هر قدر انتحاری وتروریست در قتل های زنجیره یی  که صورت گرفته  از ملیت پشتون وتربیه شده آی.ای.آی پاکستان هستند که مثال های آن را در رسانه  همه مشاهده نموده اندوافغانستان در کام استبداد قبیلوی واشغال آشکارا پاکستان فرورفته است. در تار وپود وطن ما  استخبارات پاکستان جا گرفته امروز در شهر کابل ودیگر شهر ها ی ما پاکستانی ها در لباس گلکار، گداها، ملاها، مبلغین دعوتگر در مساجد، دریوران موتر های باربری، قراردادی های ساختمانی  وغیره ... اکثرا جواسیس آی.ای.آی اند که وظیفتا کارهای اوپراتیفی واستخباراتی را پیش میبرند. همین ده منزله جوار چهارراهی عبدالحق هم اکثرا کار گران وگلکاران  پاکستانی بودند که زمینه را قبلا مساعد ساخته ونقشه آنرا به شبکه های تروریستی داده بودند حتی در جابجایی مهمات همکاری نموده بودند. وگفته میشود که درمورد بدست ساختن واعمار آن نیز بر نامه آی. اس .آی بوده است.

 در مقرری ها وتبدیلی های وزارت د فاع ملی وریاست عموی امنیت ملی نقش آی.اس.آی پاکستان  در تبانی با گروپ تنی که عضویت  آی.اس.آی وحزب گلبدین را دارد دور از امکان تصور نمیشود.

 در اخیر پیام نگارنده به هموطنان عزیز این است که پاکستان وعمال آنهارا در افغانستان خوب بشناسید وفریب این مکاران شیاد را نخورده بلکه آنان رااز کشور برانید.

  پیشنهاد اخیرمن به جلالتمآب محترم رییس صاحب جمهور این است، که در حضور نظامی جامعه جهانی وبه کمک آنها بهترین چانس است که سرحد بین افغانستان و پاکستان تعین ومثل کشور های دیگر جهان افغانستان هم حق دارد که سرحد وخطوط مرزی معین ومشخص درجنوب وشرق افغانستان داشته باشد. زیرا کشور بی سرحد منحیث یک قطعه واحد جغرافیایی موجودیت خودرا تحت سوال قرار داده از تمامیت ارضی ، استقلال وحاکمیت ملی خود بطور لازم دفاع کرده نمیتواند.افراد مسلح، تروریستها، انتحاریها، قاچاقبران مواد مخدر، قاچاقبران انسانها، آدم ربایان، انتقال مواد انفجاری، ورود غیر قانونی جواسیس ودهها مصیبت دیگر ازین بی سرحدی افغانستان استفاده نادرست وتخریب کاری صورت گرفته است.

بنابران هرگاه خط دیورند به رخ این همه عناصر شریر وتخریب کاران مسدود شود آنگاه عملیات های قوای آیساف وامريکاییها نتیجه مثبت میدهد.اقوام دوطرف، تجاران ودیگر مردم ازطریق قانونی با داشتن پاسپورت وویزه از تورخم وسپین بولدک وهم باایجاد یک یا دو بندر جدید در خوست وپکتیکا عبور ومرور قانونی نموده در آنجا ثبت وراجستر شوند تا هویت شان معلوم باشد. 

 در تمام کشور های جهان این حق قانونی شان است که سرحد وخط مرزی مشخص داشته شهروندان خودشان ودیگر کشور ها با ویزه داخل وخارج میشوند. متاءسفانه که وطن ما سرحد نداشته خصوصا از شرق وجنوب هر بلا داخل وسبب بدبختی وکشتار مردم ما میشوند. جامعه جهانی درراس آن امریکا این توان را دارند که تدابیر اساسی درین قسمت گرفته از تلفات جانی عساکر خودشان  ومردم بیگناه ما جلوگیری نمایند وحتما  به این کار قادراند در عوض آن پاکستان تحت نظر جامعه جهانی یک راه ترانزیت تجارتی بحری از طریق خاک خویش به افغانستان بدهد درین صورت هم امنیت ومصونیت در هردو کشور بخوبی تامین گردیده واز جانب دیگر در رشد اقتصاد  کشور ما نقش مهم  خواهد داشت.

 بندهای سلما، کجکی، بندکمال خان باز سازی گردد و هم چندین بند برق بالای دریاهای پنجشیر، در باغدره نجراب، غوربند وکنراگر اعمار گردد هم برای جوانان زمینه اشتغال مساعد وهم زمین های خشک وبایر وسیع ازقبیل دشت بکوا، دشت های زرنج، دشت کیله گی، دشت های بین بلخ وتاشقرغان، دشت لیلی، دشت ناگمان در کاپیسا، دشت های کندهار، زابل و دیگر ولایات تحت آب قرار گرفته حاصل غله جات کشور وافر میشود از احتیاجات مواد اولیه و  غذایی  همسایه های شریر مانند پاکستان مداخله گر نجات خواهیم یافت گفته میشود که در قسمت اعمار بند ها  پاکستان به دولت افغانستان اجازه نمیدهد. ولی ما نبايد منافع حياتی خود و آبادی ميهن خويش را فدای منافع جنرال های خون آشام و سرمايه داران پنجابی پاکستان نماييم.

نظرات 

 
0 #1 توده ای ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۴:۴۰
ساختمان انسان مخصوصا ساختمان روحی انسان خیلی ها پیچیده است سال ها بگزرد انسان هااز شناخت ان عاجز خواهند بود از همین سبب در جوامع که قصدا دچار فقروبی سوادی شده باشد انسان های که فکر شیطانی وخواهشات حیوانی دارند با چهره معصوم حق بجانب لفازی در اندازی بهم اندازی مرتکب اشتباهات وخطا های نا بخشودنی در حق هم نوعان به نفع شخصی دل تپل خود میشوند خداوند مردم افغانستان را از شر این چنین افراداشخاص درنده خوی ادم چهره نجا ت دهد عامل خشونت جنگ برادر کشی ویران گری به اشاره دیگران وغلبه نفس سر کش شان به ادامه فضای بی باوری وبی اعتمادی سنگ اندازی جنگ پر خاش گری لفازی حرافی فریب جامعه کار همچوانسان هی است که خصوصیات روحی گندیده دارند -سبزه گل
 
 
0 #2 فاروق ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۲۱:۱۹
نگارنده این مضمون با دل پاک خویش حقایق و جریانات کشور مارا نگاشته است. بنگارنده محترم عرض شود که از ابتدای حضور امریکا به افغانستان پلان چنین بوده است که وارثین واقعی این مرز و بوم را که در زیر چتر جبه مقاومت برای نجات افغانستان جمع شده بودند و پلان شوم پاکستانرا مبنی بر صوبه ساختن افغانستان، نقش بر آب ساختند با صدها نیرنگ و تزویر بیجا و نا بود سازند و جای آنهارا توسط اجیران پاکستان پر کنند. ما دیدیم که چطور در آغاز حاجی عبدلقدیر را ترور نمودند و بعد تعداد زیادی از مقاومت گران را بیکار ساختندو آهسته آهسته داکتر عبدالله و دیگران راهم بیجا ساختند. وصرف یک ویا چند نفر را وظیفه دادند که آنها هم بگفته آقای محمد یونس قانونی بحساب دیکور ملیتی بوده است درحالیکه در سیاست سازی هیچیگ. نقشی نداشته اند. و در عیوض جاهای کلیدی به عناصر وابسته به پاکستان که مراد از گلب الدینیها و طالبان بدون لنگی سیاه و سرمه میباشند داده شد. اگر دقت کنیم بسادگی دیده میتوانیم که افغانستان بدام پاکستان رفته است و نزدیک است که بالکل زیجیر غلامی پاکستان بگردن مردم آزاده افغانستان به افتد. باید عرض شود که آقای کرسی از زمره پیشقدمان این سیاست پاکستانیزه شدن میباشد. پاکستان برای اینکه نفاق را در کشور تقویه کند دستور داده است که اول افغانستان را پشتونیزه بسازید تا آنعده از برادران پشتون را که ساده فکر میکنند به همکاری چلب شوند. البته آنعده چشتونهئی را نقش بدهند که به پاکستان وفادار باشند. اگر نه ما میبینیم که در بین برادران پشتون ما اشخاص کار فهم و عاشق بوطن خیلی زیاد است که به یکی از آنها هم چانس خدمت کردن بوطن داده نمیشود. پلان همین است که عرض شد حالا دیگر بتمام مردم افغانستان مربوط میشود که بیدار شوند به خائنین و وطنفروشان زیاده ازین اجازه ندهند که کشو.ر شانرا تباه سازند. البته جنگهتای زرگری کرزی و تشنج ساختگی بین امریکا و پاکستان کاملا" جعلی بوده و در جمله بازیهای سیاسی بحساب میرود.
 
 
0 #3 دروند اوغان ۱۳۹۰-۱۱-۱۴ ۱۰:۱۹
عامل تمام بدبختي هاي كشور مان بعضي پشتون هاي بيغرت و جيره خوار پاكستان است مانند فاروق وردك آصف ننگ عمر زاخيلوال احدي كريم خرم اعضاي تيم به اصطلاح ملي توپ دنده(كركت) مسولين تلويزيون شمشاد و ژوندون وغيره. البته منظورم تمام قوم شريف پشتون نيست. امروز اين مردار خور هاي كثيف از ارگ رياست جمهوري گرفته تا پايين ترين سطوح دولتي قرار دارند. امروز پوليس پاكستان در بدل 20 روپيه يك هموطن ما را ميكشد و دولت پاكستان صدها موتر اموال تجار ما را متوقف ميكند. علت آن است كه ا اين وطن فروشان چنان نفوذ پاكستان را در افغانستان گسترش داده اند كه پاكستان هر كاري بكند امروز كسي جرات ندارد كه بپرسد چرا.
 

اضافه کردن نظر