جاودان: خبر، تحلیل و دیدگاه

Fri05182012

Last update01:17:27

Back دیدگاه و تحليل اشک تمساح قبیله گرایان بر تلاش های رهبران جبهه ملی!

اشک تمساح قبیله گرایان بر تلاش های رهبران جبهه ملی!

  • PDF

در افغانستان کنونی که دولت مردان آن از قانون اساسی و آزادی بیان جانب داری میکنند و آنرا فرآورد حاکمیت خود دراین ده سال اخیر میدانند، برعکس این ادعا، از منتقدین خود در راستای تغییر نظام متمرکز و فساد زا بیک نظام معقول پارلمانی که مقام نخست وزیر در برابر نمایندگان مردم پاسخگو باشد و یک نظام با کفیت که اتباع  کشور از طریق یک کابینه متخصص و فعال  که حضورشان را  بالفعل از طریق نمایندگان شان در آن حاکمیت لمس کنند، اشک تمساح میریزند.

اگر والیان به طور انتخابی و آنهم با رای سری، شفاف و مستقیم از جانب مردم برای مدت معین تعیین و در برابر مردم نیز مسُول و پاسخده باشند. به همین ترتیب اگر ولسوالها و شاروالها نیز انتخابی و صلاحیت  ارگانهای محلی ارتقأ یابد و اولویت بندی در بازسازی و زیرساختها ی ولایات از صلاحیت والیان درمشارکت مستقیم مردم در وجود شوراهای ولایتی انتخابی صورت گیرد و ضرورت  کیفیت و کمیت ارگانهای امنیتی به منظور تامین بهتر امنیت (که یکی از ضروریات های اولیه مردم ما است) ازجانب والی انتخابی مردم منظور گردد، و حکومت داری خوب و مبارزه عملی در جهت نابودی مواد مخدر و کشت مفید جاگزین آن گردد و اگر مبازره جدی و بی امان علیه فساد اداری و سپردن کار به اهل آن صورت گیرد، چه نقصی دارد؟ و کدام یک ازین فکتورها کشور را به طرف تجزیه میکشاند که مخالف ادعائی آزادی بیان و دموکراسی قبیله سالاران گردیده که روح قبیله در وجود شان حکم میراند و غیر از قبیله خود دیگران را دیده ندارند که در مورد سرنوشت کشور ومردم شان اظهار نظر کند.

درطول تاریخ این کشور از احمد خان ابدالی تا عصر حاضر کدام شاه، سلطان و یا رئیس جمهور بدون مداخله مستقیم و یا غیر مستقیم خارجیها از جانب ملت و به اراده ملت انتخاب شده است؟ و درکدام یکی ازاین ادوار  این کشور از لحاظ اقتصادی خود کفا بوده و دستنگر به جوامع و کشورهای خارجی دیگر نبوده است؟ و از جانب آنکه افغانستان یکی از کشورهای محاط به خشکه است و با هیچ یک از بنادر بحری جها ن راه مواصلاتی نداشته و همیش متکی به کشورهای همسایه بوده است. مخصوصا پاکستان و ایران که این  دوکشور به طور متدوام، پاکستان به تجارت افغانستان (واردات و صادرات) آن مشکل آفریده است و همین اکنون اگر برای دو روز بنادر تورخم، شاه بهار و حیرتان مسدود گردد، صعود قیم به چه پیمانه در زندگی مردمان این سرزمین بیداد خواهد کرد؟ برقهای وارداتی از کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان در طویل مدت به چه تناسب درسیاست افغانستان با این کشورها بستگی دارد؟ واگر رژیم سنتی و قبیله گرای که مخالف پالیسی آن کشورها است در افغانستان مستقر شود و این کشورها که نسبت به همه از بنیاد گرائی و صدور تروریسم آسیب پذیراند آیا به تمدید برق در کشور ما مایل خواهند بود؟ و اگر از جانب آنان که در مخالفت با رژیم سیاسی کشور ما قرار گیرد افغانستان اولین کشوری درقرن بیست و یک نخواهد بود که در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت و چرخ اقتصادی آن متوقف خواهد شد و کدام فکر بدیل نیز وجود دارد که  بند و انهار را بدون همکاری جوامع تمویل کننده تاسیس کند و یا کشور را از لحاظ انرژی متکی به خود سازد؟. لذاضرور است که رهبران جبهه ملی و ایتلاف ملی باید پیش از پیش برای جلوگیری از انزوای سیاسی و اقتصادی کشور و دفاع مشروع و قانونی  از مردم راههای معقول و عملی را با کشور های حامی دموکراسی و تاثیر گذار درامور افغانستان جستجو کنند.

آقایان احمد ضیاءمسعود، جنرال عبدالرشید دوستم و حاج محمد محقق مسولیت وجدانی، اسلامی و ملی دارند که دربرابر پلانهای غضب قدرت از جانب خفاشان کوردل و فرهنگ ستیز صادقانه و با احتیاط مقابله کنند و خواستار نظام پارلمانی غیرمتمرکز، پاسخگو و با کفایت گردند که با جهان زندگی کند و با جهان روابط دوستانه، حسن همجواری و احترام متقابله به وجود آورد. مگر دولت کنونی ده سال قبل توسط خارجیها در بن تشکیل نشد و آقای کرزی توسط لخضر ابراهیمی نماینده خاص ملل متحد و آقای زلمی خلیل زاد نماینده با صلاحیت امریکا  تعیین نگردید؟ اگر به منظور رسیدن یکی از مهره های قبیله  در هر مکان یا هر کشور و توسط هر خارجی به اهرم قدرت، حتی مانند معاهده ننگین دیورند درگذشته یا پیشنهاد کنفدراسیون افغانستان با پاکستان توسط اقای حکمتیار تحقق بپذیرد، با آزادی این کشور در تناقص نیست؟ و اگر رهبران ملیت های دیگر با یکی از کشور های خارجی تماس گیرد سروصدای تجزیه کشور و مداخله در امور داخلی افغانستان از حنجره ای عقده مندانه آنان زمزمه میگردد.

اقایان مسکین یار و عمر خطاب با وقاحت و بی شرمی تمام در تلویزیون هایشان سراسیمه و غیر منطقی میگویند: که محقق چی حق دارد که چنین موضع گیری کند؟ و به کشور آلمان سفر نماید. از شما میپرسم که اقای مسکین یار(مسکین کش) و عمر خطاب حکمتیار پرست به شما چه کسی این صلاحیت و این حق را داده است که بالای صحبت رهبران جهاد و شخصیت های مطرح سیاسی وشناخته شده چون احمدضیا مسعود، جنرال دوستم و استاد حاجی محمد محقق انگشت انتقاد را بلند نموده، غیرمسئولانه، بی شرمانه و عقده مندانه مانند اینکه سلطان یا امیر این ملت باشید و صلاحیت حاکمیت  این کشور را حق خدا داد قبیله خود ابلهانه میپیندارید، استنطاق گونه میپرسید و صدا بلند میکنید که چرا چنین شد؟ چه حق دارید که به آلمان سفر نمودید و با امریکاییان مذاکره کردید؟ باید بدانیدکه این شخصیتها نماینده واقعی ملت شان در سه دهه از شرف و عزت مردمشان در برابر فوج اجنبی سینه های خود را سپر نموده اند. آیا آقای مسکینیار از یاد برده است که در مقابل نجیب الله کابلی زانو زده از صحبت های گذشته خود نادم و حتی توبه نیز نموده و مانند برگ بید لرزه بر اندامت افتیده بود؟ و در آن روز ها عمر خطاب از مصیبت پیش آمده به مسکینیار در تلویزیونش به نفع خود سخت استفاده کرده و اکنون چه خواب دیده اید و یا از نجیب الله کابلی دور شده اید که مستنطق وار از رهبران افغانستان استنطاق به عمل می آورید که اگر بر فرض پیش بینی های شما قبیله دوباره سر برآورد و این مرزبوم را مطابق هوا و هوس شما اداره کنند؟ فکر میکنم به خطا رفته اید. زیرا زمانه عبد الرحمن خان دیکتاتور و طالبان میرغضب دیگر به تاریخ پیوسته است و اکنون ملت سر افراز افغانستان مزایای دموکراسی، حق بیان و احترام به حقوق زنان را چشیده و برای حفظ این دستآورد ها به قیمت جانشان در برابر زورگویان و قلدران دهر خواهند ایستاد و نمی گذارند که این کشور باستانی را برای یک قرن دیگر از کاروان تمدن جهان معاصر تاریک اندیشان دهر عقب نگهدارد.  

نظرات 

 
0 #1 توده ای ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۴:۱۶
نویسنده محترم حتما دراروپا زندگی میکنید به قوانین اروپا بلد هستید بخاطر تغیر نا م یک طفل چند ماه را در بر میگیرد اقلا یکسال ان هم اگر دلایل مقنع باشد در صورت که شما جناب عالی علاوه بر تغیر نظام تغیر نام افغانستان را هم خوا هان هستید لطفا بگوید چند سال کار است تا همه مردم قناعت کنند تا نام ان به خراسان تبدیل گردد این هم به گمان است که بری یانبری باز چه دردی را تغیر نام افغانستان دوا میکند اصطلاح عام است دل درو گر نمیشود داس را در کلخ تیز میکند اخر این کلخ تیز کردن ها بخاطر چیست بهتر است از بسیار ترح دیزان دادن ها کم کنیم تا مردم به طرف صلح وارامش برود یکی از مفاد پیمان های ستراتیزی با کشور ها همین خواهد بودتا به تزاد تفرقه در اندازی پشتیبانی افراد از این سمت ان گروه خاطمه داده خواهد شد زیرا در کشورهای که با افغا نستان معاهده دوستی می بندند به انسان احترام قایل هستند نه به لسان قوم قبیله اش حتما تاثیر خودرا دارد همه انسان اجتماع وهمه حقوق مساوی داشه باشند قانون ضامن زندگی واسایش دیگران باشد نه اشخا ص افرادی که بنام این ان رهبر بر سر مردم تجارت میکنند واز این را صاحب جاه جلال میگردند بعدا مردم فراموش میشود شکم گرسنه بیکار کنج خیمه ها مغاره کوه ها رهبر دارای شش وظیفه قصر قلعه اخر مردم افغانستان باهم برادر ودر یک خانه زگی میکنند این جفای بزرگ واین تخم نفاق به اشاره دیگران بخاطرتفرقه نفاق بین انها در گزشته ها پاشیده شده حاصل ان همین است که می بینیم بهتر است به طرف زازش مصالحه برویم تا به تفرق وداس به کلخ تیز کردن کام گار باشید-توده ای
 
 
+1 #2 یادگار ۱۳۹۰-۱۱-۱۰ ۱۴:۲۷
ویسنده به مسایل خوبی تماس گرفته اند . ببینید تمامیتخواهان سخت دستپاچه شده اند . مسکینیار هر شب ملتها ی غیر قبیله یی را دشنام میدهد و همه را جنگسالار میخواند . میخواهند همه ملتهای خراسان تسلیم قبایلی ها میگشند و به حکومت وطن فروشان تسلیم میشدند آنوقت جنگسالار نمی بودند . ولی این هدف را به گور خواهند برد .تلویزیون محمد زاییهای مفتخور , جازبندنواز - مسکینیار بیشتر از همه پروپاگند های خاینانه را علیه رهبران جبهه آغاز کرده است .تا سر حدی که اخطار های کودکانه مبنی بر اینکه اگر اینها فکر دولت داری ر ا دارند قوم ما اجازه نمی دهد و ( دریای خون ) جاری خواهند کرد . ازین کودن باید پرسید مگر تاکنون وحشیا ن قومی شما چنین نکرده اند ؟ از قبیله و قبیله پرستان مگر انتظاری دیگر میتوان داشت ؟. آیا با این طرز فکر در کنار تمامیتخواه جاهل تره کی روستا یار که از روی تفنن گاهگاه او را انتقاد میکند نمی ایستد ؟، قبیله پرستان همه در یک صف اند . کور مسکینیار دروغ میبافد درد این خاینان این است که چرا از او و محمد زاییهای عیاش و مفتخور دعوتی نمیشود . درد شان اینست که چرا هزاره ها وازبیکها و تاجیکها متحد شد ه اند و دیگر نیرنگ قبیله را شناخته اند و دست رد بر سینه مزدوران پاکستان رده اند . زنده باد کشور سر بلند خراسان این مهد تقوا و سر بلندی .و آزاده گی . مرگ بر معامله گرانن و خاک فروشان طالبی و هوادار ان مخفی و علنی آنها . - با احترام .یاد گار
 
 
0 #3 پشتونوال ۱۳۹۰-۱۱-۱۲ ۲۰:۳۲
از دید من پشتون ها قابلیت برادر و وطن دار را ندارند از گذشته ها ثابیت شده است که این ها به فرزندی پدر خود هم احترام ندارند و در وقت قدرت چشمش را کور کرده اند. شما فکر کنید که حد مرز عبدالرحمن برای تاجیک ، ازبک و هزاره الزامی اما برای پشتون ها نه ؛ نفوس شمار که اصلان صورت نگرفته اما خود را 70 فیصد مداند و دیگران را هیچ. نام این کشور خراسان بود و تمام مردم نجیب و برادر آن با هم زنده گی میکردند اما از زمانی که این... ها آمدند آبروی ، عزت ، احترام ،برادر و امید به زنده گی از بین رفت و در جریانی ده سال آخر معلوم شد که این ... حتی ارزشی انسانیت را نمیداند چه برسد بر اسلامیت. آنقدر در بی عقلی غرق هستند که یک بار هم فکر نمی کنند که قبل از احمد شاه ملتانی در کجا بودند اما بصورت خون سرد ازبک ها را ازبکستان میفرستند خبر ندارند که در غزنه کی حکومت میکرد.در آخر در این کشور باید یک همه پرسی صورت بیگرد در مورید نام این کشور ،در مورید نظام این کشور و در مورید آینده این کشور . من که از این وضعیت واقعن خسته شدم از اوغانستان از اوغان و از پشتونوالی که معادل وحدت ملی دروغین است.
 

اضافه کردن نظر